مدرسه ایزدپناه
مدرسه ایزدپناه
بازگشت 
تعداد بازدید۳۷۳
مدرسه ایزدپناه

پیش دبستان و دبستان دخترانه دولتی ایزدپناه منطقه 14

مدرسه ایزدپناه، آخرین اطلاعات و اخبار مربوط به مدرسه را در این صفحه دنبال کنید.

۲۱۰٫۱k

من می خونم براتون تعریف می کنم.برای اونایی که نوجوان دارن.

نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۲۱ آذر ۱۳۹۱

 سلام مامانای مهربون.

من جدیدا خیلی جدی دارم مطالعه می کنم. خدارو شکر از وقتی که نگار می ره مهد ، منم وقت بیشتر برای خودم دارم. میخوام از این به بعد مقاله ها و کتاب هایی که می خونم رو چکیدش رو اینجا براتون بنویسم.
امیدوارم به دردتون بخوره..قدر این مطالب رو بدونید ، براش خیلی وقت می ذارم.
همتونو دوست دارم و همیشه برای سلامتی همه ی مامانا دعا می کنم.  

بیشتر بخوانید در 30 :

مشک آبادی (مدیریت مدرسه کلوب)
کاربر فعال | ۳۲۱ | ۵٫۰k | ۲۶ دی ۱۳۹۱
 با سلام و تشکر از مطالب بسیار مفیدتون
خانم نگین ملکی، میخواستم در صورتی که شما هم موافق باشید پستی را که درج کرده اید، چون مطلب کامل و مفیدی هست را در بخش مقالات قرار بدیم .
از خانم عابدینی عزیز هم بابت پیگیری مسائلشان در این فروم تشکر می کنیم.
نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۲۷ دی ۱۳۹۱
 کتاب معلم یک دقیقه‌ای،توصیف احوال و اندیشه‌های معلم موفقی است که با شیوه‌ای‌ آسان به تقویت و پرورش عزت نفس-ابتدا در خود و سپس در شاگردانش-پرداخته و فرآیند جدیدی از یادگیری به وجود آمده است‌ که تمام عمر پایدار می‌ماند.
اصل اساسی‌ اندیشه‌های آموزگار یک دقیقه‌ای چنین است: هریک از ما،در هرلحظه،هم دانش‌آموزیم‌ و هم آموزگار. هنگامی در بهترین وضعیت‌ هستیم که خود آنچه را که می‌خواهیم به خود بیاموزیم.

وی برای دستیابی به این اصل،از سه تدبیر اساسی که اجرای هریک تنها به یک دقیقه‌ وقت نیاز دارد،استفاده می‌کند:

1-هدفگذاری یک دقیقه‌ای:

اهداف خود را به صورت چند عبارت‌ کوتاه می‌نویسیم.در طور روز چندین بار دست‌ از کار می‌کشیم و یک دقیقه به اهداف خود می‌نگریم و آنها را به یاد می‌آوریم.

2-تحسینهای یک دقیقه‌ای:

معلم یک دقیقه‌ای اعتقاد دارد که ما بیشتر به اشتباهات خود و دیگران توجه داریم،حال‌ آنکه می‌توانیم در طول روز چندین بار و هربار به مدت یک دقیقه به رفتار خود بیندیشیم تا ببینیم اگر رفتارمان با هدفهایمان هماهنگ‌ است،منتظر نمانیم دیگران ما را تحسین کنند، بلکه خود بلافاصله پس از آنکه کاری را درست یا تقریبا درست انجام دادیم،احساس‌ خود را دربارهء خود و رفتار درست خود بر زبان آوریم و به تحسین خود بپردازیم.

معلم یک دقیقه‌ای تأکید دارد که همهء ما، همه روزه،حداقل یک کار درست انجام‌ می‌دهیم که شایستهء تحسین است.

3- بازیافت یک دقیقه‌ای :

امّا اگر رفتارمان با هدفهایمان‌ هماهنگ نبود،می‌توانیم از اصل بازیافت‌ یک دقیقه‌ای استفاده کنیم.به این صورت که‌ به رفتار نادرست خود و احساس ناشی از آن‌ عمیقا بیندیشیم و آن‌گاه بپذیریم که در این‌ لحظه،تنها«رفتار»ما خوب نبوده است ولی ما خود خوبیم و همیشه چنین بوده‌ایم.رفتار ناهماهنگ خود را انکار نکنیم امّا به نکوهش‌ خود نیز نپردازیم؛چرا که ما،«رفتار خود» نیستیم.

