به جای ایکس باکس و کامپیوتر و تلویزیون کمی از وقتتان را هم با انجام این بازی ها بگذرانید.
بازی هایی مثل :
اسم و فامیل
در این بازی تعداد نفرات شرکت کننده مهم نیست. در هر دور بازی یک نفر یکی از حروف الفبا را انتخاب می کند و در مدت زمانی مثلا 3 دقیقه ای جدولی مانند جدول زیرا پر می کنند. قبل از شروع بازی با توافق شکت کننده ها موارد جدول زیر را می توان اضافه یا کم کرد.
امتیاز کسانی که به هر یک از موارد جواب مثل هم دادند 5 و برای بقیه 10 امتیاز میباشد.
|
امتیازها
|
رنگ
|
حیوان
|
غذا
|
اشیا
|
میوه
|
شهر یا کشور
|
فامیل
|
اسم
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
در این بازی تعداد نفرات محدودیت ندارد.
هر کسی باید مهره ای با رنگ جداگانه داشته باشد. صفحه بازی معمولا صد خانه دارد که رنگی رنگی هستند و از نردبان و مار پر است. هر کسی به ترتیب و نوبت تاس می ریزد و به اندازه عددی که می آید، خانه های جدول را جلو می رود.
اگر شش بیاورد یک دور دیگر هم فرصت تاس ریزی دارد. در خانه های جلو اگر نردبان باشد، چند پله ای را ترقی می کند و اگر به تور یک مار بخورد، باید راه رفته را برگردد و از چند ردیف پایین تر (از همونجایی که دم ماریه که نیشش زده) به بازی ادامه بدهد. آن طرف ورق هم، زمین بازی منچ است.
اول زمین بازی را مربعی نقطه باران کنید. هر کسی سعی می کند با خط هایی که به نوبت می کشد، یکی از چهارخانه ها را مال خودش کند و هر خانه ای را که کامل کرد، با افتخار اولین حرف اسم خودش را توی آن خانه بنویسد.
کسی که یک خانه را تصاحب می کند، جایزه دارد که یک خط دیگر هم بکشد که اگر خط قبلی را با زرنگی کشیده باشد، می تواند یک خانه دیگر را برای خودش کند. آخر بازی که دیگر نمی شد به خط ها اضافه کرد، هر کس تعداد خانه های خودش را می شمارد.
طبعا کسی که واحدهای بیشتری دارد، برنده است.
خروس جنگی
2 نفر روبروی هم دست به سینه می ایستند. با یک پا ( به صورت لی لی ) به هم حمله می کنند و با تنه زدن سعی می کنند تعادل دیگری را بهم بزنند. هر کسی که تعادلش به هم خورد و پای دیگرش را هم به زمین گذاشت بازنده است و باید به برنده کولی بدهد.
دوز
دوز یا «ایکس – او»؛ یک بازی دو نفره است که فقط یک کاغذ و قلم لازم دارد. در ساده ترین شکل ، در یک صفحه جدولی 3 در 3 می کشید و هر یک از طرفین یکی از علامت های ضربدر یا دایره را برای خودشان انتخاب و تلاش می کنند یکی از ردیف های افقی، عمودی یا قطری را از آن خودشان کنند.
دبرنا ( دبلنا )
هر نفر 4 یا 2 تا کارت دارند که بروی آن عددهایی از یک تا 99 نوشته شده است. یک نفر هم کیسه ی مهره ها را دردست دارد و دونه دونه مهره در میاورد و عدد روی آن را می خواند. بازیکنان هم اگر آن عدد را در کارتشان داشتند روی آن لوبیا می گذارند. کسی که یک اعداد یک خط از کارتش پر شد بلند می گوید " من خط شدم" و هر کس که تمام اعداد کارتش خوانده شد بلند می گوید " دبرنا" و او برنده ی بازی ست.
شاه ، دزد ، وزیر
این بازی معمولا با چهار نفر انجام می شود. ابتدا تکه های همشکل و کوچکی از کاغذ تهیه می شود و روی هر کدام کلمات شاه، وزیر، جلاد و دزد نوشته می شود. کاغذها به شکل یکسان تا می شود تا کسی از داخل آن خبردار نشود. بعد هر یک از بازیکنان کاغذی را برمی دارند. وقتی همه کاغذها را برداشتند ، شاه رو به دیگران می گوید: «وزیر من کیست؟» اینجا وزیر با نشان دادن کاغذ، خودش را به شاه معرفی می کند. شاه می گوید: «دزد را از میان این دو پیدا کن.»
صحنه حساس و خانمان برانداز بازی اینجاست. بالاخره وزیر یک نفر را به عنوان دزد معرفی می کند که دو حالت دارد؛ اگر حدس وزیر درست بود که شاه فرمان شکنجه ای را به جلاد صادر می کند و جلاد هم دزد را شکنجه می کند اما اگر حدس وزیر اشتباه بود و جلاد را اشتباهی به جای دزد معرفی کرده بود معمولا بلافاصله پس از حدس وزیر و معرفی او، می گوید «به جلاد توهین کردی؟!» و بعدش دوباره شاه شکنجه ای را به جلاد می گوید تا جلاد، وزیر بخت برگشته را تنبیه کند. شکنجه ها معمولا دردآور است که از مشهورترین هایش سبیل آتشین یا بشین و پاشو است.
