
مقدمه: در این مقاله تفاوت دانشآموزان معلول جسمی- حرکتی، فراگیران مرزی و کودکان استثنایی بررسی خواهد شد. ویژگیهای که مدارس این کودکان باید داشته باشد و مدارس مناسب آنها شرح داده خواهد شد. چند مقاله و تاپیک در این باره که در شبکه اجتماعی مدرسه کلوب منتشر شده است نیز معرفی می شوند.
گروههای مختلف دانشآموزان استثنایی را بشناسیم.
موضوع آموزش و پرورش دانشآموزان استثنایی روز به روز جدیتر می شود. با بالا رفتن سطح دانش عمومی والدین، جامعه نسبت به این موضوع حساس تر شده و انتظار بهبود وضع این نوع دانشآموزان را دارد. برای کمک به این قشر از دانشآموزان باید ابتدا آنها را شناخت تا بتوان مناسبترین و با کیفیتترین نوع آموزش را برای آنها فراهم کرد.
با هم نگاهی به 3 گروه مهم از دانشآموزانی که نیاز به حمایتهای خاص در آموزش و یادگیری دارند داشته باشیم.
• دانشآموزان معلول جسمی- حرکتی:
دانشآموزان معلول جسمی – حرکتی (Physical Disabled Students) دانشآموزانی هستند که از نظر ضریب هوشی نرمال بوده و هیچگونه مشکل ذهنی، روانی یا اختلالات رفتاری ندارند. این دسته از دانشآموزان به دلیل نقص جسمی نمیتوانند بطور منظم از کلاس درس استفاده کنند. بعنوان مثال دانشآموزانی که از نظر شنوایی، بینایی، حرکتی، جسمی مشکل دارند در این گروه قرار می گیرند. بروز مشکلات جسمی- حرکتی در این دانشآموزان می تواند بعد از تولد باشد مانند برخی بیماریهای خاص (مثل تشنجهای شدید دوران کودکی که منجر به ناشنوایی شوند)، فلج اطفال و غیره؛ یا می تواند در اثر حوادثی مانند تصادف بوجود آمده باشد. عوامل ژنتیکی و توارث یا نقص عضو در زمان تولد می تواند از دیگر عوامل بروز معلولیت جسمی- حرکتی باشد.
این دانشآموزان از نظر سطح یادگیری با بقیه دانشآموزان عادی مساوی هستند ولی به دلیل مشکلات جسمی نیاز به حمایتهای بیشتر و متفاوتی دارند. بعنوان مثال دانش آموزی که در اثر تصادف یا بیماری فلج اطفال توان استفاده از پای خود را ندارد نیاز به ویلچر و سطح شییبدار دارد. یا دانش آموزی که بطور مادرزادی و توارث دچار نابینایی یا ضعف بینایی است نیاز به متنهای خط بریل دارد. دانشآموزان ناشنوا نیاز به سمعک یا فیلمهای آموزشی با زبان اشاره دارند.
مانع اولیه بسیاری از دانشآموزان دارای ناتوانی جسمی دسترسی فیزیکی به خود محیط آموزشی یا عدم وجود ابزارهای آموزشی مناسب است. مدارس برای این گروه از دانشآموزان زیرساخت مناسبی ندارند، بعنوان مثال محتواهای دیجیتالی که دروس را با زبان اشاره برای دانشآموزان ناشنوا تدریس کند موجود نیست. کتابخانه با متون خط بریل در دسترس نیست. در مدارس رمپ یا آسانسور مخصوص ویلچر وجود ندارد. تعداد مدارس مجهز بسیار کم بوده و دسترسی به آنها دشوار و گاها گران است.
مشکل دیگر دانشآموزان معلول جسمی- حرکتی، مربوط به درمانهای طولانی مدت و دردناکی است که تجربه می کنند. مشکل دیگر رفتارهای محیط و جامعه با آنها است. پیشداوری جامعه و عدم درک توانایی آنها موجب انزواطلبی، افسردگی و اضطراب می شود.
