جایگاه مفهوم
اجتماعی دارد، و آن عبارت از موضع و موقعیت فرد در میان دیگران و یا در معنای وسیعتر در نظام اجتماعی است.
ما چه جایگاهی برای نوجوان خود در نظر میگیریم؟
به بیان دیگر در مجموعه فعالیتهای اجتماعی جایگاه نوجوان در کجاست؟
آیا با دادن عنوان دانشآموز، فرزند بزرگتر، فرزند کوچکتر، دختر خانواده و یا پسر خانواده، جایگاه مناسب نوجوان تعیین میشود؟و یا نه او به دنبال جایگاهی دیگر است؟
در پاسخ باید بگوییم:او جایگاه دیگری را جست و جو میکند، جایگاهی که شخص او بتواند نقش فعالی در آن بر عهده بگیرد، زیرا تمامی این جایگاهها، انفعالی هستند، یعنی شخص نوجوان در داشتن و یا نداشتن آن نقش زیادی نمیتواند برای خود قائل شود.
مثلا وقتی به کسی میگوییم تو دختر خانواده هستی، این جایگاه با اختیار فرد انتخاب نشده است، بلکه او مجبور بوده چنین جایگاهی داشته باشد.
در صورتی که نتوانیم جایگاه و نقش فعالی برای نوجوان در نظر بگیریم، نباید او را برای انجام اعمالی که به نظر نابهنجار میرسد، ولی در اصل نشانگر جست و جوی نقش فعال نوجوان است، سرزنش کنیم.
نوجوانانی هستند که وقتی خود را در موضع و جایگاهی معنیدار و فعال نمییابند، دست به کارهایی میزنند
که این جایگاه را به اشکال غیرمتعارف کسب کنند.
بسیاری از روانشناسان بر این نکته تأکید کردهاند که نوجوانی سنّ شکوفایی تواناییهای ذهنی است.
نوجوان در حدود سن یازده، دوازده سالگی تا پانزده، شانزده سالگی به قدرت ذهنی گسترش یافته و توانمندی مجهز میشود که ذهن او را به ذهن انسانهای بزرگتر نزدیک میسازد.
به عبارتی نوجوان به کمک این تحول درک کند.این تحول، رشد چشمگیر عقلانی و فکری نوجوان را موجب میشود.
به این ترتیب نوجوان از یک سو به نقش فعال خود در زندگی و از سوی دیگر به قدرت فکری روزافزون خویش میاندیشد. او به دنبال این است که جایگاهی در زندگی داشته باشد تا بتواند در آن:
الف-نقشی مستقل ایفا کند.
ب-فکر و اندیشه او در این نقش تأثیر بسزایی داشته باشد.
به همین جهت است که در جست و جوی جایگاه مستقل فکری خوددر زندگی است.




