در این تاپیک به صورت تخصصی مشاوره تربیتی ، مشاوره روانشناسی - مشاوره خانواده - مشاوره آنلاین - مشاوره رایگان - مشاوره کودک - به شما کاربران عزیز ، مشاوره داده می شود .
جواب شما کاربران عزیز حداکثر تا 24 ساعت داده می شود و در انتهای این تاپیک می توانید جواب مشاوره را پیگیری نمایید.
شاد و سلامت باشید
مشاوره آنلاین - مشاوره روانشناسی - مشاوره تربیتی
برای اینکه به فعالیت های مورد علاقه م برسم باید کلاس ثبت نام کنم و هزینه کنم و من هم الان فقط دارم پول جمع می کنم و فکر می کنم که باید خیلی زیاد پول جمع کنم تا وقتی به مبلغ قابل توجهی رسید بعد از خورده هاش بتونم برای کارهای اینچنینی استفاده کنم . نظر شما در این مورد چیه؟
برای اینکه به فعالیت های مورد علاقه م برسم باید کلاس ثبت نام کنم و هزینه کنم و من هم الان فقط دارم پول جمع می کنم و فکر می کنم که باید خیلی زیاد پول جمع کنم تا وقتی به مبلغ قابل توجهی رسید بعد از خورده هاش بتونم برای کارهای اینچنینی استفاده کنم . نظر شما در این مورد چیه؟
دوست عزیز و گرامی
همیشه شرکت در فعالیت های اجتماعی و مورد علاقه به معنی شرکت در کلاسهای آموزشی نیست، شما میتوانید با عضویت در گروه های اجتماعی خاص و یا حتی مشغول به کار شدن در این جوامع کوچک ، حضوری فعال داشته باشید.
پیروز باشید
با درود دوست عزیز وگرامی
متاسفم از شرایط سختی که براتون پیش اومده، این حالت گاهاً برای افراد به وجود می آید ، علت آن علاوه بر شرایط روانی، مشکلات طبی میتواند باشد، برای مثال حالت های کسل بودن و خواب آلودگی در مبتلایان به مشکلات تیروئید نیز وجود دارد. پیشنهاد میکنم قبل از هر کاری آزمایش خون جهت چک کردن کامل انجام دهید و در صورت نبود مشکل، بسراغ رواندرمانی بروید.
عموماً نداشتن هدفی منطقی و جذاب موجب بی انگیزگی و در ادامه آن کسالت میگردد. هدف گذاری و مشخص کردن مسیر زندگی کمک بسزایی در ایجاد شادی و هیجان در زندگی میکند. یادمان باشد به قول قدیمی ها "خواب ، خواب می آورد" یعنی "تنبلی ، تنبلی میاورد" پس میبایست از جایی شروع کنید و قدم اولیه را برای پیشرفت بردارید تا قدمهای بعدی راحت تر برداشته شوند ...
پیروز باشید
با درود دوست گرامی
بسیار خوشحالم از اینکه راه حل مشخص شد و متاسفم از این مشکلات ...
برای ایجاد انگیزه ، بهترین کار هدف گذاری است، هدف های کوتاه و بلند مدت .. برای این کار میبایست ابتدا زندگی ایده آل خود را (که البته منطقی نیز باشد) بنویسید و سپس هدفها را مشخص کنید، برای این اهداف برنامه بریزید و بر اساس آن عمل کنید.
وجود هدفی منطقی و جذاب و همچنین برنامه ایی کاربردی ، کمک بسیار زیادی در ایجاد انگیزه خواهد کرد.