بهترین راه برای آنکه همواره در مسیر هدفهای خود باقی بمانیم آن است که در طول‌ روز،چند بار به رفتار خود بنگریم و هربار بلافاصله اشتباهات کوچک خود را اصلاح‌ کنیم.

معلم یک دقیقه‌ای اعتقاد دارد که این‌ اصول،شیوه‌های ساده‌ای هستند برای‌ «آموزگار خوب بودن و آموزگار خود بودن» ، که‌ بسیاری از معلمان ما به خوبی از آن آگاه‌اند.
امّا این عزیزان،غالبا از یاد می‌برند که آنها را به‌ کار بندند.کلید موفقیت،به کارگیری این‌ روشها و زیستن همیشگی با«اصول سه‌گانه» است.

خلاصه بسیار کوتاهی از تدابیر سه‌گانهء معلم‌ یک دقیقه‌ای.

چگونه به دیگران بیاموزیم،خود هرچه را می‌خواهند به خود بیاموزند:

از اینجا شروع می‌کنم‌ . هدفهای جدیدی انتخاب می‌کنم هدفهایم را روشن می‌کنم‌

1-هدفهای یک دقیقه‌ای‌  به هدفها و رفتار خود می‌نگرم

2-رفتارم با هدفهایم هماهنگ است‌ . یک دقیقه خود را تحسین می‌کنم.خود را در حال انجام کار درست غافلگیر می‌کنم.

خود را بی‌درنگ تحسین می‌کنم.به‌ روشنی به خود می‌گویم که چه کاری را درست،یا تقریبا درست،انجام داده‌ام.به خود می‌گویم‌ دربارهء آنچه که انجام داده‌ام چه احساس خوبی دارم.

چند لحظه می‌اندیشم تا موفقیت و حال خوش‌ خود را عمیقا احساس کنم.خود را به ادامهء آن رفتار خوب ترغیب می‌کنم.

با موفقیت پیش می‌روم.

3- اگر رفتارم با هدفهایم هماهنگ نیست‌ از بازیافت یک دقیقه‌ای استفاده می‌کنم:

در نیم دقیقه اول بازیافت: می‌کوشم‌ هرچه زودتر،ناهماهنگی رفتارم را درک کنم.

خود صریح و صادق خواهم بود.چند ثانیه درنگ می‌کنم تا احساس بد خود را عمیقا حس‌ کنم.

و در نیم دقیقه دوّم:به یاد می‌آورم که‌ تنها«رفتار اخیرم»بد بوده است.من،خود خوبم.

رفتارم را از نو،در جهت درست هدایت می‌کنم‌ و...

و...«بهبود»می‌یابم.

به نقطهء شروع باز می‌گردم.
عابد
کاربر فعال | ۲۸ | ۱۲۲ | ۲۹ دی ۱۳۹۱
سلام دوست خوبم . خواهش میکنم . منم ازت ممنونم بابت مطالب خوبت .من خیلی به روانشناسی علاقه دارم . اگه قرار بود یه بار دیگه درس بخونم مطمئنا رشته روانشناسی رو انتخاب میکردم .

نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۳۰ دی ۱۳۹۱
سلام عزیزززززم
این حرفا چیه .. چه زحمتـــــــــــــی ؟؟ من سرم درد می کنه واسه این کارا کلی هم مرجع دارم.

