دخترم خیلی منتظر روز اول مدرسه بود . لحظه شماری می کرد اول مهر شه بره مدرسه . بالاخره روز موعود رسید به مراد دلش رسید . ظهر که اومد خونه ازش پرسیدم : خوب عزیزم مدرسه چطور بود؟ کیفشو پرت کرد و گفت : وااای خسته شدم چقد درس بخووونم دیگه بسه!!!
انقدر تو مدرسه شعرای کودکستان مرور کرده بودن که طفلی که منتظر یادگیری خوندن نوشتن بود فکر کرده بود تا آخر سال اول اوضاع همین جوریه :)