شاد باشید
سلام
پسرم متولد۹۰هست.تو جمع خیلی کم رو وخجالتی هستش.جایی بریم خیلی دیر با بچه ها گرم میگیره.خیلی وقتا اصلا سمتشون نمیره به من میگه که بگم فلان اسباب بازی یا مثلا خوراکی که بهش تعارف کردنو میخواد.باخواهرزاده هام صمیمیه چون ازوقتی چشم بازکرده دیدتشون ولی دربرابر اونا خیلی مالکیت طلبه.وسایلشو نمیده ولی وسایل اونا رو میخواد.خواهرزادهام دوقلو هستن ویکسال ازپسرم بزرگترن.به خاطر نرمش های بیجای خواهرم پسرم پرتوقع ترهم شده٬وحالا دوقلوهاش چون همیشه کوتاه اومدن الان پسرمو الگو کردن.مثل اون رفتار میکنن.زیاد باهم کنارنمیان وزود با هم قهر میشن.به خاطر همین زیاده خواهی پسرم٬دعواهاشون باهم ونساختن هاشون توبازی٬هم اونها لجباز شدن هم رفتن خونه مامانم برام سخت شده چون پسرم نمیخواد بره(خواهرا وبرادرام ازدواج کردن و تو یک آپارتمان تو طبقات جدا با پدرومادرم هستن غیراز یک برادرم که مجرده وبا پدرومادرم زندگی میکنه).
ازسمت خانواده همسرمم ٬پسرم تنها نوه هست وعزیز دردونه.من هم کنار اونها تویک آپارتمانم ولی جدا ازاونها تو طبقه جدا یعنی.پسرم به نظرم خیلی لوسه.هم بازیش بیشتر خودم هستم.جایی بریم همش توبغلم میشینه.خودمم خیلی بهش وابسته هستم.تو خونه پدریم کسی نمیتونه اذیتش کنه چون من نمیزارم.دست خودم نیست.خییلی دوسش دارم.بیشتر روز رو کنارش باب اسفنجی میبینم٬چون دوست داره .با کمکش کیکو پیراشکیو...درست میکنم.ولی زیاد بیرون نمیبرمش چون همه چی میخوادو آبرومو میبره با جیغو دادش به خاطر همین بیشتر تفریحمون رفتن خونه پدرم یا خونه پدرشوهرمه.
نمیدونم چجوری تشویقش کنم بره با همسنو سالاش بازی کنه مخصوصا تو پارک
نمیدونم چیکار کنم تا رفتارش با همسنوسالاش بهترشه.(داد میزنه دست نزنید٬نکن خراب شد٬ماله منه و... )از این کاراش خسته شدم
همش چسبیده به من.(بیا با هم بازی کنیم.باید (مثلا یه چیزخاصیو که مال اون نیست)رو بهش بدم ودقیقا میگه باید بهم بدی.)مهمونی بریم دقیقا دم من میشه.ازلباسم میگیره.ازوقتی به خاطر یبوست شدیدش تو۲سالگیش ازشیر گرفتمش٬تا ببینه دارم لباس عوض میکنم یا نشستم میاد بغلم دست به نوک سینم میزنه.حتی بعضی شبا این مدلی میخوابه.غیرازاون رو پام میخوابه
تازگی ها اصلا به حرفم گوش نمیده وهرچیزیو که میخواد باید بزارم جلوش یعنی نمیاد ازم بگیردش.فک کنم این نشونه ی بدی باشه
راهنماییم کنید.به خاطر این چسبیدناش.جوش نخوردن با هم سنو سالاش.
فک کنم رفتار خودمم باهاش درست نیست.نزدمش ولی یه جاهایی خیلی کفرمو درآورده وبلند سرش دادزدم.
نمیدونم چرا نقاشی میکشه از خط میزنه بیرون ازم معذرت خواهی میکنه.من تا بحال سر نقاشی رنگ کردنش دعواش نکردم بیشتر راهنماییش کردم.اصلا ازبعضی کاراش سردر نمیارم
با درود دوست عزیز
با توجه به علاقه ایی که دارید میتوانید در موسسه های آموزش موسیقی ، دانش مربوطه را کسب کنید و در کنار آن در هر رشته ایی دیگر تحصیل کنید و در پس از از دریافت دیپلم وارد رشته موسیقی در دانشگاه شوید.
