اصل اساسی اندیشههای آموزگار یک دقیقهای چنین است: هریک از ما،در هرلحظه،هم دانشآموزیم و هم آموزگار. هنگامی در بهترین وضعیت هستیم که خود آنچه را که میخواهیم به خود بیاموزیم.
وی برای دستیابی به این اصل،از سه تدبیر اساسی که اجرای هریک تنها به یک دقیقه وقت نیاز دارد،استفاده میکند:
1-هدفگذاری یک دقیقهای:
اهداف خود را به صورت چند عبارت کوتاه مینویسیم.در طور روز چندین بار دست از کار میکشیم و یک دقیقه به اهداف خود مینگریم و آنها را به یاد میآوریم.
2-تحسینهای یک دقیقهای:
معلم یک دقیقهای اعتقاد دارد که ما بیشتر به اشتباهات خود و دیگران توجه داریم،حال آنکه میتوانیم در طول روز چندین بار و هربار به مدت یک دقیقه به رفتار خود بیندیشیم تا ببینیم اگر رفتارمان با هدفهایمان هماهنگ است،منتظر نمانیم دیگران ما را تحسین کنند، بلکه خود بلافاصله پس از آنکه کاری را درست یا تقریبا درست انجام دادیم،احساس خود را دربارهء خود و رفتار درست خود بر زبان آوریم و به تحسین خود بپردازیم.
معلم یک دقیقهای تأکید دارد که همهء ما، همه روزه،حداقل یک کار درست انجام میدهیم که شایستهء تحسین است.
3- بازیافت یک دقیقهای :
امّا اگر رفتارمان با هدفهایمان هماهنگ نبود،میتوانیم از اصل بازیافت یک دقیقهای استفاده کنیم.به این صورت که به رفتار نادرست خود و احساس ناشی از آن عمیقا بیندیشیم و آنگاه بپذیریم که در این لحظه،تنها«رفتار»ما خوب نبوده است ولی ما خود خوبیم و همیشه چنین بودهایم.رفتار ناهماهنگ خود را انکار نکنیم امّا به نکوهش خود نیز نپردازیم؛چرا که ما،«رفتار خود» نیستیم.
بهترین راه برای آنکه همواره در مسیر هدفهای خود باقی بمانیم آن است که در طول روز،چند بار به رفتار خود بنگریم و هربار بلافاصله اشتباهات کوچک خود را اصلاح کنیم.
معلم یک دقیقهای اعتقاد دارد که این اصول،شیوههای سادهای هستند برای «آموزگار خوب بودن و آموزگار خود بودن» ، که بسیاری از معلمان ما به خوبی از آن آگاهاند.
امّا این عزیزان،غالبا از یاد میبرند که آنها را به کار بندند.کلید موفقیت،به کارگیری این روشها و زیستن همیشگی با«اصول سهگانه» است.
خلاصه بسیار کوتاهی از تدابیر سهگانهء معلم یک دقیقهای.
چگونه به دیگران بیاموزیم،خود هرچه را میخواهند به خود بیاموزند:
از اینجا شروع میکنم . هدفهای جدیدی انتخاب میکنم هدفهایم را روشن میکنم
1-هدفهای یک دقیقهای به هدفها و رفتار خود مینگرم
2-رفتارم با هدفهایم هماهنگ است . یک دقیقه خود را تحسین میکنم.خود را در حال انجام کار درست غافلگیر میکنم.
خود را بیدرنگ تحسین میکنم.به روشنی به خود میگویم که چه کاری را درست،یا تقریبا درست،انجام دادهام.به خود میگویم دربارهء آنچه که انجام دادهام چه احساس خوبی دارم.
چند لحظه میاندیشم تا موفقیت و حال خوش خود را عمیقا احساس کنم.خود را به ادامهء آن رفتار خوب ترغیب میکنم.
با موفقیت پیش میروم.
3- اگر رفتارم با هدفهایم هماهنگ نیست از بازیافت یک دقیقهای استفاده میکنم:
در نیم دقیقه اول بازیافت: میکوشم هرچه زودتر،ناهماهنگی رفتارم را درک کنم.
خود صریح و صادق خواهم بود.چند ثانیه درنگ میکنم تا احساس بد خود را عمیقا حس کنم.
و در نیم دقیقه دوّم:به یاد میآورم که تنها«رفتار اخیرم»بد بوده است.من،خود خوبم.
رفتارم را از نو،در جهت درست هدایت میکنم و...
و...«بهبود»مییابم.
به نقطهء شروع باز میگردم.