فرایند استانداردسازی در آموزش و پرورش به دنبال اهدافی است از جمله اینكه وقوع این پدیده ، حفظ منافع جامعه را به همراه دارد . استانداردهای آموزشی از طریق تأمین حد مطلوب كیفیت خدمات آموزشی ، فرایندهای این نظام را تحت تأثیر و كنترل قرار داده و در نهایت سبب می شود انتظارات دریافت كنندگان خدمات از این نظام برطرف گردد.
استانداردها در نظام آموزش و پرورش ، موجب صرفه جویی در بهره گیری از نیروی انسانی ، انرژی ، مواد مصرفی و تجهیزات و امكانات می شوند .همچنین اینگونه استانداردها ، از طریق تدوین گامهای دستیابی به هدف ، موجب ایجاد سادگی در روشها و شیوه های انجام فعالیتهای آموزشی و فعالیتهای دیگری چون اداری ، ارتباطی و... می شوند .
در صورتی كه استانداردها به روشنی تدوین شوند، وسیله ای را فراهم می آورند كه از طریق آن طریفن ذی نفع نظام آموزشی ( جامعه به عنوان دریافت كنندگان خدمات و نظام آموزشی به عنوان ارائه دهندگان خدمات ) بتوانند به روشنی به بیان مقاصد خود پرداخته و تبادل افكار نمایند .
همچنین استانداردهای آموزشی می توانند با ایجاد حداكثر یكنواختی در فرایندهای آموزشی ، موجب به ثمر رسیدن این فرایندها و بهینه سازی شرایط دستیابی مناسب و یكسان به آنها شوند .تمام آنچه كه در باره فواید استانداردسازی در آموزش و پرورش گفته شد،بدنبال یك هدف ویژه است كه آن توسعه كمی و كیفی ابعاد گوناگون نظام آموزشی است. و استانداردها می توانند با مساعد كردن زمینه های فرایندهای گوناگون نظام آموزش و پرورش،شكل گیری توسعه كمی و كیفی آنرا موجب شوند.
در پایان لازم است اشاره شود آنچه كه در حال حاضر مهمترین نیاز برای بكارگیری استانداردها در نظام آموزش و پرورش كشورمان محسوب می شوند ، زمینه سازی فرهنگی است. در صورتی كه زمینه فرهنگی لازم برای تحقق استانداردها بوجود آید ، جامعه نسبت به آنها علاقه نشان داده و در این صورت فشار اجتماعی برای بهره گیری از استانداردها در جامعه شكل می گیرد . علاوه بر این، سیستم اجتماعی جامعه مبدل به عامل كنترل و ناظر بر اجرای استانداردها در نظام آموزش و پرورش می شود كه بالتبع ثبات فرایند استاندارد سازی را به همراه دارد .
منبع : سایت ویستا