پاینده باشید
با درود دوست گرامی
بیان چنین جمله ایی از زبان کودکان دلایل متعددی دارد. برای مثال :
- اغلب کودکان ناراحتی خود را بزرگتر و شدیدتر از واقعیت نشان میدهند.
- برای جلب توجه ، از جملات تاثیر گذار استفاده میکنند، مانند این جمله : هیچ کس منو دوست نداره یا شما منو دوست نداری.
- برای نشان دادن ناراحتی از مقایسه هایی که با دیگران میشوند.
- حساس شدن به خواهر یا برادر خود.
- برداشتی اشتباه از رفتار یا صحبت های شما
- شنیدن مطلبی از افراد دیگر ( دوست ، فامیل و ... )
و خیلی مسائل دیگر ....
بهتر است ابتدا خودتان موضوع را مورد بررسی قرار دهید، اگر به نتیجه دلخواه دست نیافتید ، این مسئله را با او در میان بگذرایید، با صمیمیت و آرامش از او بپرسید که چه چیزی باعث شده فکر کند شما او را دوست ندارید ...
موفق باشید
با درود دوست گرامی
جهشی خواندن مانند هر عمل دیگر ، میتواند در عین مفید بودن مشکلاتی را نیز در یر داشته باشد.
با نکات مثبت این عمل آشنایی دارید پس فقط به بعد منفی آن خواهیم پرداخت.
گاهاً دانش آموزان به دلیل کوچکتر بودن از همکلاسی هایشان (چه سنی و چه جثه ایی ) اعتماد به نفس خود را از دست میدهند.برخی دچار اضطراب میشوند و برخی نسبت به درس و آینده بی اهمیت میشوند. به دلیل تفاوت سنی موجود نمیتوانند وارد رابطه دوستی شوند و سرخورده میشوند.
گاه دانش آموز در آن مقطع اصلی بسیار قوی است اما این نشادهنده ضمانتی برای موفق بودن در سطحی بالاتر از سن خود نیست.
بطور کل این موضوع بستگی به شخصیت و شرایط دانش آموز دارد. پیشنهاد میکنم با معلم مدرسه وی مشورت کنید تا راهکاری متناسب دریافت نمایید.
موفق باشید.
با درود دوست گرامی
مشکلات خواب در این سن ، امری طبیعی است. اما علت این مشکل و نوع برخورد والدین بسیار مهم است.
- اگر کودک به دلیل علاقه به بازی کردن و سرگرم بودن ، از خوابیدن ممانعت میکند، میبایست قانونی برای خواب درنظر گرفت و تمام افراد خانه از آن پیروی کنند، اینکه مادر پا به پای او بیدار میماند به این معنی را میرساند که کارت اشتباه نیست و میتوانی هر زمان که دوست داری بخوابی ... چند شب اول کودک مقاومت میکند، با گریه و ... سعی بر ایستادگی دارد اما با اقتدار والدین ، منظم خواهد شد.
- مصرف مواد غذایی بی خواب کننده و انرژی دهنده مانند شکلات نیز در بی خوابی کودکان بسیار موثر است.
- اگر مشکل کودک ترس است ، در این صورت میتوان با راهکار هایی همچون روشن گذاشتن چراغ کم نور، خواندن کتاب داستان و ... او را در بخواب رفتن یاری کرد. اما در صورتی که علت گریه های وی ترس شدید است، بهتر است با روانشناس متخصص کودکان مشورت کنید.
شاد باشید.
