مدرسه سعیده
مدرسه سعیده
بازگشت 
تعداد بازدید۳۳۹
مدرسه سعیده

پیش دبستان و دبستان دخترانه دولتی سعیده منطقه 1

مدرسه سعیده، آخرین اطلاعات و اخبار مربوط به مدرسه را در این صفحه دنبال کنید.

۴۲٫۹k

بقیه داستان رو تو بنویس ..

مرضیه قربانی
کاربر فعال | ۲۰۲ | ۵۲۴ | ۱۵ اسفند ۱۳۹۴

هر کسی علاقمنده می تونه توی نوشتن داستان های کتاب خود نوشته ما شرکت کنه و تمرین نوشتن کنه، اینجا می خوایم داستان رو شروع کنیم با خلاقیت های ذهنی خودمون پرورشش بدیم و بعد به پایان برسونیم .

قوانین این طوری هست که هر کسی یک پاراگراف مینویسه و بقیه ادامش رو می نویسن و همینطور ادامه پیدا می کنه تا یکی تموم کنه داستان رو برای اینکه تداخل پیش نیاد از قوانین نوشتن هست که حتما اعلام کنه که من مینویسم ، تا نظم به هم نخوره .

این کار باعث بهتر شدن نوشتن و قوه تخیل میشه و توصیف کردن و فن های نوشتن رو از هم یاد میگیریم.

امیدوارم همگی خوششون بیاد و توی بقیه داستان رو تو بنویس شرکت کنند.64

آ  نامی ..
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۳k | ۲۵ اسفند ۱۳۹۴

ساعت 11 صبح سه شنبه آخر سال

مهسا و پروانه در بالکن در حال گپ و گفت بودن و پروانه از داستان ملاقاتش با آب و تاب تعریف میکرد و مهسا هم شورو هیجان مردم توی خیابون و اتفاقاتی که در راه براش افتاده بود میگفت

پروانه شربت هایی اورگانیک مامانش رو برای دوست صمیمیش آماده کرده بود و موقع صحبت از نوشیدنی خوشمزه مامان پروانه می خوردن و پروانه گفت مهسا به نظرت من این لباس ها رو برای امشب بپوشم مناسبه و مهسا پیشنهاد داد به جای شلوار پارچه ای شلوار لی بپوشه که اگر جرقه ای سمتش پرید پوستش آسیب نبینه و پروانه هم استقبال کرد و سریع رفت تیپش رو عوض کرد 

بقیه داستان رو تو بنویس .. بقیه داستان رو تو بنویس ..

پرپر
کاربر فعال | ۱۲ | ۱۸ | ۲۵ اسفند ۱۳۹۴
پروانه خوشحال و شاد از این بود که لباس مناسب مهمونیشو پیدا کرده حالا میدونـــــــــــــــــــــه که چی میخواد بپوشه :) ولی تو دلش دلهره و اضطراب داشت ، ترسی تو وجودش بود که نمیدونست چیه ، نشست کنار مهسا و از حس خودش برای مهسا تعریف کرد مهسا گفت اینا همش از هیجانه مهمونی تو برو کلی هم خوش میگذره ، دیونه الان همه دخترای دانشگاه دوست داشتن به جای تو بودن و با سعید به مهمونی میرفتن تو حالا داری ناز می کنی اصلا میخوای من بجات برم اگر تو می ترسی ، پروانه این حرف مهسارو جدی گرفت وسری گفت نه نه نه خودم میرم ، مهسا کلی خندید دلش رو نگه داشت و میخندید از شدت خنده زمینو گاز می گرفت :)) پروانه زد به پشت مهسا و گفت
چته خووووووووووب مگه چی گفتم ، پروانه که از شدت خنده نمیتونست حرف بزنه خنده کنان گفت آخه دیونه من چرا باید برم که هول برت داشته ...
آ  نامی ..
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۳k | ۲۶ اسفند ۱۳۹۴

