۲۷۳٫۵k
 

مشاوره آنلاین - مشاوره روانشناسی - مشاوره تربیتی

مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۲۰ بهمن ۱۳۹۳

در این تاپیک به صورت تخصصی مشاوره تربیتی ،  مشاوره روانشناسی - مشاوره خانواده - مشاوره آنلاین - مشاوره رایگان - مشاوره کودک -  به شما کاربران عزیز ،  مشاوره داده می شود .



جواب شما کاربران عزیز حداکثر تا 24 ساعت داده می شود و در انتهای این تاپیک می توانید جواب مشاوره را پیگیری نمایید.



شاد و سلامت باشید



مشاوره آنلاین - مشاوره روانشناسی - مشاوره تربیتی


مشاوره آنلاین - مشاوره روانشناسی - مشاوره تربیتی

مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۱۲ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
سمیراااااا : 

سلام. برادر من سی ساله متاهل و بسیار مهربان و دلرحیم و حامی است ولی وقتی عصبی و پرخاشگر میشه خیلی رفتارش بد و غیر قابل کنترل میشه در واقع از نوجوانی این رفتار و داشته و بیشتر زمانی این اخلاق بروز میکنه که دچار کم و زیادی اقتصادی میشه وقتی جیبش پره همه چی آرومه وکافیه کمی بی پول بشه زمین و زمان و با بی اعصابی و پرخاشگریش به هم می ریزه و حتی زندگی زناشویش رو هم تلخ میکنه و این مسله باعث ایجاد دعوا و قهر گاهی  بین خودش و خانومش میشه. وقتی بیست تا بیست و دوساله بود تهدید کرد که بسیت میلیون پول میخواد و وقتی مقاومت بابا رو دید ماشین بابا رو برداشت و برد ولی بعد از چند بار تهدید کردن وقتی دید راه به جایی نداره ماشین و برگردوند. هر چند همیشه ابراز پشیمونی از رفتار گذشته میکنه ولی هنوزم مثل سابق میخواد یک شبه پوادار بشه و همیشه توو تفکرات و رویاهای پولدار شدنه و تا یک جایی به بن بست اقتصادی میخوره مثل اینه که تمام اون رویاهاش روی سرش تخریب میشن و بدجور قاطی میکنه رسما رندگی و برای همه عداب آور میکنه و مدام نگرانشیم. ما و خانومش هر کاری هم می کنیم با یک مشاور صحبت کنه و درمان بشه راضی نمیشه و واقعا نمیدونی چجوری راضیش کنیم که بره پیش مشاور. لطفا راهنمایی کنید که ما باید چجوری بهش کمک کنیم؟
مدرسه کلوب
با درود دوست گرامی



همونطور که متوجه شدین، مشکل برادرتون مربوط میشود به نگرش و افکار او از دوران کودکی، با توجه به مسائلی که مطرح کردین، برداشتم این است که علاوه بر نیاز به مشاوره برای تغییر این نگرش ها، به آموزش مهارت کنترل خشم نیز نیاز دارند.

واقعیت این است که، تا زمانی که خودشان نخواهند، هیچکس نمیتواند کمکشان کند. عموما راضی کردن افراد برای رفتن پیش مشاور کار دشواریست. اما میتوانید با شناختی که از وی دارید، مسئله ای را انتخاب کنید که ارتباط کمتری به ایشان دارد ( یعنی فکر کند بخاطر فرد دیگری یا مشکلی که مقصرش خودش نیست و برای کمک به شخص دیگری به مشاور مراجعه میکند)



موفق باشید
مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۱۲ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
دل آرام نامی : 

با سلام و سپاس فراوان از محیط بسیار خوب وشایدم بینظیرسایت .مشاور عزیز من اخیرا با پسرم به یه مشکلی برخوردم رغبتش برای رفتن به مدرسه کم رنگ شده که بعد از کلی پرس و جو کلنجار متوجه شدم با یکی از دوستاش به مشکل اساسی خورده که متاسفانه انقدر عصبانیش کرده بود این موضوع که دوستش رو خطاب میکرد با صفت دیوونه که باید بره دیوونه خونه من خیلی ناراحت شدم این صحبت ها هم دیشب اتفاق افتادکه بعد از یک هفته خودداری دیشب به زبون اومد و من رو خیلی ناراحت کرد من آرومش کردم و امروز هم راهیه مدرسش کردم اما باید یه برخورد مناسب داشته باشم میشه راهنماییم کنید .که این مشکل رو چطور برطرف کنم؟ سپاس



مدرسه کلوب
با درود فراوان دوست عزیز



سوال شما در بخش مشاوره تحصیلی پاسخ داده خواهد شد.



