بلوغ

بلوغ روانی خیلی پیشتر از بلوغ جسمانی (حداق دو سال زودتر)در نوجوانان شروع میشود و این تحول روحی همراه با اضطراب و تشویش است و تظاهرات مختلفی دارد؛ از جمله : درونگرائی ، برونگرائی ، دوگانگی روانی .
درونگرائی :
نشانه ->
برخی از نوجوانان در دوره بلوغ در خود فرو میروند و از جامعه و اجتماع دوری میکنند نمونههای بارز این نوجوانان چه پسر و چه دختر را غالبا در مدارس مشاهده میکنیم که حوصله هیچ کاری ندارند و بسوی هیچ فعالیتی هرچند جذاب باشد کشیده نمیشوند،گوئی هیچ تفریحی بر خاطر ناشاد آنها اثر نمیگذارد این حالت را در دختران بیشتر از پسران میبینیم و علت آن شاید محدودیتهای بیشتری باشد که دختران در اجتماع با آن روبرو هستند.معمولا تغییراتی که در این دوره در رفتار نوجوان حاصل میشود نشانه تحول شدیدی است که در روان او صورت میگیرد و سراسر وجود و رفتار او را تحت تاءثیر خود قرار میدهد.این افراد معمولا در این حالت دچار ضعف حافظه و عدم تمرکز حواس میگردند
چه کار کنیم بهتره ->
پدران و مادران با مشاهده این حالات در فرزندان خود دچار تشویش و اضطراب میشوند و از تغییرات بارزی که در رفتار آنها رخ میدهد شکایت میکنند،در صورتیکه این حالات کاملا طبیعی و بعلاوه زودگذر میباشد و جای نگرانی ندارد.درونگرائی اگر بحد افراط برسد البته یک نوع بیماری بشمار میرود و باید حتما چارهجوئی شود ولی هرگز نباید از این بابت نگران بود و بمحض مشاهده کمترین نشانه آنرا دلیل بر بیماری دانست.پدران و مادران بایستی این حقیقت را حتما بپذیرند که رفتار نوجوان در سن بلوغ چه بسا که با رفتار آنها ارتباط نزدیک دارد و بمنزله بازتاب آن بشمار میرود.بر پدران و مادران است که در این سن بحرانی از شتابزدگی و کم حوصلگی بپرهیزند و پسران و دختران نوبالغ خود را هر چند در این سن رفتار آنها غیر متعارف بنظر میرسد با روئی گشاده تحمل کنند تا این دوره بحرانی بگذرد و عوارض آن راه زوال پیش گیرد.
علت درون گرایی ->
درونگرائی در نوجوان در حقیقت تلاشی در جهت خودشناسی است یعنی شاختن(من) جدیدی که در وجود نوجوان آماده شکلگیری است.در این سن نوجوان درصدد شناخت خود است،حالتی که در روانشناسی از آن به "خود تربیتی"تعبیر میشود،در این حالت نوجوان درصدد تشخیص نیک و بد برمیآید و نمونههای مطلوب رفتاری را در وجود دیگران باز مییابد و آنها را بعنوان الگوی رفتاری برای خود انتخاب میکند.
برونگرائی :
نشانه ->
در رفتار او،طرز لباس پوشیدن- طرز آرایش مو و حتی صحبت کردن و مباحثه کردن با همسالان و بزرگترها تغییرات فاحش به چشم میخورد،همه این فعالیتها در جهت ارضاء حس خودنمائی اوست و این حالت اگر در حد متعارف صورت گیرد نه تنها بیماری به- شمار نمیرود بلکه ضروری نیز شمرده میشود.
در این دوره نوجوان برای هر نوع فعالیت سازنده آمادگی دارد و باید بطریقی معقول از این آمادگی روحی او استفاده کرد.پیشرفتهای نوجوانان در فنون ورزش مقارن دوره بلوغ نشانی از این آمادگی دارد.