فقط متوجه نشدم منظورت دقیقا کدوم موضوعه؟
عابد
کاربر فعال | ۲۸ | ۱۲۲ | ۱ بهمن ۱۳۹۱
ممنون دوست خوبم .صفحه پیش در مورد مخالفت جویی یه سوال پرسیده بودم . حالا اینجا کپی میکنم براتون :
سن بچه ها تو مخالفت کردن تاثیری داره یا نه ؟ یعنی ممکنه تو یه محدوده سنی بچه ها بیشتر این حالت رو داشته باشن و اگه از کنارش بی توجه بگذریم به مرور خوب بشه ؟یا نه باید حتما در هر رده سنی با این حالت مقابله کرد و به قول نویسنده معالجه ؟؟
نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۳ بهمن ۱۳۹۱
بله عزیزم .. در بعضی از مرحله های رشد ، بچه ها مخالفت جویی بیشتری دارند که در سنین کودکی راحتتر میشه با این مسئله مقابله کرد و با روش های ساده معالجه می شه اما چیزی که خیلی مهمه مخالفت جویی در سنین نوجوانیه که نیاز به دقت و برنامه ریزی و مشاوره داره که اگر مسائلی که نوجوان در مورد اونها مخالفت می کنه حساس و تعیین کننده نباشه مثل طرز لباس پوشیدن و انتخاب موسیقی ، با بی توجهی می تونه کم رنگ بشه و کم کم فراموش شه. اما در موارد حساس و مهمی مثل کنترل ارتباط با دوستای ناباب ، نمی شه بی تفاوت بود و باید با برنامه عمل کرد و مراقب بود.
 عصاری-مدرسه کلوب
کاربر فعال | ۷۹۱ | ۳٫۲k | ۷ بهمن ۱۳۹۱
خانم نگین ملکی به جمع گردآورندگان مقالات مدرسه کلوب پیوست.
http://forum.madresehonline.ir/News.aspx?NID=24

بی توجهی و اثرات آتی آن در موفقیت کودک > http://forum.madresehonline.ir/Article.aspx?AID=315

هوش و انگیزش تحصیلی > http://forum.madresehonline.ir/Article.aspx?AID=314

بلوغ > http://forum.madresehonline.ir/Article.aspx?AID=313
نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۱۴ بهمن ۱۳۹۱
 
موضوع امــــــــــــــروز : به نوجوان فرصت دهید تا بزرگ شود


صدای خنده و بازی بچه‏ها،فضای زمین‏ بازی پارک را پر کرده است. زن در حالی که‏ به آنها نگاه می‏کند، پوزخندی می‏زند و با حسرت سر تکان می‏دهد و می‏گوید :«کاش‏ بچه‏ها همیشه بچه می‏موندند. پا به پای‏ خودشون، دردسرهاشون هم بزرگ می‏شه.» از او می‏پرسم:چرا؟با تعجب سؤالم را تکرار می‏کند :«چرا؟؟ برای اینکه وقتی به‏ نوجوانی می‏رسند، از بی‏احترامی به پدر و مادر و بقیه هیچ پروایی ندارند؛ من یک دختر 15 ساله دارم که قبل از این خیلی سر به راه و حرف شنو بود، حالا خیلی فرق کرده، مرتب‏ اصرار داره حرف خودش را به کرسی بشونه، وقتی هم من و پدرش بهش ایراد می‏گیریم و راه و چاه رو بهش نشون می‏دیم، به ما می‏گه‏ «شما هنوز فکر می‏کنین من همون بچه 2 ساله‏ای هستم که توی کالسکه می‏نشستم و با شما این ور و اون ور می‏آمدم.» بهش می‏گم‏ این رشته به درد دخترها نمی‏خوره، می‏گه «این‏ حرفها مال نسل قدیمه» یا «من باید درس‏ یخونم یا شما؟» می‏گم برو اتاقت رو مرتب‏ کن ، می‏گه باشه ولی دست به اتاقش نمی‏ زنه. وقتی ازش می‏پرسم اتاقت مرتب شد؟ جواب‏ می‏ده «خودم می‏دونم باید اتاقم را مرتب کنم. اما فعلا درس دارم.» مادر آهی می‏کشد: «اینه‏ که می‏گم با بلوغ بچه‏ها مشکلاتشون هم به‏ بلوغ می‏رسه!»

این احساس برای پدر و مادرهایی که‏ فرزند نوجوانی در خانه دارند،آشناست. اما این‏ احساس از کجا ناشی می‏شود؟ آیا مخالفتهایی از این دست که با هدف بی‏ احترامی به والدین‏ تفسیر می‏شوند، ریشه در جایی دیگر دارند؟

مخالفتها و سرکشی‏های نوجوان که از سوی بسیاری از والدین حمل بر بی‏احترامی‏ می‏شود، ناشی از نیاز نوجوان به استقلال‏ است. نوجوان می‏خواهد ثابت کند هویت و فردیتی مخصوص به خود دارد و به اهلّیت‏ تصمیم‏گیری مستقبل رسیده است. گفتار و فتار نوجوان بیش از هر چیز درپی اثبات این‏ است که او می‏تواند مستقل فکر کند، تصمیم‏ بگیرد،نظر بدهد و انتخاب کند و از دیگران و به‏ویژه پدر و مادر انتظار دارد این استقلال را به رسمیت بشناسند.