• فراگیران مرزی:

فراگیران مرزی که با نام دانشآموزان دیرآموز (Students of Borderline Learners) نیز شناخته می شوند، از نظر جسمی – حرکتی سالم بوده ولی از نظر ضریب هوشی بین 70 تا 85 هستند. دانشآموزان دیرآموز عموما در تمامی دروس نمرات پایین و ضعیف می گیرند. ممکن است در طول تحصیلچندین بار مردود شوند. در کلاس پاسخ سوالات معلم را به کندی می دهند، نمیتوانند بر موضوع درس تمرکز کنند و دچار حواس پرتی می شوند. تمایل دارند فعالیتهای را انجام دهند که بسیار آسان است و نیاز به ظرافت زیادی ندارد. مضطرب هستند و اعتماد به نفس پایینی دارند. از نظر بروز احساسات دچار نوسان شدید هستند و نمی توان واکنش آنها را به موضوع پیش بینی کرد.
کودکان دیرآموز می توانند به مدارس عادی رفته و با دانشآموزان معمولی آموزش ببینند ولی نیاز است که معلم نسبت به وضعیت آنها آگاه بوده و ملاحظاتی را درباره دانشآموزان فراگیران مرزی (دیرآموز) رعایت کنند. معلم باید به روشی دروس را برای این گروه آموزش دهد که دانشآموز احساس شکست در مقابل بقیه دانشآموزان نکند. بعنوان مثال در زمان آزمون مدت زمان آزمون را طولانیتر در نظر بگیرد. موضوع صبر و حوصله معلم برای تدریس این دانشآموزان بسیار مهم است. نیاز است که معلم با آگاهی بسیار صبورانه رفتار کند. در مقابل سوالات توضیحات را ظریفتر و با تفصیل بیشتری ارائه دهد.
پاسخهای صحیح دانشآموز به سوالات را برجسته کرده و تشویق را بیشتر از بقیه دانشآموزان بکار برد. معلمان با تجربه میتوانند سطح یادگیری دانشآموز دیرآموز را یافته و روش تدریس مناسب با آنها را پیدا کنند، شیوه آموزش گام به گام، یعنی از ساده به مشکل، باید برای این دانشآموزان پیاده شود، شاید لازم باشد بعد از پایان ساعات رسمی کلاس معلم با دانشآموز در کلاس مانده و دروس را تکرار کند تا یادگیری تثبیت شود. معلم باید طوری برنامه ریزی کند که دانشآموز احساس موفقیت کرده و این موفقیت برجسته شود. مواظب باشد که دانشآموز به انزوا نرود و او را در فعالیتها مشارکت دهد ولی قسمتهای آسان فعالیتها را به او واگذار کند، مدت زمان آموزش از نظر زمانی کوتاهتر و دفعات تکرار بیشتر باشد، در زمان تدریس مثالها یا ابزارهای را مورد استفاده قرار دهد که در زندگی روزمره وجود دارد، از ابزارها و موضوعاتی استفاده کند که مورد علاقه و توجه کودک است، معلم باید با خانواده در ارتباط باشد. کودکان دیر آموز باید در کلاسی باشند که کمترین تعداد دانشآموز را دارد، به کودک اجازه داده شود که بدون ترس اشتباه کند و اشتباهات خود را اصلاح کند، با دانشآموز دیرآموز رفتار محترمانه ای داشته باشد، به هیچ عنوان با کودک با خشونت رفتار نشود، کودک را تشویق به ورزش کند، از مقایسه کودک دیرآموز با بقیه کودکان باید خود داری کند، وضعیت کودک را بطور مرتب ارزیابی و ثبت کند.
همانطور که می بینید معلم باید با تجربه، صبور و آگاه به موضوع دانشآموزان دیرآموز باشد. اگر مدرسه مخصوص فراگیران مرزی در دسترس باشد بهتر است که دانشآموزان دیرآموز را در این مدارس شرکت داد. دانشآموزان دیرآموز می توانند با مراقبت و توجه اطرافیان زندگی معمول و عادی داشته باشند. اغلب این دانشآموزان جذب مهارتهایی مانند صنایع دستی می شوند.
