اشتباه کردن کودک؛ چرا نباید همیشه جلویش را بگیریم؟

بچه دکمه پیراهنش را می‌بندد و وسط کار گیر می‌کند. هنوز فکرش تمام نشده که دست ما رسیده و کار را تمام کرده است. دلیلمان هم روشن است: دیرمان شده و می‌خواهیم اذیت نشود.

اما همین لحظه‌های کوچک، جایی است که اشتباه کردن کودک یا فرصت تمرین پیدا می‌کند یا از او گرفته می‌شود. وقتی هر بار زودتر از او وارد می‌شویم، او هیچ‌وقت نمی‌فهمد خودش چقدر می‌تواند. پس این سؤال پیش می‌آید: آیا کمک کردن ما همیشه واقعاً کمک است؟

وقتی اجازه می‌دهیم بچه اشتباه کند، دقیقاً چه اتفاقی می‌افتد؟

اشتباه کردن کودک لزوماً به معنی بی‌دقتی، بی‌توجهی یا شکست نیست. در بیشتر مواقع فقط یعنی او در میانه یادگرفتن است.

کودکی که راهی را امتحان می‌کند، نتیجه‌اش را می‌بیند و می‌فهمد چیزی جواب نداده، دارد بخش مهمی از حل مسئله را تجربه می‌کند. بعد راه دیگری را امتحان می‌کند. این چرخه کوچک، همان چیزی است که بعدها در تکلیف، دوستی و تصمیم‌های بزرگ‌تر به کارش می‌آید.

برای همین است که وقتی به بچه اجازه اشتباه می‌دهیم اتفاق‌های کوچک اما مهمی می‌افتد: او یاد می‌گیرد نتیجه کارش را ببیند، دوباره تلاش کند و از اشتباهش نترسد.

البته این حرف به معنی «هیچ‌وقت کمک نکنیم» نیست. یعنی قبل از کمک، یک مکث کوتاه به او بدهیم.

کودک دبستانی در حال تلاش برای بستن دکمه پیراهن و والدی که آرام کنارش ایستاده است

کمک کردن با انجام دادن کار کودک چه فرقی دارد؟

یکی از مهم‌ترین نکته‌های استقلال کودک دبستانی همین است: تفاوت کمک کردن و انجام دادن کار کودک. ظاهر هر دو شبیه هم است، اما نتیجه‌شان فرق دارد.

  • انجام دادن کار به جای کودک: ما کنترل را می‌گیریم و کار زودتر تمام می‌شود، اما کودک فقط تماشاگر است.
  • کمک کردن: کنار کودک می‌مانیم و فقط همان بخشی را که گیر کرده روشن می‌کنیم. کار در دست خودش می‌ماند.

مثلاً بچه نمی‌تواند بند کفشش را ببندد. می‌شود بند را بست تا دیر نشود. یا می‌شود کنارش نشست و فقط همان قسمتی را که گیر کرده نشانش داد: «حلقه را از کدام طرف رد کردی؟»

چند جمله ساده که در خانه به کار می‌آیند:

  • «تا کجایش را فهمیدی؟»
  • «خودت فکر می‌کنی قدم بعدی چی باشه؟»
  • «می‌خوای یک بار دیگه امتحانش کنی؟»
  • «اگه خواستی کمک بگیری، من کنارتم.»

این جمله‌ها به کودک نشان می‌دهند که ما حواسمان هست، اما کار را از دستش نمی‌گیریم.

چرا تجربه «نشدن» برای کودک مهم است؟

کودک برای ساختن استقلال فقط به موفقیت نیاز ندارد. گاهی لازم است بگوید: «این راه جواب نداد.» و بعد فرصت داشته باشد راه دیگری را امتحان کند.

هر بار که این اتفاق می‌افتد، او چند مهارت را تمرین می‌کند:

  • فکر کردن قبل از عمل
  • تصمیم گرفتن
  • دیدن نتیجه کار
  • عوض کردن راه‌حل
  • تحمل ناکامی‌های کوچک
  • درخواست کمک در زمان مناسب

این‌ها مهارت‌هایی هستند که با شنیدن توضیح ساخته نمی‌شوند؛ با تجربه ساخته می‌شوند. به همین دلیل آزمون و خطا در کودکان فقط یک مرحله گذرا نیست، بلکه تمرین واقعی پرورش مهارت حل مسئله در کودک است.

