دلم برای نیکا تنگ می شود .. دلم برای چک کردن روزانه مدبر دیدن اعلام تکالیف .... گوشزد کردن تلفنی به بهار و شنیدن تعریف های روزانه بهار از مدرسه با اون همه شوق و ذوق ... مامان خانوم رحیمی برامون اهنگ گذاشت ... مامان خانوم مداحیان بغلم کرد .... و و و ..... بعید می دونم دیگه فضایی صمیمی تر و امن تر از نیکا پیدا بشه برای این بچه ها ....افسوس و صد افسوس که کرونا امسال نگذاشت که برای دخترانمان جشن بگیرید و از اون دکلمه های زیبا که سارا جون می نوشت بخونید .... خانوم رحیمی زاده عزیز به شما بعنوان یک زن یک مادر و یک معلم افتخار می کنم .... وسلامتی طول عمر و موفقیت برای شما آرزومندم سپاس و سپاس و سپاس
در حال بارگذاری...