یه مرغ دارم
یک بازی برای تعداد نفرات نامحدود. اول هر کدام از شرکت کننده ها یک عدد را به عنوان اسمش انتخاب می کند.
بعد نفر اول بازی را با این جمله شروع می کند : یه مرغ دارم روزی 3تا تخم میکنه.
کسی که نامش 3 است می گوید : چرا 3تا؟
نفر اول : پس چند تا؟
کسی که نامش 3 است می گوید : 7تا
کسی که نامش 7 است می گوید: چرا 7تا؟
کسی که نامش 3 است می گوید : پس چند تا؟
.
.
.
کسی که عدد اسمش خوانده شود و حواسش نباشد یا سرعت عمل نداشته باشد می سوزد. و یا کسی که عددی را انتخاب کند که در بازی نباشد نیز می سوزد. آنقدر ادامه پیدا می کند تا یک نفر برنده می شود.
هوپ
یک بازی برای تعداد نفرات نامحدود. اول از همه یک مضربی را انتخاب می کنید. مثلا 3 . بعد به ترتیبی که نشسته اید شروع کنید :
1
2
هوپ
4
5
هوپ
.
.
.
کسی که اشتباه کند می سوزد و از بازی خارج می شود.
اسم بازی
نفر اول یک اسم می گوید و نفر بعدی با آخر آن اسم یک اسم دیگر می گوید .
مثلا : نفر اول : آوا
نفر دوم : آرش
نفر سوم : شیرین
نفر بعدی : نوید
.
.
.
بله و نه معکوس
سوالهای منطقی با جوابهای معکوس.
یه بازی برای تقویت تمرکز.
نفر اول از نفر دوم میپرسد : آیا ماست سیاه است؟
نفر دوم : بله
نفر دوم از نفر سوم : آیا دیوار جان دارد؟
نفر سوم : بله
.
.
.
اسم پیشانی
نوعی 20 سوالی جمعی . روی یک برگه ی کاغذ یک اسم برای کسی انتخاب می کنیم و آن را روی پیشانی او می چسبانیم و او باید با پرسیدن سوال و جوابهای ما نامش را حدس بزند.
جمله سازی
شکل ساده اش این است که نفر اول سه تا کلمه به دومی بگوید تا با آنها جمله با ربطی بسازد. این چرخه می تواند به ترتیب تا نفر آخر ادامه پیدا کند تا هر کسی که نتوانست جمله معناداری رو کند یا زیادی طول کشید تا جملاتش را بگوید، از بازی برود بیرون. اگر بخواهید بازی را سخت تر و جذاب تر کنید می توانید با همان سه کلمه شروع کنید، بعد نفری که جمله را می سازد، یک کلمه به نفر بعدی بدهد تا در ادامه همان جمله، جمله جدیدی بسازد. احتمال شکل گیری جملات بی معنا اینجا بیشتر می شود که تا جایی که فانتزی ادبیات تحمل می کند، شما هم باید صبور باشید وگرنه نفر گوینده بازنده اعلام میشود.
مشاعره
نفر اول یک بیت شعر می گوید و نفر بعدی با آخرین حرف آن یک بیت دیگر می گوید .
مثلا : هر چه جز بار غمت بر دل مسكين منست برود از دل من وز دل من آن نرود
حرف آخر "د" است نفر بعدی دال بده
در دیر مغان آمد یارم، قدحی در دست مست از می و می خواران از نرگس مستش مست
داستان سازی
نوع پیشرفته جمله سازی، بیشتر سرگرمی آدم هایی است که فیلم و داستان را با جدیت بیشتری دنبال می کنند. منطق بازی از این قرار است که نفر اول یک جمله می گوید که کشش و ظرفیت ادامه دار شدن را دارد. نفر بعدی یک جمله با ربط به آن می گوید و همین داستان همینطوری دست به دست می شود.
شرط ادامه بازی، هوشمندی در به کار گیری جملاتی است که بتوان داستان را با آنها ادامه داد و در ادامه منطقی جمله قبلی باشد.
گل یا پوچ
سنتی ترین شیوه بازی این است که شیء کوچکی را که معمولا یک تکه کاغذ مچاله شده است، در مشت تان قایم کنید و طرف مقابل حدس بزند گل در کدام دست شماست. اگر درست بگویید گل جابجا می شود و امتیاز به شما می رسد. بازی به همین ترتیب ادامه پیدا می کند تا یک طرف به امتیازی که با هم قرار گذاشته اید، برسد. هیجان بازی وقتی بالاتر می رود که تعداد شرکت کننده ها بیشتر و گروهی باشد.