البته نمی‌توان گفت هر شکستی به‌خودی‌خود مفید است. مهم این است که کودک بعد از «نشدن»، تنها و شرمنده نماند و بتواند دوباره تلاش کند.

در خانه کجا باید اجازه بدهیم کودک خودش امتحان کند؟

لازم نیست سراغ موقعیت‌های بزرگ برویم. فرصت‌ها در همین کارهای روزمره پنهان‌اند.

تکلیف مدرسه

وقتی کودک جواب را نمی‌داند، اولین کار ما گفتن جواب نیست. می‌توانیم بپرسیم:

  • «کدام قسمت سؤال را فهمیدی؟»
  • «اگه بخوای از یک قسمت شروع کنی، از کجا شروع می‌کنی؟»

گم کردن وسایل

مداد یا کتاب پیدا نمی‌شود و ما بلافاصله دنبالش می‌گردیم. به جای آن می‌شود پرسید: «آخرین بار کجا ازش استفاده کردی؟»

هدف این نیست که کودک همیشه همه‌چیز را خودش حل کند. هدف این است که قبل از گرفتن جواب، فرصت فکر کردن داشته باشد.

اختلاف با دوست

وقتی بچه با دوستش به مشکل می‌خورد، لازم نیست فوراً نسخه آماده بدهیم. این سؤال‌ها بهتر جواب می‌دهند:

  • «فکر می‌کنی دوستت از این اتفاق چه برداشتی کرده؟»
  • «خودت دوست داری دفعه بعد چه کار کنی؟»

مرتب کردن کیف

اگر همیشه کیف را ما مرتب کنیم، او هیچ‌وقت روشش را یاد نمی‌گیرد. یک بار با هم مرتب کنید، روش را نشانش بدهید و کم‌کم مسئولیت را به خودش بسپارید.

صبر والدین کجا کمک می‌کند و کجا باید دخالت کنیم؟

اجازه دادن به اشتباه یعنی رها کردن کودک نیست. صبر والدین وقتی مفید است که همراه با حضور و توجه باشد.

چند اشتباه رایج وقتی می‌خواهیم صبر کنیم:

  • بعد از چند ثانیه خودمان کار را انجام می‌دهیم.
  • با لحن کلافه می‌گوییم «ولش کن، بده من انجام بدم.»
  • آن‌قدر پشت‌سر‌هم سؤال می‌پرسیم که کودک فرصت فکر کردن ندارد.
  • وقتی اشتباه می‌کند، می‌گوییم «دیدی گفتم؟»
  • اشتباه کوچک را به مسئله بزرگ تبدیل می‌کنیم.

و جاهایی هست که باید حتماً دخالت کنیم:

  • هر جا خطر جسمی وجود دارد
  • وسایل یا موقعیت‌های ناایمن
  • عبور از خیابان
  • استفاده از ابزار خطرناک
  • موقعیتی که ممکن است خودش یا فرد دیگری آسیب ببیند
  • مسئله‌ای که از توان و سن کودک بیرون است

هدف از استقلال، حذف والد نیست. فقط نقش ما عوض می‌شود: از «انجام‌دهنده» به «حامی و راهنما».

مدرسه و معلم چطور می‌توانند استقلال دانش‌آموز را بیشتر کنند؟

بخش مهمی از فکر کردن، اشتباه کردن و راه‌حل پیدا کردن در مدرسه اتفاق می‌افتد. نقش معلم در استقلال دانش‌آموز فقط این نیست که جواب درست را یاد بدهد؛ می‌تواند فرصت فکر کردن بدهد، سؤال بپرسد و اجازه دهد بچه راه‌حلش را امتحان کند و توضیح بدهد.

تفاوت این دو سؤال را ببینید:

  • «جواب درست چیست؟»
  • «چطور به این جواب رسیدی؟»

سؤال اول فقط جواب می‌خواهد. سؤال دوم مسیر فکر کردن را تمرین می‌دهد.