در شبکه اجتماعی مدرسه کلوب تاپیک لیست مدارس فراگیران مرزی تمامی اطلاعات مربوط به مدارس فعال در تهران را در اختیار شما قرار می دهد.
• کودکان کم توان ذهنی:

در آموزش و پرورش با 2 نوع دانشآموز استثنایی سروکار داریم. گروه اول دانشآموزانی که بهره هوشی بالاتر از 125 داشته و در مدارس سمپاد و تیزهوشان درس می خوانند. گروه دوم دانشآموزانی هستند که اغلب با نام کمتوان ذهنی (متاسفانه در جامعه با نام عقب افتاده ذهنی) شناخته می شوند. موضوع این مقاله گروه دوم دانشآموزان یعنی کمتوانان ذهنی هستند.
دانشآموزان کمتوان ذهنی(Mental Retarded) یا عقب مانده ذهنی کودکانی هستند که دارای ضریب هوشی زیر 70 بوده و دارای نقض در حداقل دو رفتار انطباقی هستند که بر عملکرد آنها در زندگی روزمره و عمومی تاثیر می گذارد. برای درک بهتر این تعریف، توضیح عبارت رفتار انطباقی ضروری است. منظور از رفتار انطباقی رفتاری است که کودک را قادر می سازد در محیط زندگی خود با بیشترین موفقیت و کمترین درگیری با دیگران کنار بیاید. رفتار انطباقی به مهارتها یا وظایف روزمره مربوط میشود که فرد «متوسط» قادر به انجام آنها است، مشابه اصطلاح مهارتهای زندگی. بعنوان مثال بستن دکمه لباس یا استفاده از قاشق و چنگال برای غذا خوردن یک رفتار انطباقی است. این کودکان تسلط و کنترلی روی حرکات و رفتارهای خود ندارند زیرا برخی از قسمتهای مغز رشد کامل ندارد. کودکان مبتلا به سندروم داون نمونهای از افراد کمتوان ذهنی هستند.
کودکان کمتوان ذهنی به 4 گروه تقسیم می شوند:
• کمتوانی ذهنی خفیف:
80 درصد جامعه کمتوانان ذهنی متعلق به گروه خفیف هستند. ضریب هوشی این افراد بین 50 تا 70 است. این افراد بعد از سنین 8 یا 9 سالگی قابل شناسایی هستند، یعنی در پایه اول یا دوم دبستان. در صورتی که در محیط مناسب قرار داشته باشند می توانند تا پایه 6 ابتدایی تحصیلکنند و اگر محیط حمایتگری برایشان فراهم شود می توانند زندگی خودکفای داشته باشند.
رفتارهای انطباقی برای این گروه بین 50 تا 70 درصد است. این افراد آموزشپذیر هستند.
• کمتوانی ذهنی متوسط:
ضریب هوشی این افراد بین 35 تا 50 است. رشد زبانی و تکلم در آنها کند است. این افراد تا پایان پیش دبستان با دامنه لغات و توانایی گفتار در حد متوسط با اطرافیان ارتباط برقرار کنند. رشد حرکتی کند و نیاز به مراقبت و سرپرستی در حد متوسط دارند. جامعه پذیری پایینی دارند و قادر نیستند آداب و معاشرتهای روزمره را در حد متوسط رعایت کنند. توانای برآوردن نیازهای و مراقبتهای اولیه از خود را دارند ولی جامعه باید آنها را از نظر شغلی و اجتماعی حمایت کند.
رفتارهای انطباقی برای این گروه بین 35 تا 50 درصد است. این افراد تربیتپذیر هستند.
• کمتوان ذهنی شدید:
ضریب هوشی این افراد بین 25 تا 35 درصد است و حدود 4 درصد جامعه کم توانان ذهنی را تشکیل می دهند. این افراد دامنه لغات بسیار محدود و در حد نیاز ضروری دارند، رشد حرکتی آنها بسیار کند است، می توان مسائل بهداشتی ضروری را به آنها یاد داد ولی نمیتوانند حرفه یا شغلی را یاد بگیرند. نیاز به حمایت برای ادامه زندگی دارند. تربیت پذیری پایینی دارند.