شادمان باشید
عسلبانو
کاربر فعال | ۴ | ۱۸ | ۱۳ اسفند ۱۳۹۳
با سلام و تشکر بابت پاسخهای باحوصله و مفیدتون. من پسری دارم که 5 سالشه و بسیار باهوش و پرجنب و جوشه...اصولا سخت با غریبه های بزرگتر (آدم بزرگها) ارتباط میگیره ولی بعد ازمدتی که اونها را بشناسه خیلی خوب به ارتباطش ادامه میده... مشکل بزرگ من اینه که باوجود اینکه من شاغل هستم و پسرم هم از سه سالگی مهد میره ولی هنوز بسیار بسیار به من وابسته است. در کمال تعجب پسر من براحتی به مهدکودک میره و براحتی در فعالیتهایی مثل شعرخوانی و ...شرکت میکنه و خیلی مربیانش و همکلاسیهاش دوستش دارن ...ولی اگر یک روز من بخوام بزارمش مهدکودک به من میچسبه و با گریه میره سرکلاس....یا اگر با من بره مهمونی مدام به من چسبیده و پشت من پنهان میشه تا حدود یک ساعت که به قول معروف یخش آب بشه ولی مثلا اگر با پدرش یا مادربزرگش باشه اصلا مشکل چسبندگی تا این حد غیرقابل کنترل را نداره ....خواهش میکنم به من کمک کنید چون پسرم از مهرماه بابت پیش دبستانی وارد مدرسه میشه و خلاصه من مجبورم که صبحها ببرمش مدرسه...من خیلی خیلی نگرانم
مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۱۵ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
ونوس : 

با سلام و تشکر بابت پاسخهای باحوصله و مفیدتون. من پسری دارم که 5 سالشه و بسیار باهوش و پرجنب و جوشه...اصولا سخت با غریبه های بزرگتر (آدم بزرگها) ارتباط میگیره ولی بعد ازمدتی که اونها را بشناسه خیلی خوب به ارتباطش ادامه میده... مشکل بزرگ من اینه که باوجود اینکه من شاغل هستم و پسرم هم از سه سالگی مهد میره ولی هنوز بسیار بسیار به من وابسته است. در کمال تعجب پسر من براحتی به مهدکودک میره و براحتی در فعالیتهایی مثل شعرخوانی و ...شرکت میکنه و خیلی مربیانش و همکلاسیهاش دوستش دارن ...ولی اگر یک روز من بخوام بزارمش مهدکودک به من میچسبه و با گریه میره سرکلاس....یا اگر با من بره مهمونی مدام به من چسبیده و پشت من پنهان میشه تا حدود یک ساعت که به قول معروف یخش آب بشه ولی مثلا اگر با پدرش یا مادربزرگش باشه اصلا مشکل چسبندگی تا این حد غیرقابل کنترل را نداره ....خواهش میکنم به من کمک کنید چون پسرم از مهرماه بابت پیش دبستانی وارد مدرسه میشه و خلاصه من مجبورم که صبحها ببرمش مدرسه...من خیلی خیلی نگرانم
مدرسه کلوب
با درود فراوان دوست عزیز



با توجه به شرح حالتون، پسرتان شخصیت وابسته ای ندارد، فقط نسبت به مادرش این رفتار را از خود نشان میدهد که میتواند دلایل زیادی داشته باشد:

- ممکن است از این روش برای جلب توجه شما استفاده میکند زیرا زمان کمتری با او هستید دراینصورت بهتر است در این مواقع به او تذکر دهید که مثلاً "پسرم بعد از مدرسه یا مهدکودک باز همدیگر رو میبینم" و به گریه او پاسخ شدیداً محبت آمیز ندهید زیرا این محبت باعث تشدید این رفتار میگردد.

