


شاید برای خیلی از مادرها این صحنه آشنا باشد؛
کودک نقاشیاش را میآورد و میبینیم درخت آبی است، خورشید بنفش شده یا آسمان صورتی!
اولین واکنش شاید این باشد:
«ولی درخت که آبی نیست!»
اما آیا در نقاشی کودک همیشه قرار است همهچیز شبیه دنیای واقعی باشد؟
شاید میخواهد یک رنگ را امتحان کند،
شاید از آن رنگ خوشش آمده،
یا شاید فقط امروز دلش میخواهد درختش آبی باشد.
مسئله این نیست که کودک واقعیت را بلد نیست؛
مسئله این است که آیا اجازه دارد چیزی را به شکل خودش تجربه و خلق کند؟
وقتی قرار نباشد همه بچهها یک خورشید زرد، یک درخت سبز و یک آسمان آبی بکشند،
نقاشی از یک «جواب درست» فاصله میگیرد و تبدیل میشود به فرصتی برای
انتخاب، تجربه و خیالپردازی.
قرار نیست هر رنگ یا نقاشی را تفسیر روانشناختی کنیم.
یک درخت آبی بهتنهایی نشانه خاصی نیست؛
گاهی یک رنگ، فقط یک رنگ است.
شاید به جای اینکه بگوییم:
«چرا درختت آبیه؟»
بهتر باشد بپرسیم:
«دوست داری درباره نقاشیت برام بگی؟»
شاید خلاقیت در سالهای ابتدایی دقیقاً از همینجا شروع شود؛
از جایی که کودک جرئت کند گاهی جواب خودش را پیدا کند،
حتی اگر شبیه جواب ما نباشد.
📍
تهران، شهرک غرب، بلوار شهید دادمان، بلوار درختی، خیابان شهید حافظی (ارغوان غربی)، کوچه پرتو
☎️ 02122080189
در حال بارگذاری نظرات...