نوجوان می‏خواهد از میزان صلاحیتی که‏ کسب کرده و اعتمادی که در دیگران به وجود آورده آگاه شود. بسیاری از برخوردها از جایی‏ ناشی می‏شود که پدر و مادر ، استقلال‏ طلبی نوجوان را نوعی‏ تمرد، عناد و بی‏ احترامی به خود تلقی می‏کنند.

والدین، او را کودکی تصور می‏کنند که هنوز عقلش‏ نمی‏ رسد و لیاقت استقلال را ندارد. آنها با این طرز تفکر ، هم گستره ی  اقتدار خود را بر نوجوان افزایش می‏دهند و هم‏ حریم صلاحیت او را درهم‏ می‏شکنند.

مهبد.م 14 ساله این طور می‏گوید:«پدر و مادرم مرتب‏ گوش به زنگند تا جریانات‏ عبرت آموزی را که قهرمانان‏ اصلی آن بچه‏ های همسن و سال من هستند، پیدا کنند و با تعریف کردن این داستانهای‏ خطرناک برای من، ثابت کنند هر کاری که‏ نوجوان به آن دست می‏زند، بازی با خطر است! من هم چون یک نوجوانم، محتاجم تا یکی‏ دستم را بگیرد و راه چاه را به من نشان‏ بدهد نه اینکه مرتب بگویند : قبل از برنامه تلوزیونی درست را بخوان، فلان برنامه‏ تلویزیونی به درد نمی‏خورد، موهای سرت را این طوری کوتاه نکن و...اگر چند نوجوان‏ کارهایی کرده‏اند که عاقبتش رسوایی است، من چه جرمی کرده‏ام که باید به گناه آنها بسوزم؟ من بزرگ شده‏ام و دوست دارم برای‏ خودم نظری داشته باشم. برای همین بعضی‏ وقتها با هم درگیر می‏شویم. تازه مشکل وقتی‏ وخیم می‏شود که در مقابل دوستان و آشنایان‏ مرا مجبور می‏کنند حرف آنها را قبول کنم.» از او می‏پرسم تا به حال پدر و مادرت‏ تسلیم عقیده و تصمیم تو نشده‏اند؟او جواب‏ می‏دهد :«گاهی اوقات برای اینکه خیلی روی‏ موضوعی اصرار کرده‏ام بالاخره ناچار شده‏اند قبول کنند ولی این‏قدر به لیاقت من و عاقبت‏ کار شک داشتند که بالاخره خود من هم باورم‏ شده که بهتر بود حرف آنها را قبول می‏کردم.» استقلال و عزت‏نفس ارتباط نزدیکی با هم دارند. وقتی نوجوان «می‏تواند» برای امور مختلف زندگی خود تصمیم بگیرد ، نسبت به‏ قابلیت ، توانایی و مهارتهای خود ایمان پیدا می‏کند و بدون اینکه برای هر موضوعی منتظر تایید دیگران باشد، به خود تکیه می‏کند و با این اعتماد به نفس برای وظایفی که در آینده‏ به عهده می‏گیرد، آماده می‏شود.

میل به استقلال موضوعی نیست که به‏ مخالفتها و سرکشی‏های‏ نوجوان که از سوی بسیاری از والدین حمل بر بی‏احترامی‏ می‏شود، ناشی از نیاز نوجوان به‏ استقلال است. نوجوان می‏خواهد ثابت کند هویت و فردیتی‏ مخصوص به خود دارد و به‏ اهلیّت تصمیم گیدی مستقل‏ رسیده است.

یکباره در دوره نوجوانی پدیدبیاید. این میل‏ دردوره های قبلی نیز با بچه ها همراه است. وقتی کودک 5 ساله به جای اینکه تسلیم‏ خواسته پدر و مادر شود، مطابق میل وعلاقه خود رفتار کرده و از دستورات آنها سرپیچی‏ می‏کند، در حقیقت رگه‏هایی از استقلال‏ طلبی‏ در او مشاهده می‏شود.
 