- یا ممکن است زمانی که کوچکتر بوده به او قولی دادید که عمل نکرده اید، برای مثال: "بعد از کلاست، میام دنبالت، اما شما نرفته اید" یا "زمانی که منزل مادربزرگ بوده اید بدون اینکه به او بگویید تنهایش گذاشته اید و برای خرید خانه را ترک کردید" و ...! در اینصورت بهتر است هر بار که قرار است از هم جدا شوید به او توضیح کامل دهید و اگر به هر دلیلی به قولتان عمل نکردید، علتش را بگویید. و به مرور زمان این مشکل نیز حل خواهد شد.



پیروز باشید


عسلبانو
کاربر فعال | ۴ | ۱۸ | ۱۶ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
مشاوره روانشناسی تربیتی : 

مدرسه کلوب

ونوس : 



با سلام و تشکر بابت پاسخهای باحوصله و مفیدتون. من پسری دارم که 5 سالشه و بسیار باهوش و پرجنب و جوشه...اصولا سخت با غریبه های بزرگتر (آدم بزرگها) ارتباط میگیره ولی بعد ازمدتی که اونها را بشناسه خیلی خوب به ارتباطش ادامه میده... مشکل بزرگ من اینه که باوجود اینکه من شاغل هستم و پسرم هم از سه سالگی مهد میره ولی هنوز بسیار بسیار به من وابسته است. در کمال تعجب پسر من براحتی به مهدکودک میره و براحتی در فعالیتهایی مثل شعرخوانی و ...شرکت میکنه و خیلی مربیانش و همکلاسیهاش دوستش دارن ...ولی اگر یک روز من بخوام بزارمش مهدکودک به من میچسبه و با گریه میره سرکلاس....یا اگر با من بره مهمونی مدام به من چسبیده و پشت من پنهان میشه تا حدود یک ساعت که به قول معروف یخش آب بشه ولی مثلا اگر با پدرش یا مادربزرگش باشه اصلا مشکل چسبندگی تا این حد غیرقابل کنترل را نداره ....خواهش میکنم به من کمک کنید چون پسرم از مهرماه بابت پیش دبستانی وارد مدرسه میشه و خلاصه من مجبورم که صبحها ببرمش مدرسه...من خیلی خیلی نگرانم
مدرسه کلوب
با درود فراوان دوست عزیز







با توجه به شرح حالتون، پسرتان شخصیت وابسته ای ندارد، فقط نسبت به مادرش این رفتار را از خود نشان میدهد که میتواند دلایل زیادی داشته باشد:



- ممکن است از این روش برای جلب توجه شما استفاده میکند زیرا زمان کمتری با او هستید دراینصورت بهتر است در این مواقع به او تذکر دهید که مثلاً "پسرم بعد از مدرسه یا مهدکودک باز همدیگر رو میبینم" و به گریه او پاسخ شدیداً محبت آمیز ندهید زیرا این محبت باعث تشدید این رفتار میگردد.



- یا ممکن است زمانی که کوچکتر بوده به او قولی دادید که عمل نکرده اید، برای مثال: "بعد از کلاست، میام دنبالت، اما شما نرفته اید" یا "زمانی که منزل مادربزرگ بوده اید بدون اینکه به او بگویید تنهایش گذاشته اید و برای خرید خانه را ترک کردید" و ...! در اینصورت بهتر است هر بار که قرار است از هم جدا شوید به او توضیح کامل دهید و اگر به هر دلیلی به قولتان عمل نکردید، علتش را بگویید. و به مرور زمان این مشکل نیز حل خواهد شد.