برای همین، هنگام انتخاب مدرسه بد نیست فقط به امکانات و برنامه درسی نگاه نکنیم. می‌توانیم بپرسیم مدرسه با اشتباه کردن و تلاش دوباره دانش‌آموز چطور برخورد می‌کند. بعضی مدارس، مثل دبستان پسرانه بهان، رویکردشان را روی همین فرصت فکر کردن و آزمون‌وخطا گذاشته‌اند.

اگر در حال بررسی مدرسه هستید، علاوه بر اطلاعات رسمی می‌توانید تجربه دیگر والدین را هم بخوانید. بررسی دبستان‌های پسرانه منطقه ۵ در تالار گفتگوی مدرسه‌کلوب یکی از جاهایی است که والدین درباره این موضوع‌ها با هم صحبت می‌کنند.

معلم دبستان که به دانش‌آموز فرصت می‌دهد پای تخته راه‌حل را خودش پیدا کند

چطور اجازه بدهیم کودک اشتباه کند، بدون اینکه احساس تنهایی کند؟

کودک برای مستقل شدن لازم نیست تنها بماند. ما می‌توانیم نزدیک باشیم، اما کنترل را به او بدهیم. این چارچوب ساده را می‌توانید ذخیره کنید:

  • ۱. مکث کنید. چند ثانیه صبر کنید.
  • ۲. ببینید چه می‌خواهد. واقعاً کمک لازم دارد یا فقط زمان؟
  • ۳. سؤال راهنما بپرسید. اگر لازم شد، فقط یک سؤال.
  • ۴. جواب را زودتر از او نگویید.
  • ۵. بگذارید راه‌حل خودش را امتحان کند.
  • ۶. اگر جواب نداد، دوباره فرصت بدهید.
  • ۷. کمک را مشخص و محدود کنید. فقط همان‌قدر که لازم است.

با این روش او یاد می‌گیرد که اشتباه کردن پایان ماجرا نیست، و ما هم همان‌جا کنارش هستیم.

سؤالات متداول درباره اشتباه کردن کودک

آیا باید همیشه اجازه بدهیم کودک اشتباه کند؟

نه. در موقعیت‌های بی‌خطر و کوچک اجازه دادن مفید است، اما جایی که خطر جسمی یا آسیب به دیگران وجود دارد، یا مسئله از توان کودک خارج است، باید بزرگسال وارد شود.

چگونه به کودک اجازه اشتباه بدهیم بدون اینکه ناامید شود؟

کنارش بمانید، پیش از تمام شدن کار کمکش نکنید و بعد از اشتباه، به‌جای سرزنش، بپرسید «حالا چه راه دیگری هست؟» این‌طور حس می‌کند تنها نیست و می‌تواند دوباره تلاش کند.

وقتی کودک در تکلیفش گیر می‌کند، والد چه کاری انجام دهد؟

اول جواب را نگویید. بپرسید کدام قسمت را فهمیده یا از کجا می‌خواهد شروع کند. اگر باز هم گیر کرد، فقط یک راهنمایی کوچک بدهید تا خودش ادامه دهد.

تفاوت کمک کردن با انجام دادن کار کودک چیست؟

در انجام دادن کار به جای کودک، ما کنترل را می‌گیریم. در کمک کردن، کودک کار را در دست دارد و ما فقط بخشی را که گیر کرده روشن می‌کنیم یا راهنمایی می‌دهیم.

آیا اشتباه کردن باعث کاهش اعتمادبه‌نفس کودک می‌شود؟

خود اشتباه معمولاً مشکل نیست؛ واکنش ما به آن مهم است. اگر با آرامش و حمایت همراه باشد، کودک می‌تواند اشتباه را بخشی از یادگیری ببیند. سرزنش و مقایسه، اثر معکوس دارد.

جمع‌بندی

«مامان، خودم انجامش می‌دم!» جمله‌ای است که خیلی زود می‌شنویم و خیلی زود هم فراموشش می‌کنیم. استقلال از جایی شروع نمی‌شود که کودک همه‌چیز را بلد است؛ از جایی شروع می‌شود که فرصت پیدا می‌کند خودش امتحان کند.

گاهی بزرگ‌ترین کمک ما این است که دستمان را عقب نگه داریم و کنارش بمانیم.

مجتمع آموزشی پسرانه غیردولتی علم و ادب منطقه 1
دفتروکتاب

نظرات

در حال بارگذاری نظرات...