آنچه دوره نوجوانی را از سایر دوره‏ها متمایز می‏کند ، این است که دراین دوره‏ استقلال‏ طلبی ،هم از نظر کیفی و هم از نظر کمّی افزایش می‏یابد. نیازی که در کودکی به‏ صورت غریزی ارضاء می‏شد، در نوجوانی با عنصر آگاهی توأم می‏شود. ازاین‏روست که‏ نوجوان با وقوف و هشیاری، نظر خود را ارائه‏ می‏دهد و از سایرین می‏خواهد نظر او را قبول‏ کنند.

او ازین به بعد، آگاهانه جویای استقلال‏ است. برای همین یا به سهولت نظر پدر و مادر را رد می‏کند و یا اگر مرتب مجبور شد به‏ تصمیم‏های دیگران گردن نهد، بعد از یک‏ سلسله مقاومت و مخالفت، بالاخره به تدریج‏ عادت می‏کند هر آنچه «آنها» بخواهند، قبول‏ کند و فردا هنگامی که به اجتماع وارد شد، همچون جدید را تاب نمی‏آورد.

بسیاری از ما (مادر و پدرها) از ترس اینکه‏ طوفانهای زندگی، نهال حساس و ظریف‏ فرزندان نوجوانمان را نلرزاند، دستشان را محکم‏تر از دوره کودکی در دست می‏گیریم، عقیده و نظرشان را به هیچ می‏انگاریم (مبادا که با رأی و نظر خود تباه شوند!) سپس آنها را به اجتماع تحویل می‏دهیم و هیچ وقت به این نکته فکر نمی‏کنیم که فرزند ما چگونه‏ می‏تواند هویت خود را به عنوان‏ فردی بالغ بشناسد؟ چگونه باید در بحرانهای مختلف زندگی روی‏ پای خودش بایستد؟ چگونه‏ می‏خواهد قابلیتهای استفاده‏ کند؟

نوجوان برای همه اینها محتاج تمرین است. آیا ما (مادر و پدر) این فرصت را در اختیار او گذاشته‏ایم؟ نوجوانی که در جزیی‏ ترین امور،فرصت و اجازه تصمیم‏ گیری مستقل را نداشته‏ است،چگونه می‏آموزد که‏ مسؤولیت تصمیم گیریهایش‏ متوجه خود اوست و در نهایت خود اوست که باید عواقبش را بپذیرد؟ همه این‏ عوامل موجب می‏شود تا نوجوان در بزرگسالی‏ ناگزیر یا تصمیمی عجولانه و ناقص می‏گیرد و یا چون گذشته از تصمیم دیگران اقتباس‏ می‏کند.

«مستقل بودن» مانند راه رفتن، نیازمند فرصت، تمرین و توجه است، دندان درآوردن‏ نیست که از همه اینها بی‏نیاز باشد. پدر و مادر به جای اینکه فرزند را «گرفته و پا به پا ببرند»، باید با کنترل و نظارت صحیح، به او این امکان‏ را بدهند تا مستقل بیندیشد، تصمیم بگیرد و مسؤول تصمیم خود باشد.

متأسفانه کنترل و نظارت برای بسیاری از مادر و پدرها معنایی جز یک سلسله سؤالات، دستورات و موشکافی در امور جزئی زندگی فرزند ندارد.

سارا 16 ساله می‏گوید:«پدر و مادر من‏ مرتب در مورد مسایل مختلفی مثل‏ همکلاسی‏ها،دبیرها و...از من بازجویی‏ می‏کنند و دوست دارند سر از همه کارهای‏ من در بیاورند.گاهی اوقات فکر می‏کنم که‏ آنها تنها هنگامی با من صحبت می‏کنند که‏ قرار است از من سؤالی بپرسند!»

در صورتی که مادر و پدر با ایجاد رابطه‏ صمیمی و دوستانه با فرزند،می‏توانند بدون اینکه‏ تلخی کنترل،میان آنها فاصله بیندازد و حساسیت‏ او را تحریک کنند ناظر اعمال فرزند باشند.