اگر در گروهتان یک تر و فرز داشته باشید که بتواند در جابجایی گل بین اعضای گروهش تبحر داشته باشد، بازی حسابی جذاب می شود. کسی که بتواند در یک چشم بهم زدن خالی بازی کند و رقیب بیچاره را در کف بگذارد. می توانید برای یک ضرب گفتن در اولین حدس هم امتیاز ویژه بگذارید تا ریسک بازی بالا برود.
مافیا ( آدم کش )
دو گروه داریم؛ مافیا (دزد) و پلیس. اول بازی با رأی گیری یک نفر که می تواند زبان به دهان بگیرد و با ایما و اشاره به رفقایش آمار ندهد، به عنوان حاکم یا کداخدا انتخاب می شود. بعد روی کارت هایی می نویسد پلیس و به ازای هر 3 کارت یک مافیا هم می نویسد و می دهد دست اعضای بازی. حواستان باشد که اگر شما مافیا شدید، تابلو بازی درنیاورید که پلیس ها شما را بکشند. کداخدا اعلام می کندن که شب شده، همه می خوابند و چشم هایشان را می بندند. کدخدا اعلام می کند مافیا چشمش را باز کند. جناب مافیا بیدار می شود و به کدخدا حالی می کند که فلانی را بکش.
بعد از بسته شدن چشم مافیا، کداخدا اعلام می کندن صبح شده، همه بیدار می شوند و با توجه به اینکه چه کسی مافیاست و او را می کشیند. دوباره شب می شود. این فرآیند شب و روز آنقدر تکرار می شود تا یکی از گروه ها ببازد. اگر همه مافیاها مردند، پلیس ها برده اند و اگر تعداد پلیس ها با مافیاها یکی شد، مافیاها برده اند. نمک بازی هم به دعوا و درگیری پلیس ها در انتخاب مافیاهاست.
پانتومیم

یک بازی یخ شکن. حتی اگر جماعتی غریبه هم دور هم باشید، باز جواب می دهد. هر چند نفر که هستید، باید به دو گروه تقسیم شوید. انصاف داشته باشید و آنهایی را که بلدند دست و پاهایشان را خوب تکان بدهند و از بازیگری سررشته دارند یا لااقل برای یک بار هم که شده سکانس پانتومیم «درباره الی ...» را خوب دیده اند، به عدالت در گروه ها تقسیم کنید.
بعد از یارکشی، یکی از گروه ها، یک نفر از تیم حریف را انتخاب و کلمه مورد نظرش را به او می گوید تا او با یک پانتومیم، با لال بازی به اعضای گروه خودش بفهماند، گروه اول چه کلمه ای را انتخاب کرده اند. فقط عنایت داشته باشید که کلماتی را انتخاب کنید که بشود با ایما و اشاره، بازیشان کرد. باور کنید نمایش کلماتی مثل دسترسی محلی، ستاد، رقت انگیز یا فرتوت به همین سادگی ها نیست. یک تایمر هم دم دستتان باشد تا هر گروه فرصت معینی برای حدس زدن داشته باشند.
بطری بازی
سکانسی را که رضا عطاران در «اسب حیوان نجیبی است» می رود دم خانه مجردی اشکان خطیبی، یادتان هست؟ استاد با سلوارکی خیس در را باز می کند و با گوشی موبایلش به جناب پلیس قلابی توضیح می دهد برای این خیس شده که چند نفری دور هم نشسته اند و یک بطری را روی زمین بین خودشان می چرخانند و سرش به طرف هر کس افتاد، خیسش می کنند. بازی را می توانید با چیزهای دیگری مثل همین گوشی موبایل هم برگزار کنید و به جای خیس کردن بقیه، مجازات های دیگری مثل خرید بستنی برای جمع را در نظر بگیرید.
تیله بازی
دو نسخه دارد؛ در نسخه کوچه ای اش، می توانید روی زمین چاله هایی که پنج شش تا برایش کافی است، به پهنای کف یک دست و عمق تقریبی دو – سه انگشت با فاصله های نیم متری از هم بکنید. بعد تیله را در دست بگیرید و از یک نقطه شروع و به نوبت سعی کنید تیله خودتان را با قرار دادنش بین نوک انگشت شست و انگشت وسط به داخل یکی از گودال ها بیندازید. اگر افتاد، یک امتیاز به نفع شما و نوبت نفری بعدی است.
فردی که امتیاز می آورد در دور بعد تیله اش را از همان مکان چاله به سمت چاله بعدی با همان شیوه مخصوص باید پرت کند و اگر هم نمی افتاد، تیله همانجا که افتاده است می ماند تا دوباره نوبت به او برسد و دوباره تلاش کند. این بازی تا وقتی ادامه دارد که یکی زودتر از بقیه همه چاله ها را طی کند یا اینکه به توافق خودتان آخری برای بازی انتخاب کنید.
این بازی با هر تعداد نفری قابل اجراست. در نسخه خانگی، باید یکی از تیله ها را که سایز گنده تری دارد، بگذارید در یک فاصله و هر چند نفری که هستید، سعی کنید از فاصله ای معین با تیله خودتان به آن بزنید.
گرد آورنده : کلوب مدرسه آنلاین