سلام
پسرم متولد۹۰هست.تو جمع خیلی کم رو وخجالتی هستش.جایی بریم خیلی دیر با بچه ها گرم میگیره.خیلی وقتا اصلا سمتشون نمیره به من میگه که بگم فلان اسباب بازی یا مثلا خوراکی که بهش تعارف کردنو میخواد.باخواهرزاده هام صمیمیه چون ازوقتی چشم بازکرده دیدتشون ولی دربرابر اونا خیلی مالکیت طلبه.وسایلشو نمیده ولی وسایل اونا رو میخواد.خواهرزادهام دوقلو هستن ویکسال ازپسرم بزرگترن.به خاطر نرمش های بیجای خواهرم پسرم پرتوقع ترهم شده٬وحالا دوقلوهاش چون همیشه کوتاه اومدن الان پسرمو الگو کردن.مثل اون رفتار میکنن.زیاد باهم کنارنمیان وزود با هم قهر میشن.به خاطر همین زیاده خواهی پسرم٬دعواهاشون باهم ونساختن هاشون توبازی٬هم اونها لجباز شدن هم رفتن خونه مامانم برام سخت شده چون پسرم نمیخواد بره(خواهرا وبرادرام ازدواج کردن و تو یک آپارتمان تو طبقات جدا با پدرومادرم هستن غیراز یک برادرم که مجرده وبا پدرومادرم زندگی میکنه).
ازسمت خانواده همسرمم ٬پسرم تنها نوه هست وعزیز دردونه.من هم کنار اونها تویک آپارتمانم ولی جدا ازاونها تو طبقه جدا یعنی.پسرم به نظرم خیلی لوسه.هم بازیش بیشتر خودم هستم.جایی بریم همش توبغلم میشینه.خودمم خیلی بهش وابسته هستم.تو خونه پدریم کسی نمیتونه اذیتش کنه چون من نمیزارم.دست خودم نیست.خییلی دوسش دارم.بیشتر روز رو کنارش باب اسفنجی میبینم٬چون دوست داره .با کمکش کیکو پیراشکیو...درست میکنم.ولی زیاد بیرون نمیبرمش چون همه چی میخوادو آبرومو میبره با جیغو دادش به خاطر همین بیشتر تفریحمون رفتن خونه پدرم یا خونه پدرشوهرمه.
نمیدونم چجوری تشویقش کنم بره با همسنو سالاش بازی کنه مخصوصا تو پارک
نمیدونم چیکار کنم تا رفتارش با همسنوسالاش بهترشه.(داد میزنه دست نزنید٬نکن خراب شد٬ماله منه و... )از این کاراش خسته شدم
همش چسبیده به من.(بیا با هم بازی کنیم.باید (مثلا یه چیزخاصیو که مال اون نیست)رو بهش بدم ودقیقا میگه باید بهم بدی.)مهمونی بریم دقیقا دم من میشه.ازلباسم میگیره.ازوقتی به خاطر یبوست شدیدش تو۲سالگیش ازشیر گرفتمش٬تا ببینه دارم لباس عوض میکنم یا نشستم میاد بغلم دست به نوک سینم میزنه.حتی بعضی شبا این مدلی میخوابه.غیرازاون رو پام میخوابه
تازگی ها اصلا به حرفم گوش نمیده وهرچیزیو که میخواد باید بزارم جلوش یعنی نمیاد ازم بگیردش.فک کنم این نشونه ی بدی باشه
راهنماییم کنید.به خاطر این چسبیدناش.جوش نخوردن با هم سنو سالاش.
فک کنم رفتار خودمم باهاش درست نیست.نزدمش ولی یه جاهایی خیلی کفرمو درآورده وبلند سرش دادزدم.