دکتر حسینی روان‏شناس در این‏ باره‏ می‏گوید : «متأسفانه برای بسیاری از والدین، کنترل و نظارت یعنی وسیله‏ای برای هدایت‏ رفتار نوجوان به کانال‏ های مورد علاقه‏ خودشان ؛ درواقع آنها به این وسیله سعی‏ می‏کنند «خواسته‏ها ناکام مانده » خود را در وجود فرزند به تکامل برسانند. در صورتی که‏ جوهره اصلی در کنترل و نظارت این است‏ که پدر و مادر اعتماد فرزند را جلب کنند. مثلا در جایی که می‏بینند اگر نظر فرزند را بپذیرند، به ارزشهای اساسی خانواده لطمه‏ای وارد نمی‏شود نظر او را قبول کنند و او را صاحب‏ نظر بدانند. عقیده ی او را در موقعیتهای گوناگون‏ جویا شوند. در این صورت فرزند احساس‏ می‏کند که «اعتماد» والدین را جلب کرده و با احساس اعتماد به نفس، نظارت والدین را تشریک مساعی تلقی می‏کند.

متأسفانه در بسیاری از موارد ، والدین به‏ جای این کار ، نوجوان را کودکی می‏دانند که‏ فقط قد کشیده، بدون این‏ که تفکرش رشد کرده‏ باشد. این بزرگترین لطمه را به اعتماد نوجوان‏ خواهد زد.» می‏گویند: «اگر می‏خواهید بدانید فرزندتان‏ کجا می‏رود،خودتان هم به او بگویید که به‏ کجا می‏روید.» اگر والدین فرزند را در زندگی‏ خود شریک کنند، با او به گفتگو بنشینند و به‏ سؤالاتش پاسخ بدهند،اختلاف‏ نظر فرزند را بی‏ احترامی به خود تلقی نکنند، از تهدید،  تحقیر و تمسخر که باعث جریحه‏ دار شدن‏ احساسات او می‏شود،پرهیز کنند و بحث بر سر مسایل ساده و جزیی را کنار بگذارند،فرزند احساس می‏کند جایی از زندگی عاطفی مادر و پدر را اشغال کرده است و کنترل و نظارت را بازجویی تلقی نمی‏کند.

نکته دیگر در به استقلال رسیدن نوجوان‏ این است که او عادت کند مسؤولیت رفتار و اعمال خود را به عهده بگیرد. نوجوانی که‏ فرصت پیدا می‏کند با مشکلات رو به‏ رو شود، طرز برخورد با آنها را نیز می‏آموزد و خواه‏ ناخواه‏ در می‏یابد که باید مسؤولیت رفتار خود را قبول‏ کند.

برخی از خانواده‏ها که مانع می‏شوند فرزندشان، مسؤولیت رفتار خود را البته در حد توان به عهده بگیرد در حقیقت مانعی در راه‏ به استقلال رسیدن او ایجاد می‏کنند. بعضی‏ به بهانه احترام به استقلال فرزند نوجوان خود، به او اجازه می‏دهند بدون داشتن گواهینامه‏ رانندگی در خیابان رانندگی کند و هنگامی که‏ با ماشین یا عابری تصادف کرد، بلافاصله سر می‏رسند و مسؤولیت همه چیز را می‏پذیرند و بدون اینکه او را متوجه پیامد کارش کنند و بخشی از مسؤولیت را به عهده دیگران است نه خود او. در روی دیگران سکه،پدر و مادرهایی هستند که به واسطه اینکه نوجوان باید مستقل باشد، او را بدون هیچ کنترل و نظارت و راهنمایی، آزاد می‏گذارند تا به هر تصمیمی که مایل است‏ جامعه عمل بپوشاند.در این وضعیت نوجوان‏ بدون اینکه توان و قابلیت استفاده ار استقلال‏ را داشته باشد،به حال خود رها می‏شود،این‏ تجربه زود هنگام به دلیل آن‏که می‏تواند آسیب‏های زیادی (مثل تمایلات بزهکارانه و آسیب ‏های اجتماعی) به دنبال داشته باشد،از روش خانواده‏هایی که استقلال فرزند را محدود می‏کنند مخرب‏تر خواهد بود.

