از همان نوزادی ( بدو تولد )، شنا کردن را به او یاد بده تا نترسد و بر آب غلبه کند.
در مجموع، توصیه های تو برای جمع و جور کردن کفش های ورزشی اش مورد توجه او قرار نمی گیرد.
بهایی که باید بابت خرید وسایل ورزشی اش بپردازی، شما را به فکر گرفتن وام و تسهیلات وا می دارد، این آمادگی را داشته باش.
در حین مسابقه ، دائم به دنبال تو میگردد، جایی بنشین که بتواند تو را ببیند.
اگر دوست نداری در مسابقاتش شرکت کنی ، موردی ندارد، اما این نکته مهم است که چنانچه اتفاق خارق العاده و حیرت آوری افتاد، تو حاضر باشی.
حتی عاقل ترین و آرام ترین مادرها هم دوست دارند، در خلال مسابقه، بخصوص مسابقه انتخابی جیغ بزنند.
روزی که از تیم اخراج می شود، بدترین روز زندگی تو و اوست .
خیلی زود متوجه می شوی، مادرها دو دسته هستند: یک دسته از آنها ، خود، مربی هستند و دسته ی دیگر، آنهایی هستند که هرگز نمیتوانند به مربی پسر خود اعتماد کنند.
اگر آنقدر بزرگ شده که می تواند بازی کند، پس به قدری بزرگ شده که بتواند تجهیزات ورزشی خود را حمل کند.
او متوجه این موضوع نیست که چرا صِرف آنکه کمی خون از او رفته، شما گریه و زاری می کنی.
به او بگو بازی اش عالی بوده، حتی اگر شواهد خلاف این را می
گویند. او نیاز دارد از زبان شما این مطلب را بشنود.
تا جایی که امکان دارد ورزش کردن را برایش خوشایند کن، این نکته را به پدرش هم یادآوری کن.
برگرفته از کتاب ارتباط مادر و پسر