• کمتوان ذهنی عمیق:
کمتر از 2 درصد جامعه کم توانان ذهنی را تشکیل می دهند. بهره هوشی زیر 25 درصد دارند. به تمامی نیازمند حمایت همه جانبه و کامل هستند. باید به شکل جدا از بقیه افراد جامعه در مراکز تخصصی نگهداری شوند. در تمام طول عمر نیاز به حمایت دارند. رفتارهای انطباقی کمتر از 20 درصد است و تربیتپذیر نیستند.
حقوق کودکان استثنایی در جامعه

اولین و مهمترین اصل در آموزش کودکان استثنایی قبول آنها بعنوان یک انسانی است که حقوقی فراتر از بقیه افراد دارد. تمامی افرادی که با کودکان استثنایی ارتباط دارند، اعم از والدین، خانواده، اقوام و خویشان، همسایه ها، مربیان، مراقبان، تیم درمانگر، معلمان و غیره، باید آموزش رفتار با این نوع کودکان را دیده باشند. باید به آنها یاد داده شود که این کودکان نیازهای متفاوت و حقوق متفاوت دارند. باید محیطی عاری از خشونت فیزیکی، عاطفی و روانی برای کودکان استثنایی فراهم کرد. این محیط باید به کودک این اجازه را بدهد که بدون ترس از قضاوت دیگران خود را بیان کند و رفتارهای او مورد شماتت قرار نگیرد. به عبارت دیگر جامعه و محیط اطرافیان باید کودکان استثنایی و خانواده آنها را درک کند.
دولت اولین نهاد مسئول دربرابر کودکان و دانشآموزان استثنایی است. دولت و مسئولین موظف هستند که ابتدا جامعه را آگاه کرده و سپس امکانات لازم را فراهم کنند. قوانین باید در جهت کمک به خانواده و حمایت از دانشآموزان استثنایی وضع شود. خانوادههایی که امکانات مالی خوبی ندارند باید تحت پوشش دولت قرار بگیرند. مدارس این دانشآموزان باید رایگان باشد. دولت باید حمایتهای لازم درجهت تجهیز محل سکونت این افراد را به عمل آورد. آموزشهای لازم برای خودکفای و اشتغال این دانشآموزان باید از طرف دولت انجام شود. معلمان متخصص باید این افراد را آموزش دهند.
در کشورهای پیشرفته در کنار دولت، سمنهای (سازمانهای مردم نهاد)، به شکل خیریههای اجتماعی یا گروههای وابسته به موسسات غیردولتی وارد عمل شده و به کودکان کمتوان و ناتوان و خانوادههای آنها کمک می کنند.
موارد فوق راهکارهای در سطح کلان و ایده آل است. ولی از آنجای که اغلب به دلایل متعدد این موارد حاصل نمیشود و این خود خانوادهها هستند که باید مراقبت از دانشآموزان استثنایی را به عهده بگیرند، اعضاء خانواده باید تمامی امور آموزش، نگهداری و حمایت دانشآموزان استثنایی را به عهده بگیرند. انتخاب مدرسه کودکان استثنایی اولین گام مهم در این راه است.
نگاهی داشته باشیم به ویژگیهای مدرسه مناسب کودکان استثنایی .
مدرسه کودکان استثنایی چه ویژگیهای باید داشته باشد؟

مدارس کودکان استثنائی، همانطور که از نام آن برمی آید، باید از هر نظر استثنایی باشد. این استثناء بودن شامل تمام جنبهها میشود، یعنی: از نظر فضای فیزیکی و معماری، نحوء تدریس و آموزش، کتاب ها و محتواهای دروس، فرهنگ رفتار با دانشآموزان، حتی نوع تغذیه نیز باید در نظر گرفته شود.
• مناسب سازی بنا و تجهیزات:
از نظر فیزیکی و معماری، ساختمان باید دارای تجهیزات مناسب مانند رمپ و مکانهای قابل دسترس باشد. نوع دستشوئی و سرویسهای بهداشتی و سالن غذاخوری باید به گونهای طراحی شود که استفاده از آن آسان باشد. تمامی عوامل خطرزا باید حذف شود.
