اعتماد به نفس
میراث گرانبهای که همه ما به عنوان پدر و مادر برای فرزندانمان به جا میگذاریم، احساس عزت نفس است. این خصوصیت هدیهای نیست که بتوان آن را از طریق وراثت به کودکان متقل کرد، زیرا به طور ذاتی در ژنهای ما وجود ندارد. عزت نفس، بر اساس تجارب ما و از روزهای اول زندگی، شروع به شکلگیری میند.
اعتماد به نفس، در هنگام رویارویی با مشکلات مختلف سازگاری شخصیتی ما به عنوان افراد مؤثر، مستقل و دارای ثبات احساسی، همواره با خود آگاهی مثبت در وجود ما همراه است البته عکس این موضوع هم صادق است، یعنی کمبود اعتماد به نفس، به خودآگاهی منفی ما از خود میانجامد. ارتباط بین سازگاری شخثیتی و عزت نفس، به هر دو صورت یاد شده- چه مثبت تو چه منفی- ایجاد میشود.
1- اگر میخواهید کودکتان در آینده دارای عزت نفس باشد باید او را دوست بدارید.
کودکانی که ارتباطی عاطفی و محبت آمیز با والدینشان ندارند در طول زندگی آتی خود بیشتر دچار اضطراب و عدم اعتماد به نفس در رفتار و منش خویش میشوند و قابلیتها، استعدادها و ادراک خود کمتر اعتماد میکنند. مهمترین راههای نشان دادن محبت خود به فرزندمان از طریق گفتار، رفتار و رفع نیازهایشان است. شیوه انتخابی بستگی به مرحله رشد کودکان دارد. به طور مثال محلت ما نسبت به نوزادمان ازطریق مستقیم و فیزیکی ابراز میشود. مثل غذا دادن، بغل کردن، آرام کردن و ... در شروع سن مدرسه: حمایت از خواستههای کودکان، رشد مهارتهای اجتماعی و ... .
2- به کودک خود احترام بگذارید.
یکی از اجزای محبت واقعی، احترام گذاشتن است. برای نشان دادن عملی احترام گذاشتن به فرزندانمان، کمترین کاری که میتوانیم بکنیم، برآوردهد ساختن اساسیترین نیازهای زیستی آنهاست. باید از آنان در برابر خطرات و بیماریهای مختلف محافظت کنیم و آنها را در معرض بد رفتاریهای روحی و جسمی قرار ندهیم. به تدریج که بزرگتر میشوند، محتوای صحبتهایمان با آنها تغییر دهیم. گهگاه آنها را در احساسات و عقایدمان شریک کرده و احساسمان را با آنها در میان بگذاریم. صحبت کردن در مورد موضوعهای مختلف مانند: غذای مورد علاقه، اتفاقات جالبی که در طول روز برایمان اتفاق افتاده و .... احترام گذاشتن و اعتماد کردن به بچهها معمولاً توأم با یکدیگر است. اگر به این بار که بچهها میتوانند به خوبی از عهده کارها برآیند مسئولیت پذیر باشند، اعتماد کنیم و به آنها نشان دهیم که به خواستههای فطری آنها یعنی حس استقلال و بینیازی از دیگران اعتقاد داریم. ما اگر به توانایی آنها در تصمیمگیری باور و اعتماد داشته باشیم و این اعتماد تداوم داشته باشد، حتی اگر انتخاب آنها مورد پسند و علاقه ما نباشد، باعث رشد اعتماد به نفس آنها نسبت به تواناییهای خاص خودشان شدهایم و به آنان این فرصت را دادهایم که انتخابی فارغ از هر نوع فشار هیجانی داشته باشند.
3- کسب استقلال در کودکتان را آموزش دهید.
کسب استقلال در کودکان و کمک به آنها در این زمینه، از سالهای اولیه تولد او شروع میشود. بچهها به طور طبیعی غریزی دوست دارند کارهایشان را خودشان انجام بدهند. تنها کاری که میتوانیم در این زمینه انجام دهیم این است که آنها را برای رسیدن به خواستههایشان تشویق و دلگرم کنیم، به آنها فرصت دهیم و از آنها حمایت کنیم تا بتوانند مهارتهای جدید را به خوبی یاد بگیرند. مثلاً آموختن درس شجاعت از طریق ورزش میسر خواهد بود، آنها با ورزش میتوانند رقابت سخت و فعالیت جسمی پرخطری را تجربه کنند و بیاموزند که به هنگام بروز مشکل نباید تسلیم شوند.
4- شنونده حرفهای کودک خود باشید.
اگر کودک شما احساس کند که واقعاً به حرفهایش گوش داده و او را جدی گرفتهاید، بلافاصله قفل صندوقچه ناراحتیهایش باز میشود و شما مشکل او را بهتر و آسانتر درک خواهید کرد. غالباً، هنگامی که به دلیل واکنش مناسب والدین از فشار روحی ناشی از بروز هیجانات کاسته میشود، به نظر میرسد که اصل مشکل نیز کاهش پیدا کرده و قابل کنترل شده است.
5- ترتیب دادن فعالیتهای اجتماعی و انجام بازیهای گروهی
ترغیب کردن کودکان برای مشارکت در فعالیتهای مختلف دسته جمعی، تأثیر زیادی در کاهش اضطراب و افزایش مهارتهای اجتماعی ایشان داشته باشد.

در حال بارگذاری...