ساعت 8 شب پروانه و سعید در ماشین نزیک محل چهارشنبه سوری:
پروانه و سعید در جمع دوستان
پروانه که به دوستای سعید معرفی شده بود و با استقبال گرم دوستای صمیمی سعید مواجه شده بود حالا حس بهتری داشت و توی بگو بخند ها شرکت می کرد، رضا که پسری مو فرفری بود و انگار دستش خورد ه بو د به واندو گراف و عینکی به چشم داشت بچه ها رو دعوت کرد به اینکه از هفت تپه کوچک آتیش بپرن و همه دوستان استقبال کردن و از هفت تا پریدن و به سمت آتش بزرگتری وفتن و حلقه زدن و همه یک صدا شعر زردی من از تو سرخی تو ازمن رو خوندن و چرخیدن بعد یکی رضا گیتارش رو آورد و شروع کرد به زدن و سهراب هم که ساز کمونچه داشت اونهم نواخت و بچه ها همه شعرهایی ر و که بلد بودن رو خوندن

odgd [, H

خیلی جو عالی و دوستانه بود  ، بعد از کلی آهنگ نواختن پروانه بالن آرزویی که مهسا بهش داده بود رو آورد و

با سعید تلاش کردن روشنش کنن

کار سختی بود اما به خوبی همئای داخل بالن رو گرم کردن روی آتش و بعد صابونش رو آتش زدند و سعی کردن بفرستند به هوا که اولش بالن بصورت افقیحرکت  کرد و سعید دنبالش دوید و بالای بالن رو گرفت و هدایتش کرد به سمت هوا پس  از چند بار تکرار بالاخره بالن به سمت بالا رفت پروانه نگران بود به درخت یا ساختمان گیر کند اما بالن هوشمندی بود و سریع مسیر درست رو انتخاب کرد و به آسمان رفت و این صحنه پروانه  رو به جد آرود و دوید به سمت سعید و اون رو تشویق کرد و هر دو در کنار هم  به بالا رفتن بالن چشم دوختند که بالا و بالا رفت و شبیه یه ستاره شد همون موقع سعید پرسید پروانه راستش رو بگو آرزوت چی بود که یهو صدای جیغ و هیجان بچه ها بلند شد و هر دوس رشون رو برگردوندن و دیدن بقیه 

فتن وسایل اتش بازی که تهیه کرده بودن را آوردند و نمایش نور با شکوهی برپا شد ه بود سعید و پروانه هماهنگ بدون صحبتی به بچه ها ملحق شدند...

 

 

ادامش نیومده بوداضافه کردم امیدوارم خوب نوشته باشم

مرضیه قربانی
کاربر فعال | ۲۰۲ | ۵۲۴ | ۲۶ اسفند ۱۳۹۴
موقع آتش بازی یکی از دوستای شیطون سعید به نام نادر یه کوله پشتی رو که پشت ماشین داشت آورد و سعید رو صدا کردو گفت پسر ببین چی آوردم
و سعید داخل کوله پشتی را نگاه کرد و با تعجب گفت نارنجک دست ساز !! خطرناک نباشه؟!
نادر گفت نه بابا بچه شدی خیلی صداش باحاله الان میزنم بچه ها حال کنن :)
سعید گفت یه جای دور بزن بچه ها نترسن
نادر گفت برو سوسول
و نادر با صدای بلند گفت بچه ها حالا اینجا رو داشته باشین و نارنجکی رو که انتخاب کرده بود پرتاب کرد یه جای دور از دایره سایر دوستان و صدای مهیب اما بمی ایجاد شد همه بچه ها ساکت شدند بعد یه نگاه به نادر و سعید کردند
نادر که خوشش اومده بود که نگاه ها به سمتش اومده نارنجک بعدی رو تو دستش گرفت که سعید گفت نادر همون کافی بود و دست نادر رو فشرد اما نادر بی توجه نارنجک بعد رو نزدیکتر انداخت
پروانه که شوکه شده بود .. تصمیم گرفت خودش رو به سعید برسونه که نادر نارنجک بعدی رو آماده کرد سعید حواسش به پروانه نبود و نگران نادر و نارنجک ها بود نادر دید پروانه داره نزدیک میشه اومد شیرین کاری کنه و پروانه رو غافلگیر بنابر این نارنجک رو جلوی پای پروانه انداخت اما عمل نکر د و پروانه متوجه موضوع نشد و قدم بعدی او روی نارنجک فرود اومد و ناگهان نارنجک عمل کرد...
javad23
کاربر فعال | ۱۴ | ۲۴ | ۲۷ اسفند ۱۳۹۴
سکوت همه جا رو فراگرفته بود،صدایی از هیچکی بلند نمی شد!
سعید:پروانه پروانه ، (و نگاهی به سمت نادر کرد ) دیوونه چکار کردی و سریع به سمت پروانه رفت و اونو بغل کرد و به طرق ماشین دوید
پروانه (گریه کنان):سعید سعید
سعید: لعنت به من لعنت به من عزیزم الان میریم بیمارستان
.......



