
اگر چه به كار بردن لفظ استاندارد و استاندارد سازی بیشتر در حیطه ی صنعت و تولید به كار گرفته شده است اما باید توجه داشت كه همه جا و همه چیز می تواند مورد توجه فرایند استاندارد سازی قرار گیرد . بطوری كه طیف وسیعی از شئونات زندگی انسان كه یكی از آنها مسئله تعلیم و تربیت است را می توان در این قالب جای داد .
در كشور ما قریب به هفده میلیون و یكصد هزار دانش آموز و بیش از نهصد هزار نفر معلم و كارمند در بیش از ۱۳۸ هزار آموزشگاه به صورت مستقیم فعالیت دارند . با وجود این گستردگی و برای جلوگیری از بی راهه روی ها ، نیاز به وجود چهارچوبهای مشخص ـ برای انجام فعالیتهای گوناگون در این نظام ـ به نام استاندارد و استاندارد سازی بیش از هرچیز احساس می شود .
به طور كلی ۳ عامل عمده را می توان در توجه به استاندارد و استانداردسازی در آموزش و پرورش ذكر كرد :
۲- ظهور آگاهی هرچه بیشتر در بین جامعه نسبت به فواید بهره گیری از استانداردها در زمینه های مختلف .
استاندارد مفهوم ثابتی نیست و همراه با دگرگونی ها و پیشرفت هایی كه در اثر تحقیقات علمی بوجود می آید، معیارهای آننیز دچار تغییرمیشود. استاندارد تبلور آگاهی و آزمایش گذشته است كه مبنایی برای پیشرفت های آتی محسوب می شود. بكارگیری استانداردها در سازمان، فواید زیادی را به همراه دارد. بهره گیری از آنها می تواند موجب ساده سازی امور، امكان تعویض پذیری آنها، افزایش ایمنی فعالیتها و صرفه جویی در منابع مادی و اقتصادی و انسانی را به همراه داشته باشد.
در این میان استانداردهای آموزشی را می توان به عنوان سیستم و سامانه ای در نظر گرفت كه كار كنترل كیفی فعالیتهاو خدمات ارائه شده از سوی این نظام را بر عهده دارند. بكارگیری استانداردها در آموزش وپرورش، نیازمند رعایت پیش نیازهائی است كه توجه به آنها می تواند موجب ترویج و تحقق و همچنین پایداری استانداردها به گونه ای بهتر شود. از جمله این پیش نیازها، تعریف دقیق اهداف نظام آموزشی و نیازهای آن، شناسایی دقیق خواسته های جامعه از این نظام و راههای دستیابی به آنها و همچنین افزایش توان انطباق پذیری نظام آموزشی با توجه به تغییرات پیرامونی از جمله تحولات جهانی است.
منبع:مهرداد یگانه،استانداردو استانداردكردن(تهران:مركز آموزش تحقیقات صنعتی ایران،پائیز۱۳۷۹)،ص ۱۴.

۱۵٫۹m
۳٫۹m