نمیدونم چرا نقاشی میکشه از خط میزنه بیرون ازم معذرت خواهی میکنه.من تا بحال سر نقاشی رنگ کردنش دعواش نکردم بیشتر راهنماییش کردم.اصلا ازبعضی کاراش سردر نمیارم
با درود دوست عزیز و گرامی
بسیار ممنون از توضیحات کاملتون، با توجه به مسائلی که مطرح کردین ، فرزندتان همیشه چه در خانواده پدری و چه در خانواده مادری مورد توجه و حمایت قرار گرفته و این موضوع بخشی از شخصیت او شده است که دیگران میبایست به او سرویس دهند و بر اساس خواسته های او عمل کنند ، در عین حال با توجه به نوع برخورد شما (حمایت ، تنها همبازی بودن و ...) وابستگی بیش از حد طبیعی بین هردوی شما به وجود آمده (متقابلاً) که همین امر باعث شده نتوانید رفتاری مناسب موقعیت از خود نشان دهید و یا اگر هم رفتار مناسب بوده باشد ، اثر لازم را بر او نداشته است. این شرایط (وابستگی) موجب شده است گاهاً نگران از دست دادن شما باشد ، پس هربار که از نظر خودش کاری را اشتباه انجام میدهد، نگران است که "مامان از دستم ناراحت میشه و دیگه دوستم نداره" این فکر علت رفتارهایی همچون لمس سینه شما یا ابراز ناراحتی از نقاشی نادرست است.
وارد شدندش به جامعه بسیار مشکل و در عین حال لازم و ضروری است. بهتر است مهد کودک برود با جامعه کوچک و نوع برخورد با دیگران آشنا شود . برای شروع از ساعتهای کم و دو یا سه روز در هفته و با همراهی و حضور شما میتواند مفید باشد و به مرور حضورتان کمرنگ تر شود ، پس از حذف حضورتان، درصورت تمایل میتوانید ساعتها و یا روزها را اضافه کنید. حضور در جامعه کوچک به او می آموزد چگونه باید با دیگران برخورد کند و همچنین دیگر مهارتهای اجتماعی را می آموزد.
وقت گذاشتن شما بسیار مفید و سازنده است اما میبایست در کنار آن، کودک یاد بگیرد که چگونه خودش تنهایی بازی کند یا کارتون ببیند بدون نیاز به دیگران تا برای مستقل شدن آمادگی پیدا کند. در عین حال وابستگی اش به شما کنترل خواهد شد.
در خصوص نوع رفتارش با خواهرزاده هایتان، میبایست با او صحبت کنید، و یاد دهید که چگونه رفتار کند ، چه رفتاری صحیح است و البته در عمل هم به او نشان دهید.
زمانی که از شما درخواستی دارد غیر مستقیم از وی بخواهید کارش را خودش انجام دهد( مثلا بگویید دستم بنده عزیزم نمیتونم) . به او مسئولیت های کوچک متناسب به سنش دهید (جمع کردن اسباب بازی ها و ... ) به مرور بهتر خواهد شد.
شاد و پیروز باشید.
سلام خسته نباشید.خواهرزادم ۵ساله هست ومدام به خواهرم میچسبه.مثلا اگه خواب باشه بیدارشه خواهرمو نبینه کلی گریه میکنه که کجا بودی وازدستت ناراحتم.درحالی که خواهردوقلوش اصلا اینطور نیست وخیلی مستقل تر هست.درحالی که تویک شرائط بزرگ شدن وبا هم تنبیه وتشویق شدن.البته باید بگم ازنوزادی تا۳سالگیشون خواهرم دست تنها بزرگشون کرده به خاطر شرائط همسرش واینکه همسرش نمیخواست کمکیو ازطرف پدرمینا قبول کنه وتواون شرائط برخورد خوبی با دوقلوها نداشتن وحتی طفل معصوم هارو هم کتک میزده .پسرش تو۳سالگی موقع گریه نفسش واسه چند ثانیه میرفت وانگارکبود میشد.به خاطر ورشکستگی همسرش٬اومدن طبقه پایین پدرم زندگی میکنن والان خداروشکر این حالت تو پسرش به خاطر توجهات پدرومادرم وبقیه٬ازبین رفته.الانشم باباشون خونه باشه جیکشون درنمیاد چون بدجور کتک میزنه.آیا این رفتار خواهرزادم ناشی از گذشته ایه که داشته؟
راهنمایی کنید خواهرم وهمسرم چطور برخورد کنن که بتونن گذشته رو تاحدودی جبران کنن وبا بچه های تواین سن کلا چطور باید رفتار کرد؟
در حال بارگذاری...