پیروز باشید





مدرسه کلوب
با سلام . ممنون از پاسختون.... مورد اول که ذکر فرمودید را من همیشه رعایت میکنم و سعی میکنم منطقی باهاش رفتار کنم. درخصوص مورد دوم راستش تا حالا موردی پیش نیومده که بدقولی کرده باشم...البته وقتی کوچکتر بود و هنوز به مهد نمیرفت معمولا با گریه از هم جدا میشدیم تا من برم سر کار و پسرم تو خونه مادربزرگش بمونه...همیشه هم مادربزرگش میگفت وقتی "تو میری و در و میبندی، بچه میره سراغ بازیش!!!" البته اینو هم بگم که من تقریبا هر روز براش توضیح میدادم که من میرم و عصر برمیگردم و اون هم میپذیرفت ولی هربار پای عمل که میرسید نمیتونست از من جدا بشه...
کدخدا
کاربر فعال | ۵ | ۳۲ | ۱۶ اسفند ۱۳۹۳
سلام مجدد. لطفا بفرمایید که با بعضی رفتارهای بد و دایمی بجه هامون چکار باید بکنیم. عادت هایی مثل مو جویدن ، پرخوری عصبی و اعتیاد به موبایل و تبلت . خواهش می کنم چند راهکار عملی پیشنهاد بدید . دختر من همچین رفتارهایی داره.
شیما.
کاربر فعال | ۱ | ۵ | ۱۶ اسفند ۱۳۹۳
سلام مشاور تربیتی جون امیدوارم سالم و تندرست باشید.
مشاور جون دو پسر شیطون دوقلو دارم بنظر شما چیکار کنم امسال پیش دبستانی و در یک مدرسه بودند که واقعا سخت داره میگذره . علاقمند به بازی های جنگی یکیشون خشن یکیشو ن کلا اهل شلوغ کاری نگرانم برای سال آینده به فکرم رسید تو یه مدرسه نباشن بهتره اما خودتون میدونید غیر ممکنه علت اینکه به این فکر افتادم چشم رو هم چشمیشونه کنار هم هستن شدید تر میشه کاراشون اما تک تک که هستن قابل کنترلن . واقعا عجیبه چون پسرخاله هام دوقلو بودن و الا اینطور نبودن و شلوغ کاریشون قابل کنترل بود اکثر اوقات بازی های فکری میکردن و با هم هماهنگ بودن اما این دوتا نه! لطفا یه فکری ایده ای بهم بگیدممنوونتون میشم.
مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۱۷ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
ونوس : 

مدرسه کلوب

مشاوره روانشناسی تربیتی : 



مدرسه کلوب



ونوس : 







با سلام و تشکر بابت پاسخهای باحوصله و مفیدتون. من پسری دارم که 5 سالشه و بسیار باهوش و پرجنب و جوشه...اصولا سخت با غریبه های بزرگتر (آدم بزرگها) ارتباط میگیره ولی بعد ازمدتی که اونها را بشناسه خیلی خوب به ارتباطش ادامه میده... مشکل بزرگ من اینه که باوجود اینکه من شاغل هستم و پسرم هم از سه سالگی مهد میره ولی هنوز بسیار بسیار به من وابسته است. در کمال تعجب پسر من براحتی به مهدکودک میره و براحتی در فعالیتهایی مثل شعرخوانی و ...شرکت میکنه و خیلی مربیانش و همکلاسیهاش دوستش دارن ...ولی اگر یک روز من بخوام بزارمش مهدکودک به من میچسبه و با گریه میره سرکلاس....یا اگر با من بره مهمونی مدام به من چسبیده و پشت من پنهان میشه تا حدود یک ساعت که به قول معروف یخش آب بشه ولی مثلا اگر با پدرش یا مادربزرگش باشه اصلا مشکل چسبندگی تا این حد غیرقابل کنترل را نداره ....خواهش میکنم به من کمک کنید چون پسرم از مهرماه بابت پیش دبستانی وارد مدرسه میشه و خلاصه من مجبورم که صبحها ببرمش مدرسه...من خیلی خیلی نگرانم
مدرسه کلوب
با درود فراوان دوست عزیز















با توجه به شرح حالتون، پسرتان شخصیت وابسته ای ندارد، فقط نسبت به مادرش این رفتار را از خود نشان میدهد که میتواند دلایل زیادی داشته باشد:







- ممکن است از این روش برای جلب توجه شما استفاده میکند زیرا زمان کمتری با او هستید دراینصورت بهتر است در این مواقع به او تذکر دهید که مثلاً "پسرم بعد از مدرسه یا مهدکودک باز همدیگر رو میبینم" و به گریه او پاسخ شدیداً محبت آمیز ندهید زیرا این محبت باعث تشدید این رفتار میگردد.







- یا ممکن است زمانی که کوچکتر بوده به او قولی دادید که عمل نکرده اید، برای مثال: "بعد از کلاست، میام دنبالت، اما شما نرفته اید" یا "زمانی که منزل مادربزرگ بوده اید بدون اینکه به او بگویید تنهایش گذاشته اید و برای خرید خانه را ترک کردید" و ...! در اینصورت بهتر است هر بار که قرار است از هم جدا شوید به او توضیح کامل دهید و اگر به هر دلیلی به قولتان عمل نکردید، علتش را بگویید. و به مرور زمان این مشکل نیز حل خواهد شد.