پرپر
کاربر فعال | ۱۲ | ۱۸ | ۱۰ فروردین ۱۳۹۵
پروانه که کاملا از حال رفته بود بی هوش و بی جون رو زمین افتاده بود سعید و هیچ خبری از اتفاقات دورش نداشت تا اینکه بعد چند ساعت پروانه با صدای سعید که می گفت پروانه جان عزیزم صدای من رو میشنوی چشماش رو باز کرد و چهری سعید رو خیلی تار و محو میدید رو به سعید کرد و پرسید چه اتفاقی افتاده سعید که خیلی احساس گناه می کرد گفت پروانه من و ببخش من باعث این اتفاق شدم پروانه خیلی ترسیده بود و گریه می کرد که صدای پرستار به گوش رسید ، چه خبره چرا همه اینجا جمع شدید دور مریض رو خلوت کنید ، بیرون ، بیرون ، بیرون
سعید دستای پروانه رو رها کرد و رفت بیرون اتاق
پرستار همینکه پانسمان پای پروانه رو عوض می کرد زیر لب می گفت اشتباه بزرگی کردی که بدون خانواده رفتی بیرون از خونه معلوم نیست بیرون چه خبره جشنه چاهارشنبه سوریه یا جنگ داخلی انگار میخوان همدیگرو بکشن
پروانه به پرستار نگاه می کرد و به حرفاش گوش می کرد ، پرسید خانم ، چه اتفاقی برام افتاده چه بلای سر پام اومده
پرستار : برو خدارو شکر کن که نارنجکش خوب عمل نکردو کامل نترکید وگرنه معلوم نبود الان پا داشتی یا نه خدارو شکر آسیب جدی ندیده تا چند روز دیگه خوب میشی بیشتر مراقب خودت باش الانم بهتره بری خونه استراحت کنی
پروانه : خانم میتونم رو پام راه برم
پرستار : نه باید چن روز با عصا راه بری احتمال داره که لازم به عمل زیبای داشته باشی
پروانه : :( :( :(
........
موضوعات مرتبط
:: عزیزان اطلاعات مدرسه سعیده را اینجا خواهید یافت ، اگر فرزند خود یا نزدیکانتان در مدرسه سعیده تحصیل می کند و یا میکرده است، یا به نحوی از مدرسه سعیده شناخت پیدا کرده اید، با نوشتن تجربیات خود سایر خانواده ها را در انتخاب صحیح مدرسه یاری کنید ::مشخصات مدرسه جهت بررسی اولیانام مدرسه دولتی: سعیدهمقطع: دبستان (ابتدایی)جنسیت: دخترانهموقعیت مکانی مدرسهمحدوده: فرمانیهمنطقه: لیست مدارس دولتی منطقه ۱ تهرانآدرس: پاسداران /کوهستان نهم /خ حمیدرضانوریان /پ 22 تلفن: 22280684 :. برای قابل استفاده شدن تجربیات لطفا تجربه های خود را بصورت تفکیک شده در صورت امکان با توجه به تیترهای زیر بنویسید .:پایان فعالیت روزانه ی مدرسه سعیده تا چه ساعتی است ؟ برخورد مسئولین مدرسه سعیده را چگونه دیدید؟ آیا ارزش شهریه اعلام شده نسبت به خدمات ارائه شده مناسب است؟ نظرتان را در مورد فضای فیزیکی مدرسه و امکانات آن بیان کنید میزان قبولی در آزمون ها و سطح آموزشی مدرسه را چگونه ارزیابی می کنید؟ سبک آموزش زبان مدرسه سعیده چیست ؟جایگاه ورزش و موسیقی و سایر فعالیت های فوق برنامه در مدرسه سعیده چیست؟ بنظر شما جو مدرسه به لحاظ شاد و تجربی بودن، چگونه بوده است؟ لطفا نظر و یا تجربه خود را در مورد مدرسه سعیده برای استفاده سایرین درج نمایید.ثبت نام کنید و پاسخ دهید
