تست هوش
در زمانهای قدیم..3پسر عاشق دختر شاه میشن.دختر هم هر 3 جوون رو دوست داشت..ونمیدونس با کدوم ازدواج کنه..یه روز هر 3 جوون رو صدا میکنه و میگه هر کدومتون یه چیزی برام بیاره که بیشتر از همه به دردم بخوره من با اون ازدواج میکنم..3 جوون هر کدام به یه طرف دنیا میرن وبعداز مدتها جستجو جوون اولی اسبی رو پیدا میکنه که هر کجا میخواستی همون لحظه میرسوند جوون دومی پرتقالی رو پیدا میکنه که هر جور مرضی داشتی از اون پرتقال میخوردی فوری خوبت میکرد جوون سومی آینه ای پیدا میکنه که هر کی رو میخواستی برات نشون میداد این 3 جوون موقع برگشتن پیش دختر شاه تو راه بهم میخورن و اونهایی رو که پیدا کرده بودن رو بهم نشون میدن و میگن تو آینه نگاه کنیم ببینیم دختر شاه الان داره چیکار میکنه .نگاه میکنن ومیبینن دختره مرضی گرفته نزدیک بمیره.فوری سوار اسب میشن وپیش دختر شاه میرسن و از پرتقال میدن میخوره ودختره خوب میشه....حالا دخترشاه با کدومش باید ازدواج کنه چون همه اونهایی رو که پسرا اوردن به درد دختره خورده...البته شما چیستانیها بعد از پیدا کردن علت ازدواج دختر رو هم باید بگین که چرا باید با این پسر ازدواج کنه؟