کلام آخر اینکه بهترین وضعیت این است‏ که پدر و مادر،براساس مصالح کلی و نه سلیقه‏ شخصی تصمیم بگیرند و در عین حال که از استقلال فرزند نوجوان خود حمایت می‏کنند، قاطعیت را نیز از یاد نبرند.

استقلال خواهی نوجوان،به معنی بریدن‏ از پدر و مادر نیست.او در این دوره،نیاز دارد روی پای خود بایستد. موجودیتش را به خود و دیگران ثابت کند. پس از توفیق در این‏ موضوع او باز به سوی پدر و مادر برمی‏گردد و این‏بار به کسوت فرد بالغی درمی‏آید که برای‏ زندگی اجتماعی آمادگی دارد.

آناهیتا ایزدپناه
موضوعات مرتبط
:: عزیزان اطلاعات مدرسه ایزدپناه را اینجا خواهید یافت ، اگر فرزند خود یا نزدیکانتان در مدرسه ایزدپناه تحصیل می کند و یا میکرده است، یا به نحوی از مدرسه ایزدپناه شناخت پیدا کرده اید، با نوشتن تجربیات خود سایر خانواده ها را در انتخاب صحیح مدرسه یاری کنید :: مشخصات مدرسه جهت بررسی اولیا نام مدرسه دولتی: ایزدپناه مقطع: دبستان (ابتدایی) جنسیت: دخترانه موقعیت مکانی مدرسه محدوده: بلوار ابوذر </li
:: عزیزان اطلاعات مدرسه ایزدپناه را اینجا خواهید یافت ، اگر فرزند خود یا نزدیکانتان در مدرسه ایزدپناه تحصیل می کند و یا میکرده است، یا به نحوی از مدرسه ایزدپناه شناخت پیدا کرده اید، با نوشتن تجربیات خود سایر خانواده ها را در انتخاب صحیح مدرسه یاری کنید :: مشخصات مدرسه جهت بررسی اولیا نام مدرسه دولتی: ایزدپناه مقطع: دبستان (ابتدایی) جنسیت: دخترانه موقعیت مکانی مدرسه محدوده: بلوار ابوذر منطقه: لیست
:: عزیزان اطلاعات مدرسه ایزدپناه را اینجا خواهید یافت ، اگر فرزند خود یا نزدیکانتان در مدرسه ایزدپناه تحصیل می کند و یا میکرده است، یا به نحوی از مدرسه ایزدپناه شناخت پیدا کرده اید، با نوشتن تجربیات خود سایر خانواده ها را در انتخاب صحیح مدرسه یاری کنید :: مشخصات مدرسه جهت بررسی اولیا نام مدرسه دولتی: ایزدپناه مقطع: دبستان (ابتدایی) جنسیت: دخترانه موقعیت مکانی مدرسه محدوده: بلوار ابوذر منطقه: لیست
:: عزیزان اطلاعات مدرسه دبیرستان دوره دوم دخترانه جویای دانش را اینجا خواهید یافت ، اگر فرزند خود یا نزدیکانتان در این مدرسه تحصیل می کند ویا میکرده است، یا به نحوی از این مدرسه شناخت پیدا کرده اید با نوشتن تجربیات خود سایر خانواده ها را در انتخاب صحیح ، مدرسه یاری کنید :: مشخصات مدرسه جهت بررسی اولیا نام مدرسه غیرانتفاعی: دبیرستان دوره دوم دخترانه جویای دانش مقطع: متوسطه دو جنسیت: دخترانه لینک مف
&nbsp; موضوع امــــــــــــــروز :&nbsp;به نوجوان فرصت دهید تا بزرگ شود صدای خنده و بازی بچه‏ها،فضای زمین‏ بازی پارک را پر کرده است. زن در حالی که‏ به آنها نگاه می‏کند، پوزخندی می‏زند و با حسرت سر تکان می‏دهد و می‏گوید :«کاش‏ بچه‏ها همیشه بچه می‏موندند. پا به پای‏ خودشون، دردسرهاشون هم بزرگ می‏شه.» از او می‏پرسم:چرا؟با تعجب سؤالم را تکرار می‏کند :«چرا؟؟ برای اینکه وقتی به‏ نوجوانی می‏رسند، از بی‏ا
برای نظردهی، کلیک کنید