پسران و دختران جوان در این دوره غالبا علاقه مفرطی به مباحثه پیدا میکنند موضوع صحبت هرچه میخواهد باشد برای آنها اهمیت ندارد آنچه برای آنها مهم است اظهار نظر و در حقیقت اثبات شخصیت است نوجوان کوشش میکند با همسالان به بحث بنشیند و اندیهش خود را بدیگران بقبولاند و از این راه برای خود کسب اعتبار کنند.در این رابطه نوجوان گاهی آنچنان سرسختی و لجاجت از خود نشان میدهد که جز تعصب نمیتوان نامی دیگر بر آن نهاد.منشا رقابتهای تحصیلی که در میان نوجوانان نمونههای عالی آنرا مشاهده میکنیم چیزی جز ارضاء حس برتریجوئی آنها نیست.البته بعضی رقابتها چون رقابت در فراگیری دروس و کسب امتیازات تحصیلی یا ورزشی در حد متعارف پسندیده است اما رقابتهائی که از روی حسد و کینه بوجود میآید معمولا عواقب نامطلوب بدنبال دارد که باید قطعا از بروز آنها اجتناب شود.
چه کار کنیم بهتره ->
بر اولیاء و مربیان است که از این حالات و آمادگیهای روانی در سنین بلوغ استفاده کرده محیط مناسب و شرایط لازم برای شکوفا شدن استعدادهای نهفته نوجوانان فراهم سازند.
علت برون گرایی ->
نوجوان در دوره بلوغ دچار برتریجوئی میشود و میخواهد بهر ترتیبی که میسر است خود را در جمع همسالان خود بشناساند و حتی برتری خود را بر آنها نشان دهد
دوگانگی روانی :
علت دوگانگی روانی ->
در آستانه بلوغ حالاتی در نوجوان ظاهر میشود که از آنها به تضادهای روانی یاد میشود به این معنی که نوجوان از طرفی خود را فردی بزرگ و بالغ و مستقل میپندارد واز سوئی دیگر احساس میکند که هنوز بآن درجه از رشد فکری و استقلال که از خانه و خانواده بینیازی کامل داشته باشد نرسید بلکه هنوز پایبند است، به این جهت خود را در برابر مسائل دو پهلو حیران و سرگردان میبیند به فردی مهر میورزد و در نهاد خود نسبت به او احساس دوستی میکند ولی در همان حال از او کینهای به دل دارد،در دوستی راه افراط پیش میگیرد و در دشمنی نیز فردی بیگذشت است.
نشانه ->
عمولا در این سنین است که نوجوانان با پدر و مادر سر ناسازگاری پیش میگیرند چرا که اینان نظر آنها را در امور زندگی کهنه و ارتجاعی میدانند و در عوض پدران و مادران از طرز رفتار فرزندان نوبالغ خود ناخشنود و ناارحت هستند علت این است که از بحرانهای روحی و غوغائی که در باطن فرزندان آنها وجود دارد بیخبرند نوجوانان از دخالتهای پدرها و مادرها و امر و نهی آنها در مسائل زندگی شکایت میکنند و اینان از اینکه فرزندان آنها دیگر آن کودکان سربراه و مطیع فرمان نیستند شکوه دارند.و این حالت که با آغاز دوره بلوغ نوجوان بوجود آمده تا خاتمه این دوره همچنان ادامه دارد.
چه کار کنیم بهتره ->
برخی از پدرها و مادرها با رفتاری ناخود- آگاه به تضادهای روحی نوجوانان در دوران بلوغ کمک میکنند و اینان همان کسانی هستند که با بیمبالاتی مرتکب هرگونه رفتار خلاف عرف و اخلاق و اجتماعی میشوند ولی خود تحت عنوان دروغ مصلحتانگیز از گفتن آن ابا ندارند،احترام به قانون را فریضه میدانند ولی خود به قانونشکنی میپردازند فرزندان خود را به مطالعه و فراگیری دانش میخوانند ولی خود حوصله مطالعه یک سطر از کتاب یا نوشتهها را ندارند.در مورد مضرات سیگار و غیره برای فرزندان خود صحبت میکنند ولی اعمال آنها خلاف گفتههاشان را نشان میدهد.در این صورت فرزندان آنها حق دارند که از خود بپرسند چرا اولیا آنها تا این حد خودخواه هستند که انتظار دارند دیگران بگفته آنها عمل کنند ولی خودشان به گفتههای خود عمل نکنند این دوگانگی در گفتار و رفتار والدین در روان نوجوان که دچار بحرانهای شدید دوره بلوغ است و از تضادهای درونی رنج میبرد تاثیر عمیق میگذارد و او را به یک نوع بیاعتقادی به گفتههای دیگران و احیانا فریبکاری میکشاند که عواقب نامطلوبی به دنبال دارد.