۹٫۲k

سیمین بهبهانی درگذشت

سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
سیمین بهبهانی ساعات اولیه امشب بر اثر ایست قلبی و تنفسی دار فانی را وداع کرد.



علی بهبهانی، پسر ارشد سیمین بهبهانی در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: با همه تلاش پزشکان، متأسفانه ساعت یک بامداد مادرم درگذشت.



او افزود: حال مادر دیروز عصر اندکی بهتر شده بود و ما فکر می‌کردیم او متوجه اتفاقات اطرافش است اما متأسفانه مثل شعله شمع که بالا می‌گیرد و بعد خاموش می‌شود، یک بامداد از بیمارستان خبر دادند که او درگذشته است.



علی بهبهانی گفت: در حال تصمیم‌گیری برای انتخاب محل آرامگاه مادر هستیم و در حال حاضر نیز پیکر او در سردخانه بیمارستان است.



خبر درگذشت سیمین بهبهانی از سوی کادر بیمارستان محل بستری وی نیز تأیید شد.



به گزارش ایسنا، سیمین بهبهانی از 15 مرداد ماه به کما رفت و در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری بود.



به دنبال بستری شدن این شاعر غزل‌سرا، پیش‌تر شایعاتی زودهنگام از درگذشت وی در برخی رسانه‌ها انتشار یافته بود که از سوی خانواده بهبهانی تکذیب شد.



22 مرداد ماه سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به همراه افشین علاء و فاطمه راکعی برای عیادت از این شاعر به بیمارستان رفتند. مهدی قزلی، مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی نیز در این دیدار حضور داشت.



سیمین بهبهانی‌ زاده‌ی سال 1306 در تهران است و از میان آثار او می‌توان به «سه‌تار شکسته»، «جای پا»، «چلچراغ»، «رستاخیز» و «یک دریچه آزادی» اشاره کرد.





خبرگزاری ایسنا

سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
روحش شاد و قرین رحمت
سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
اینم چند تا از سروده های ایشون :
سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پيش چشمش ساغري ، گيرم ز دست دلبري
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بيمارش کنم
بندي به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم
چون بنده در سوداي زر ، کالاي بازارش کنم
گويد ميفزا قهر خود ، گويم بخواهم مهر خود
گويد که کمتر کن جفا ، گويم که بسيارش کنم
هر شامگه در خانه اي ، چابکتر از پروانه اي
رقصم بر بيگانه اي ، وز خويش بيزارش کنم
چون بينم آن شيداي من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوي او ، باشد که ديدارش کنم

سیمین بهبهانی
سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

سیمین بهبهانی
سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
خواهم چو راز پنهان، از من اثر نباشد
تا از نبود و بودم، کس را خبر نباشد
خواهم که آتش افتد، در شهر آشنایی
وز ننگ ِ آشنایان، بر جا اثر نباشد
گوری بده، خدایا! زندان پیکر من
تا از بهانه جویی، دل دربدر نباشد...

سیمین بهبهانی
سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
نادر ز خاک برخیز میهن جوان ندارد
دارا ! کجای کاری دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد
کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش ای مهرآریایی
بی نام تو ، وطن نیز نام و نشان ندارد

سیمین بهبهانی
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
خیلی ناراحت شدم
مهدی د
کاربر فعال | ۲۴۴ | ۴۹۸ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
روحشون شاد ..
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
کسی میدونه کدوم بیمارستان بودن؟
مرجان رف
کاربر فعال | ۷۹ | ۲۳۴ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
بيمارستان پارس
zohreh naji
کاربر فعال | ۲۳ | ۴۱ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
روحشون شاد
مشک آبادی (مدیریت مدرسه کلوب)
کاربر فعال | ۳۲۱ | ۵٫۰k | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
سیمین بهبهانی، غزل‌سرای معاصر ایرانی پس از یک دوره بیماری در بیمارستانی در تهران درگذشت.
سیمین بهبهانی که به علت مشکلات تنفسی و قلبی در بیمارستان پارس تهران بستری بود، از پانزدهم مرداد در کما به سر می برد.
علی بهبهانی، فرزند این شاعر معاصر در گفت‌گویی با بی‌بی‌سی فارسی گفت که هنوز زمان و مکان مراسم تشییع پیکر خانم بهبهانی مشخص نشده است.
آقای بهبهانی گفت که مادرش وصیت کرده بود که در کنار همسر و نوه‌اش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شود.
او اظهار امیدواری کرد که خانواده سیمین بهبهانی بتواند به وصیت او عمل کند.

سیمین بهبهانی در بیست و هشتم تیر ۱۳۰۶ در تهران به دنیا آمده بود.
او اولین شعرهای خود را در سال ۱۳۲۰ و در ۱۴ سالگی سرود. شعرهای نخستینش در روزنامه نوبهار با مدیریت ملک الشعرا بهار منتشر شد.
مجموعه اشعار "جای پا" (۱۳۳۵)، "چلچراغ" (۱۳۳۶)، "مرمر"(۱۳۴۲) و "رستاخیز" (۱۳۵۲) از جمله آثار او  است.
خانم بهبهانی از اواخر دهه چهل و در اوایل دهه پنجاه خورشیدی، به همکاری با شورای موسیقی رادیو و تلویزیون ایران پرداخت و بیش از ۳۰۰ ترانه سرود که اغلب با آهنگ های آهنگسازان بزرگ دوران و خوانندگان نامدار وقت اجرا شدند.

نخستین مجموعه اشعار او پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۶۰ با عنوان "خطی ز سرعت و از آتش" منتشر شد که تحت تاثیر حوادث انقلاب، فضایی متفاوت از آثار گذشته او داشت. او دو سال پس از آن "دشت ارژن" را منتشر کرد.
"سه تار شکسته" و "یک دریچه آزادی" از دیگر آثار سیمین بهبهانی است.
خانم بهبهانی در سال ۲۰۰۹ جایزه سیمون دوبوار برای آزادی زنان را از آن خود کرد.

برگرفته از سایت بی بی سی
ثمین قاجاری
کاربر فعال | ۲۵ | ۹۶ | ۲۹ مرداد ۱۳۹۳
سیمین بهبهانی درگذشت

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید