با فرزندم که در سنین نوجوانی است احساس فاصله میکنم. او معمولا وقت خود را با امور مورد علاقهاش به سر میبرد و من نیز راه و شیوه خودم را در زندگی دارم. نمیدانم چگونه میتوانیم به هم نزدیکتر شویم؟
بسیاری از ما فکر میکنیم همینکه با هم زیر یک سقف زندگی میکنیم، خودبهخود باعث خواهد شد که فرزندانمان هم مانند ما بیاندیشند و مثل ما به زندگی نگاه کنند، امّا چنین نیست. ما برای نزدیک شدن به هم باید آماده تغییر در رفتارها و برهمریختن بخشی از عادتهای خود باشیم و برای آن که این حرکت موفق باشد، بایستی از والدین آغاز گردد. والدین بایستی برای برقراری ارتباط، آنچه را برای فرزندشان مهم است مهم بدانند و به عنوان یک همراه در دنیای ذهنی فرزند خود وارد شوند. یک نوجوان موفق رابطه خود را با پدرش چنین توصیف کرده است: پدر خود را کوچک میکرد تا در دنیای کودکانه من جا شود، و از آن جا با هم همسفر میشدیم و با حضور پدر به عنوان یک همراه پرتجربه، دنیا را با هم از نو کشف میکردیم، و این فرایندی بود که پدر طی آن تجارب خود را هم به من انتقال میداد… اگر اراده ما در نزدیک شدن به یکدیگر قوی باشد، فاصله بین فرزندان و والدین به آسانی قابل رفع است.