پیروز باشید











مدرسه کلوب
با سلام . ممنون از پاسختون.... مورد اول که ذکر فرمودید را من همیشه رعایت میکنم و سعی میکنم منطقی باهاش رفتار کنم. درخصوص مورد دوم راستش تا حالا موردی پیش نیومده که بدقولی کرده باشم...البته وقتی کوچکتر بود و هنوز به مهد نمیرفت معمولا با گریه از هم جدا میشدیم تا من برم سر کار و پسرم تو خونه مادربزرگش بمونه...همیشه هم مادربزرگش میگفت وقتی "تو میری و در و میبندی، بچه میره سراغ بازیش!!!" البته اینو هم بگم که من تقریبا هر روز براش توضیح میدادم که من میرم و عصر برمیگردم و اون هم میپذیرفت ولی هربار پای عمل که میرسید نمیتونست از من جدا بشه...

مدرسه کلوب
با درود مجدد دوست عزیز



بسیار خوشحالم برای رفتار منطقی که دارین، دراینصورت بهتر است از روش "تقویت مثبت" استفاده کنید. به این معنی که به رفتارهای مناسب پاداش دهید (پاداش کلامی، احساسی و کمتر مالی) و به رفتارهای نامناسب هیچ عکس العملی نشان ندهید. برای مثال زمانی در مهمانی پشت شما قایم میشود به او توجه نشان ندهید اما وقتی به قول خودتان یخش آب شد اورا تشویق کنید حتی زمانی که به خانه برگشتید...



با این روش به مرور رفتارهای مناسب افزایش و رفتارهای نامناسب کاهش می یابند.



موفق باشید


مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۱۷ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
کدخدا : 

سلام مجدد. لطفا بفرمایید که با بعضی رفتارهای بد و دایمی بجه هامون چکار باید بکنیم. عادت هایی مثل مو جویدن ، پرخوری عصبی و اعتیاد به موبایل و تبلت . خواهش می کنم چند راهکار عملی پیشنهاد بدید . دختر من همچین رفتارهایی داره.
مدرسه کلوب
با درود دوست گرامی



با توجه به اینکه سن فرزندتان را نفرمودید، بطور کلی در خصوص مواردی که ذکر کردید توضیح خواهم داد.

مو جویدن ، ناخن جویدن، پرخوری عصبی و دیگر رفتارهای تکرار شونده اینچنینی نشان دهندهء نوعی اضطراب در کودکان است که علاوه بر اقدام برای جلوگیری از این رفتارها،، علت یابی و درمان اضطراب احتمالی ضروری است.

در خصوص اعتیاد به موبایل، تبلت، اینترنت و ... بهتر است از دوران کودکی با وضع قوانین منطقی، روش مناسب استفاده از وسایل را به آنان آموزش داد.تا در بزرگسالی رفتارهای افراطی کاهش یابند.

در نوجوانان کنترل کمی دشوارتر خواهد بود اما غیر ممکن نیست، بهتر است با کمک خودشان قانونی متناسب با سن و شرایط وضع کنید و درصورت عدم پیروی جریمه شوند(جریمه ای متناسب با تخلف) کمی زمانبر تر از آموزش در کودکی است اما امکان پذیر است.



پیروز باشید
مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۱۷ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
شیما. : 

سلام مشاور تربیتی جون امیدوارم سالم و تندرست باشید.

مشاور جون دو پسر شیطون دوقلو دارم بنظر شما چیکار کنم امسال پیش دبستانی و در یک مدرسه بودند که واقعا سخت داره میگذره . علاقمند به بازی های جنگی یکیشون خشن یکیشو ن کلا اهل شلوغ کاری نگرانم برای سال آینده به فکرم رسید تو یه مدرسه نباشن بهتره اما خودتون میدونید غیر ممکنه علت اینکه به این فکر افتادم چشم رو هم چشمیشونه کنار هم هستن شدید تر میشه کاراشون اما تک تک که هستن قابل کنترلن . واقعا عجیبه چون پسرخاله هام دوقلو بودن و الا اینطور نبودن و شلوغ کاریشون قابل کنترل بود اکثر اوقات بازی های فکری میکردن و با هم هماهنگ بودن اما این دوتا نه! لطفا یه فکری ایده ای بهم بگیدممنوونتون میشم.
مدرسه کلوب
با درود سرکار خانم شیما



با توجه به اینکه شخصیت هر کودکی با کودک دیگر متفاوت است، نمیتوان انتظار داشت، رفتاری مشابه هم داشته باشند، بنابراین با دیگر دوقلوها قابل قیاس نیستند.

