سلام من ۱۵ سالمه و بچه اخر خانوادم و یه خواهر ۲۲ ساله و یه برادر ۱۷ ساله دارم پدرم پنجاه سالش ایناست و مامانمم هفت سال از اون کوچیکتره و رابطم با برادرم که کلا داغونه با خواهرمم بد نیست ولی عالیم نیست و از پدرم بدم میاد ینی خیلی بدم میاد و با مادرمم معمولا مشکلی ندارم و مشکل اونجاس که خب شدیدا احساس تنهایی میکنم قبلنا فقط تو خونه بود که کسل میشدم و احساس میکردم کسی اصلا به من اهمیت نمیده اما الان مدرسه هم این شکلیم؛ منو دوستام خیلی جوو بینمون شاده ولی اونجام کم حرف شدم ، در مورد خودم خیلی نمیتونم حسمو بگم مثلا نمیتونم توی کلمه اون چیزی که توی ذهنمه رو بگم در حالی که راحت درباره فلان ویروس یا ریاضیات برای همه کنفرانس میدم و فوقش یکم استرس بگیرم ،وقتی یکی رو میبینم نمیدونم چی باید بگم، جواب یکی که یه چیزی رو میگه رو نمیدونم چی بگم که طرف نارحت نشه، کلا حالا با دخترا یکم بهترم اصلا با پسرا انگار از آمازون اومدم معاشرت بلد نیستم ، با افرادی که سنشون از خودمم بزرگتره هم کلا قاطی میکنم، من چیکار کنم الان؟ بیشترین مشکلم با اون تنهایی است دیگه دارم دیوونه میشم یعنی واقعا هیچکس بهم اهمیت نمیده؟ اصلا از این حس و حال خوشم نمیاد
چیزایی که فکر میکنم شاید تاثیری توی جوابتون داشته باشه اینکه از خیلی وقت پیش من ناخونامو میجوم یا پوست کنارشونو میکنم که برام مهم نیست ولی همه کلی تلاش کردن از سرم بندازنش با تذکر و هی گفتن گفتن و یا جایزه و از اینجور چیزا که خب هنوزم هست این عادتم ،چون همه گیر میدن گفتم شاید تاثیری داشته باشه تو جوابتون
اگه زود جواب بدید خیلی ممنون میشم
در حال بارگذاری...