:: عزیزان اطلاعات مدرسه سعیده را اینجا خواهید یافت ، اگر فرزند خود یا نزدیکانتان در مدرسه سعیده تحصیل می کند و یا میکرده است، یا به نحوی از مدرسه سعیده شناخت پیدا کرده اید، با نوشتن تجربیات خود سایر خانواده ها را در انتخاب صحیح مدرسه یاری کنید ::مشخصات مدرسه جهت بررسی اولیانام مدرسه دولتی: سعیدهمقطع: دبستان (ابتدایی)جنسیت: دخترانهموقعیت مکانی مدرسهمحدوده: فرمانیهمنطقه: لیست مدارس دولتی منطقه ۱ تهرانآدرس: پاسداران /کوهستان نهم /خ حمیدرضانوریان /پ 22 تلفن: 22280684 :. برای قابل استفاده شدن تجربیات لطفا تجربه های خود را بصورت تفکیک شده در صورت امکان با توجه به تیترهای زیر بنویسید .:پایان فعالیت روزانه ی مدرسه سعیده تا چه ساعتی است ؟ برخورد مسئولین مدرسه سعیده را چگونه دیدید؟ آیا ارزش شهریه اعلام شده نسبت به خدمات ارائه شده مناسب است؟ نظرتان را در مورد فضای فیزیکی مدرسه و امکانات آن بیان کنید میزان قبولی در آزمون ها و سطح آموزشی مدرسه را چگونه ارزیابی می کنید؟ سبک آموزش زبان مدرسه سعیده چیست ؟جایگاه ورزش و موسیقی و سایر فعالیت های فوق برنامه در مدرسه سعیده چیست؟ بنظر شما جو مدرسه به لحاظ شاد و تجربی بودن، چگونه بوده است؟ لطفا نظر و یا تجربه خود را در مورد مدرسه سعیده برای استفاده سایرین درج نمایید.ثبت نام کنید و پاسخ دهید
:: عزیزان اطلاعات مدرسه سعیده را اینجا خواهید یافت ، اگر فرزند خود یا نزدیکانتان در مدرسه سعیده تحصیل می کند و یا میکرده است، یا به نحوی از مدرسه سعیده شناخت پیدا کرده اید، با نوشتن تجربیات خود سایر خانواده ها را در انتخاب صحیح مدرسه یاری کنید ::مشخصات مدرسه جهت بررسی اولیانام مدرسه دولتی: سعیدهمقطع: دبستان (ابتدایی)جنسیت: دخترانهموقعیت مکانی مدرسهمحدوده: فرمانیهمنطقه: لیست مدارس دولتی منطقه ۱ تهرانآدرس: پاسداران /کوهستان نهم /خ حمیدرضانوریان /پ 22 تلفن: 22280684 :. برای قابل استفاده شدن تجربیات لطفا تجربه های خود را بصورت تفکیک شده در صورت امکان با توجه به تیترهای زیر بنویسید .:پایان فعالیت روزانه ی مدرسه سعیده تا چه ساعتی است ؟ برخورد مسئولین مدرسه سعیده را چگونه دیدید؟ آیا ارزش شهریه اعلام شده نسبت به خدمات ارائه شده مناسب است؟ نظرتان را در مورد فضای فیزیکی مدرسه و امکانات آن بیان کنید میزان قبولی در آزمون ها و سطح آموزشی مدرسه را چگونه ارزیابی می کنید؟ سبک آموزش زبان مدرسه سعیده چیست ؟جایگاه ورزش و موسیقی و سایر فعالیت های فوق برنامه در مدرسه سعیده چیست؟ بنظر شما جو مدرسه به لحاظ شاد و تجربی بودن، چگونه بوده است؟ لطفا نظر و یا تجربه خود را در مورد مدرسه سعیده برای استفاده سایرین درج نمایید.ثبت نام کنید و پاسخ دهید
دانلود کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید… mp3 کاربران گرامی محتوای فایل نسخـه کامـل کتاب صوتی رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید… می باشد که در قالب فایل mp3 با کیفیت عالی توسط تیم وب سایت راهنمای دانشجو تهیه و تنظیم شده است. مشخصات محصول: عنوان کتاب صوتی: رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید… نویسنده: اثر جمعی از نویسندگان معاصر روس مترجم: آبتین گلکار گوینده: سعیده جواهری زبان ترجمه: فارسی ناشر: چشمه تعداد صفحات: 192 تعداد فایل ها: 12 فرمت فایل ها: mp3 مدت زمان پخش: 6 ساعت و 15 دقیقه