نگرانی و سراسیمگیتان را درک میکنم ، پیشنهاد میکنم 1)رفتاری بزرگ تر از سنشان داشته باشید، 2)مسئولیت انجام کاری را بصورت فردی یا دونفره و یا حتی خانوادگی به آنها بدهید. و درصورت انجام وظیفه، مورد تشویق قرار دهید. 3)زمانی را برای بازی در نظر بگیرید و در آن زمان تعیین شده اجازه دهید به راحتی بازی کنند 4) برای انجام کارهای شخصی مثل انجام تکالیف ، غذا خوردن و ... در صورت صحیح بودن تشویق کلامی شدید و کاهاً تشویق مالی(مثلاً برای نتیجه امتحان یا کارنامه) درنظر بگیرید. 5)برای کارهایی که باید انجام دهند، حتما برنامه ریزی کنید و به آنها نیز برنامه را بگویید.

عملی کردن رفتارهای فوق، دشوار اما بسیار بسیار کاربردی هستند و به مرور زمان کنترل رفتارشان را راحت تر خواهند کرد.



شاد باشید
سیگما
کاربر فعال | ۰ | ۲ | ۱۷ اسفند ۱۳۹۳
سلام و تشکر از شما عزیزان - پسرم که دبستانی هست نمیگذاره من با ماشینمون که به قول خودش مدل پایینه ببرمش مدرسه و گاهی میگه تو نمیخواد بیای من با سرویس میرم و دوست داره مامانش که ماشینش شاسی بلند هست ببرش!! میشه لطفا بگید با این مسئله برخورد داشته باشیم یا اینکه پسرم چون کلاس اول هست هنوز متوجه نیست و فکرش رشد نکرده ! البته بگم نگرانیم از اینه که اگر برخورد نگنم رشد فکری نمیکنه! موندم که باهمین توضیحات که این دیدگاه درست و مناسبی نیست برای بچه 7 ساله کافی هست؟
ممنون از زحماتتون . لطفا پاسخ من راهم بدهید.
مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۱۸ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
سیگما : 

سلام و تشکر از شما عزیزان - پسرم که دبستانی هست نمیگذاره من با ماشینمون که به قول خودش مدل پایینه ببرمش مدرسه و گاهی میگه تو نمیخواد بیای من با سرویس میرم و دوست داره مامانش که ماشینش شاسی بلند هست ببرش!! میشه لطفا بگید با این مسئله برخورد داشته باشیم یا اینکه پسرم چون کلاس اول هست هنوز متوجه نیست و فکرش رشد نکرده ! البته بگم نگرانیم از اینه که اگر برخورد نگنم رشد فکری نمیکنه! موندم که باهمین توضیحات که این دیدگاه درست و مناسبی نیست برای بچه 7 ساله کافی هست؟

ممنون از زحماتتون . لطفا پاسخ من راهم بدهید.
مدرسه کلوب
 با درود دوست عزیز



افکاری همچون مدل ماشین بهتر، خانه بزرگتر و ... در ذهن کودکان این سنی طبیعی و رایج است. اما نوع برخورد شما شکل مناسبی به این افکار خواهد داد. بنابراین بهتر است با او صحبت کنید و توضیح دهید که ارزش انسان را چه چیزهایی تعیین میکند و ... (البته به زبان مناسب کودک خود). کودکان عموماً بسیار نسبت به صحبت اطرافیان تاثیر پذیرند اما با صحبتهای والدین خود به افکارشان شکل و جهت میدهند.



