سلام
پسر من سه سالشه و تقریبا بیشتر عمرشو با من میگذرونه، یعنی پدرش صبح قبل بیدار شدنش به سر کار میره و شب نهایتا دو یا سه ساعت پدرشو میبینه، با روزهای تعطیل
خانواده هامون هم از ما دور هستن و کلا روابط فامیلی خیلی ضعیفی داریم، یعنی جز تعطیلات چند روزه توی ماه ها، که ممکنه چند ماه هم بینش فاصله بیفته تا پدر و مادر بزرگش و بقیه فامیلو ببینه
خیلی جنب و جوش داره و اگه بگم خیلی کم میشینه، دروغ نگفتم، از نظر روحی خالی شدم و دیگه تحمل کوچیک ترین صدایی ازش رو ندارم و مدام دعواش میکنم، گاهی مجبورم بزنمش چون اصلا به حرفم گوش نمیده، هر چیزی من بهش یاد میدمو زود فراموش میکنه اما یک بار کافیه از تلویزیون یا کسی بشنوه، مدام تو خونه با صدای بلند میگه، این بی دقتی و عدم یادگیری از من دچار شده خیلی به من فشار بیاره، در ضمن توی خونه مدام به من میچسبه یعنی قسمتی از بدنم باید به بدنش باشه یا اینکه میدوه و داد میزنه،اگه کاری داشته باشم قسمتی از خونه، اونم همونجاس،مثلا اشپزخونه، اتاق خواب، توالت باشم دم در میشینه و همش صدام میکنه، زود عصبی میشه و داد میزنه یا با ضربه هاش ناراحتیشو سر من خالی میکنه
بیرون هم که میبرمش مدام تقاضای. نابجا داره که جدیدا حرف های منم ارومش نمیکنه در نهایت با یه عالمه خوراکی و اسباب بازی بر میگردیم خونه و هنوز گریه میکنه که نریم خونه،
چی کار کنم تا متعادل شه، به من میگن اگه دوباره باردار شم به حس پسرم کمک میکنه...
با سپاس