نسبت به نوع و درجه دانشآموزان استثنایی تجهیزات مناسب باید فراهم شود. اگر مدرسه بطور تخصصی برای گروههایی مانند دانشآموزان ناشنوا، نابینا، دانشآموزانی که مشکلات حرکتی دارند، دانشآموزان اوتیست، دانشآموزان دیرآموز، دانشآموزان کم توان ذهنی و غیره استفاده می شود باید تجهیزات مناسب با آن فراهم شود.
• آموزش افراد مرتبط:
معلمانی که در مدارس استثنایی تدریس میکنند باید آموزشهای تخصصی دیده باشند. این افراد باید به روانشناسی این دانشآموزان آشنا باشند. فرهنگ رفتاری و احترام به دانشآموزان استثنایی را در ضمیر خود نهادینه کرده و به آن ایمان داشته باشند. علاوه بر معلمان باید تمامی افراد مانند: راننده سرویس ایاب و ذهاب، مسئولین مدرسه، مراقبان بهداشت، مسئول تغذیه، مسئول نظافت مدرسه و غیره کاملا توجیه شوند که در محیطی استثنایی مشغول به کار هستند و صبور بوده و انتظار رفتارهای غیرمعمول و استثنایی داشته باشند و واکنشهای مناسب و درخور از خود نشان دهند. افراد زودرنج، حساس، عصبی مناسب حضور در این محیط ها و کار با دانشآموزان استثنایی نیستند.
• حضور تیم مشاور روانشناسی
در مدارس استثنایی حضور تیم مشاور روانشناسی ضروری است. وظیفه اصلی این تیم نظارت بر روحیه دانشآموز و خانواده است.
• بخش آموزش برای آینده
منظور از بخش آموزش برای آینده، بخشی است که به دانشآموز استثنایی برای خودکفای آموزش می دهد. نسبت به نوع مدرسه و دانشآموز باید کلاسهایی مانند صنایع دستی، نجاری و هر آنچه که بتواند به دانشآموز استثنایی کمک کند تا حرفه یا درآمدی داشته باشد مهیا باشد. حضور متخصصان کاردرمانگر در این مدارس ضروری است. اگر ناتوانی دانشآموز در حدی باشد که توانایی هیچ کاری را نداشته و نیاز به حمایت صد در صدی داشته باشد باید ابزار این حمایتها برای او فراهم شود.
سخن نهایی:
هیچ شخص خودخواسته دچار ناتوانی نیست. در سطح کلان قانون، دولت و جامعه و در سطح خرد خانواده و اطرافیان نسبت به کودک و دانشآموز ناتوان، کم توان و استثنایی مسئول هستند. ناتوانی جسمی، مشکلات ژنتیکی، اختلالات ذهنی و روانی نباید موجب طرد کودک و به حاشیه رفتن او شود. خانواده نباید احساس کند که بواسطه فرزند استثنایی مورد ترحم گرفته است. کودک استثنایی نباید به مثابه یک بار اضافی از نظر اقتصادی بر دوش خانواده یا جامعه تلقی شود. رفتار با کودکان استثنایی را باید همچون یک شاخصه و معیار از فرهنگ جامعه دانست. هر چه فرهنگ جامعه متعالی تر باشد نحوء رفتار با کودکان استثنایی بهتر است.
آگاهی و آموزش شالوده تمامی رفتارهای انسانی است. شبکه اجتماعی مدرسه کلوب بعنوان یک مرجع تخصصی درباره دانشآموزان، مدارس و آموزش و پرورش در بیش از یک دهه حضور خود در صحنه آگاهی و آموزش را در راس تمامی فعالیتهای خود قرار داده است. با قرار دادن اطلاعات مربوط به مدارس کودکان استثنایی در لیست مدارس تهران ضمن معرفی این مدارس و ارائه مقالات متعدد وظیفه خود بعنوان یک شبکه اجتماعی مرجع را بجای آورده است.

۳٫۹m
۱۵٫۹m