پاینده باشید
احمدرضا
کاربر فعال | ۰ | ۴ | ۱۸ اسفند ۱۳۹۳
سلام و تبریک روز جهانی زن به تمامی خانم های مدرسه کلوب
بنده سوالی را از شما مشاور آنلاین دارم.
اینکه موبایل برطرف کننده نیازهایی هست که به تبع نرم افزار هایی روش است که خیلی ضروری حس نمیشوند و باعث حواس پرتی دانش آموزان نیز هست مثل وایبر بنظر شما چطور میشه حدو حدودی تعیین کرد که این وسیله تبدیل به یک مسئله پیچیده که مخل تمرکز دانش آموز هست نشود .
مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۱۹ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
احمدرضا : 

سلام و تبریک روز جهانی زن به تمامی خانم های مدرسه کلوب

بنده سوالی را از شما مشاور آنلاین دارم.

اینکه موبایل برطرف کننده نیازهایی هست که به تبع نرم افزار هایی روش است که خیلی ضروری حس نمیشوند و باعث حواس پرتی دانش آموزان نیز هست مثل وایبر بنظر شما چطور میشه حدو حدودی تعیین کرد که این وسیله تبدیل به یک مسئله پیچیده که مخل تمرکز دانش آموز هست نشود .
مدرسه کلوب
با درود و سپاس از تبریکتان دوست گرمی



استفاده از هر وسیله ای( موبایل، کامپیوتر، تلویزیون و ...) اگر بصورت افراطی باشد، مُخل روند طبیعی زندگی خواهد شد، پس قبل از هر چیز بهتر است یاد بگیریم از رفتار افراطی جلوگیری کنیم، یعنی میبایست اولویت های زندگی را در شرایط فعلی درک کنیم و بر اساس آنها عمل کنیم. منع استفاده از وسیله خاص راه حل مشکل نیست، بلکه استفاده صحیح از آن میتواند راهکاری منطقی برای زندگی سالم باشد.

آموزش رفتار غیر افراطی و اولویت بندی مسائل زندگی بر عهده والدین است که بسته به سن فرزند روش مختلفی دارد. برای مثال در کودکان با کنترل رفتارهایشان، در نوجوانان با گفتگو منطقی و باز کردن مسئله بدون سوگیری، جنگ و جدل میسر خواهد بود. مضافاً در تمام سنین، فرزندان تقلید شدیدی از رفتار پدر و مادر دارند بنابراین خودمان نیز باید رعایت کنیم.

پاینده باشید
آزمین اسدی
کاربر فعال | ۷۰ | ۳۲۱ | ۱۹ اسفند ۱۳۹۳
سلام مشاور آنلاین محترم
خواهرم جوان بسیار دقیق در نکات مثبت دیگران است و آن ها را تحسین می کند بسیاری از نکات مثبت خود را نمی بیند !
او گاهی در کمک به افراد زیاده روی می کند .
گاهی زیاد مسائل را توضیح می دهد که آدم ها به اشتباه فکر می کننددارد مطلبی را پنهان می کند.
گاهی اغراق می کند در توضیح بعضی موارد.
و بسیار دوست دارد که همیشه ایده های ناب و خوب را ارائه دهد .
ادم را گیج می کند دلم میخواهد رابطهی صمیمانه و راحتی داشته باشم اما با این کارها بسیار گیج می شوم .

مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۲۰ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
آزمین اسدی : 

سلام مشاور آنلاین محترم

خواهرم جوان بسیار دقیق در نکات مثبت دیگران است و آن ها را تحسین می کند بسیاری از نکات مثبت خود را نمی بیند !

او گاهی در کمک به افراد زیاده روی می کند .

گاهی زیاد مسائل را توضیح می دهد که آدم ها به اشتباه فکر می کننددارد مطلبی را پنهان می کند.

گاهی اغراق می کند در توضیح بعضی موارد.

و بسیار دوست دارد که همیشه ایده های ناب و خوب را ارائه دهد .

ادم را گیج می کند دلم میخواهد رابطهی صمیمانه و راحتی داشته باشم اما با این کارها بسیار گیج می شوم .



مدرسه کلوب
با درود دوست گرامی



بسیار ممنون از توضیح کاملی که فرمودین.دقیقاً متوجه نشدم چه کمکی از بنده ساخته است. بطور کلی هر انسانی خصوصیات و خلق خوی مختص به خود را دارد و ما باید بسته به شخصیت طرف مقابل حد و مرز و نوع رابطه خود را تعیین کنیم و بر همان اساس رفتار کنیم.