مدیریت سرکار خانم مینو فرهنگ دوست ،من اطلاعات آنچنانی از این مدرسه ندارم اما فهمیدم که فعالیت های فوق برنامه بیشتر مهارت های زندگی و ارزش های زندگی کار میشه تعداد دانش آموزان در هر کلاس هم 7 نفره .نیمکت ها تک نفره نیست .چون خیلی اطلاعات نیست از این مدرسه به نزدیک ترین مدرسه که به این مدارس هستن سر بزنین مثل بهشت برین -سعیده-سپهر شماره 2-آیین روشن -شوکا-نرگستقوا-عصمت...... سر بزنین
تقریبا چند دقیقه به امتحان مونده بود،با عجله خودم را به سالن امتحان رسوندم.تو لیست اسامی شماره صندلیم را پیدا کردم کاملا شوکه شده بودم 27.نکنه خواب نبوده اروم به طرف صندلیم حرکت کردم ،عه خدایه من نگو که سعیده پشت سرم ،داشتم دیونه می شدم این یعنی چه ؟ نکنه سعید واقعن اون کارو کنه؟ یکی گفت سلام خانم توسلی نگاه کردم سعید بود اروم گفتم :سلام و نشستم تو ذهنم گفتم نکنه الان بگه تقلب را ...
سعیده رفیعی : خانم لطیفی عزیز ما منطقه 2 محله ستارخان هستیم .سلام خانم رفیعی مدرسه امید ایران و هستی رو بررسی کردین؟سلامبه توصیه شما رفتم و مدرسه امید ایران رو از نزدیک دیدم ولی متاسفانه محیط مدرسه من رو جذب نکرد.اما پیش دبستان هستی پرسنل بسیار صمیمی داشت و زمان زیادی رو برای توضیحات به من اختصاص دادن و از من خواستن برای اطلاعات بیشتر از نزدیک کلاس ها رو مشاهده و فعالیت های دانش آموزان را ببینم. این هفته حتما فرزندم را ثبت نام میکنم  از پیشنهاد عالیتون واقعا سپاسگزارم.
سعیده رفیعی : خانم لطیفی عزیز ما منطقه 2 محله ستارخان هستیم .سلام خانم رفیعی مدرسه امید ایران و هستی رو بررسی کردین؟سلامبه توصیه شما رفتم و مدرسه امید ایران رو از نزدیک دیدم ولی متاسفانه محیط مدرسه من رو جذب نکرد.اما پیش دبستان هستی پرسنل بسیار صمیمی داشت و زمان زیادی رو برای توضیحات به من اختصاص دادن و از من خواستن برای اطلاعات بیشتر از نزدیک کلاس ها رو مشاهده و فعالیت های دانش آموزان را ببینم. این هفته حتما فرزندم را ثبت نام میکنم  از پیشنهاد عالیتون واقعا سپاسگزارم.
سعیده رفیعی :  بهناز لطیفی :  اگر بگید کدوم منطقه اید بهتر می تونیم همو راهنمایی کنیمخانم لطیفی عزیز ما منطقه 2 محله ستارخان هستیم .سلام خانم رفیعی مدرسه امید ایران و هستی رو بررسی کردین؟
سعیده رفیعی : مامانای عزیزم سلاممن یه پسر 5 ساله دارم که دنبال یک پیش دبستان می گردم که بچه های بزرگتر اونجا نباشن و فقط پیش دبستان باشه.میشه چنتا پیش دبستان خوب در سطح تهران بهم معرفی کنیدسلام خانم رفیغیتوصیه من به شما این هست که به پیش دبستان هایی مراجعه کنید که فقط پیش دبستان باشند و نه مهد کودک و مدرسه. و یکی از بهترین پیش دبستان ها بنابه تجربه اینجانب پیش دبستان دو زبانه هستی می باشد.
برای نظردهی، کلیک کنید