شاد باشید
سیگما
کاربر فعال | ۰ | ۲ | ۲۴ اسفند ۱۳۹۳
سلام مشاوره تربیتی گرامی ممنون از راهنمایی تون
مورد جدیدی برام پیش اومده : از مدرسه بهم دو مرتبه هست که بهم اطلاع دادن که دختر سوم دبستانی ام در زنگ تفریح به بغل دوستش میره و با هم صحبت می کنند و خوراکی میخورند بنظر شما چه کار میتونم برای این مسئله بکنم!!
ممنون
نویسنده
کاربر فعال | ۴ | ۴ | ۲۵ اسفند ۱۳۹۳
سلام مشاوره روانشناسی گرامی دیروز که دختر دبستانی برادرم تعطیل شد و دیگر مدرسه نمی رود و تعطیلاتش تمام شده در مدرسه بسیار گریه کرده و نمی خواسته از دوستاش جدا شه معاونشون تماس گرفته موضوع رو گفت حتی با سرویس هم حاضر نشده برگرده خونه و خانم برادرم مجبور شدم بره این مسئله یخورده گیجشون کرده امروز هم توی خونه بهونه گیری های عجیب می کرد بخاطرش سر کار نرفتن و معلوم نیست چرا این برخورد لوس عجیب رو میکنه ! درکش نمیکنیم! میشه راهنماییم کنید. درضمن سال های گذشته اینجور نبود (البته دوست صمیمی هم نداشت به اون صورت.
سوم دبستان هست).
مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۲۶ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
سیگما : 

سلام مشاوره تربیتی گرامی ممنون از راهنمایی تون

مورد جدیدی برام پیش اومده : از مدرسه بهم دو مرتبه هست که بهم اطلاع دادن که دختر سوم دبستانی ام در زنگ تفریح به بغل دوستش میره و با هم صحبت می کنند و خوراکی میخورند بنظر شما چه کار میتونم برای این مسئله بکنم!!

ممنون
مدرسه کلوب
با درود دوست عزیز



بهترین راه صحبت کردن با فرزندتون هست، به روشی که متوجه نشود از مدرسه با شما صحبت کردند، میتونید بپرسید مدرسه چطور بود، با دوستانش بازی کرده یا نه ... از لحن پاسخگویی کودک متوجه میشوید که قضیه از چه قرار است... با ذوق و شوق مسائل را تعریف میکند یا سعی دارد چیزی را مخفی کند و با استرس به سوالتان پاسخ میدهد ...



موفق باشید
مشاوره روانشناسی تربیتی
کاربر فعال | ۵۰ | ۱۵۲ | ۲۶ اسفند ۱۳۹۳
مدرسه کلوب
نویسنده : 

سلام مشاوره روانشناسی گرامی دیروز که دختر دبستانی برادرم تعطیل شد و دیگر مدرسه نمی رود و تعطیلاتش تمام شده در مدرسه بسیار گریه کرده و نمی خواسته از دوستاش جدا شه معاونشون تماس گرفته موضوع رو گفت حتی با سرویس هم حاضر نشده برگرده خونه و خانم برادرم مجبور شدم بره این مسئله یخورده گیجشون کرده امروز هم توی خونه بهونه گیری های عجیب می کرد بخاطرش سر کار نرفتن و معلوم نیست چرا این برخورد لوس عجیب رو میکنه ! درکش نمیکنیم! میشه راهنماییم کنید. درضمن سال های گذشته اینجور نبود (البته دوست صمیمی هم نداشت به اون صورت.

سوم دبستان هست).

مدرسه کلوب
با درود دوست گرامی



در سنین 7 تا 10 سالگی(متغییر است)عاطفه و دلبستگی به فردی غیر از والدین کمی شدید تر خواهد شد، خصوصاً با توجه به تک فرزند بودن و نبود همبازی و ...  بیشتر نمود خواهد داشت. نیازی به رفتار خاصی نیست اما باید مراقب رفتارهای تقویت کننده باشیم. گاهاً کودکان رفتار اشتباهی نشان میدهند و والدین ناخواسته با توجه بیش از حد به آن رفتار و نشان دادن عکس العمل های پررنگ، باعث تقویت و انجام مجدد آن رفتار میشوند...



پیروز باشید
 

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید