
هنوز بسياري از خانوادهها به «رايانه» به عنوان يک ابزار بازي و تفريح مينگرند و وقتي خيال شان آسوده مي شود که فرزندشان پشت ميزمطالعه نشسته است و کتابهاي درسياش را باز کرده و مشغول مطالعه است.
اين خانوادهها مي انديشند روشن شدن رايانه منجر به حواس پرتي دانش آموز ميشود و به همين دليل از ورود تجهيزات الكترونيكي به منزل خودداري يا در استفاده فرزندان شان از اين ابزار سختگيري ميکنند.
اين دبير باسابقه معتقد است: متاسفانه هنوز شبكههاي ارتباطي كشور بسيار نامناسب است و برقراري تعاملات اينترنتي مخابراتي چندان آسان نيست. خطوط عادي تلفن، جوابگوي نيازهاي آموزشي جمعيت ميليوني دانشآموزان نيست و اخلال در اين سيستم، انگيزه فعاليت را در آنان کاهش ميدهد.
وي مشكل اقتصادي را مانع ديگري براي فرهنگسازي درارتباط با مدارس هوشمند عنوان ميکند و توضيح ميدهد: بسياري از خانوادهها براي تامين حداقل يك دستگاه رايانه مشکل دارند که اين خود مانع بزرگي در مسير موفقيت مدارس هوشمند است و اين مساله زماني بيشتر محسوس ميشود كه تصور کنيم مدارس هوشمند قرار است به عنوان يک طرح ملي اجرا شود. بنابراين لازم است در اين باره از خانوادههاي محروم حمايت شود تا همه دانش آموزان به طور برابر از امکانات رايانهاي بهره مند شوند.
هرچند توسعه مدارس مجازي و هوشمند درسالهاي اخير در دستور كار مسئولان قرار گرفته است، اما وجود دست اندازهايي مانع از توسعه همه جانبه اين طرح شده است. غلامرضا صبوري ـ کارشناس آموزش معتقد است: يکي از موانع بزرگ در راه تحقق مدارس هوشمند، ضعف دانش آموزان در به کار بردن زبان انگليسي است. با وجود اين که آموزش زبان انگليسي در برنامههاي درسي دورههاي راهنمايي و دبيرستان وجود دارد، اما متاسفانه دانشآموزان صرفاً از تسلط لازم براي استفاده از منابع انگليسي برخوردار نيستند و با وجود صرف هزينههاي زياد، آموزش زبان به هيچ وجه کاربردي نيست، بنابراين بيشتر دانشآموزان صرفاً توانايي استفاده از سايتهاي فارسي را دارند و از دستيابي به منابع علمي خارجي بي بهره ميمانند.
وي همچنين معتقد است: بالا بودن تعداد دانشآموزان در کلاس،زياد بودن حجم کار دبيران در هفته و کمبود وقت موجب مي شود تا مدارس ترجيح دهند به همان روش سنتي به آموزش ادامه دهند.
صبوري ميافزايد: تا زماني که معضلي به نام کنکور در نظام آموزشي کشور وجود دارد و همه توجه دانش آموزان و خانوادههايشان بر اين موضوع متمرکز است، ايجاد تحولات بنيادين در مدارس موجب سردرگمي بيشتر دانشآموزان و افزايش فشارها بر آنان مي شود، چون آنان نميتوانند بين اهداف و ابزار آموزشي، هماهنگي مناسبي برقرار کنند.
اين کارشناس هم چنين ميگويد: در نظام آموزش سنتي به دليل توجه به محفوظات، ملاک ارزشيابي دانشآموزان پاسخ دادن به سئوالات از پيش تعيين شده است. روحيه تحقيق و پژوهش و ارزشگذاري به توليد دانش در نظام آموزشي ايران جايگاهي ندارد و به همين دليل اجراي اين گونه طرحها با مشکلات بسياري مواجه ميشود.
ساختار فيزيکي مدارس موضوع ديگري است که صبوري به آن اشاره ميکند و ميگويد: ساختار فيزيکي بيشتر مدارس کشور، سنتي است و تجهيز و تغيير کاربرد اين تعداد مدرسه از نوع سنتي به هوشمند، نيازمند صرف بودجه و زمان زيادي است که به نظر ميرسد، صرف اين هزينه زياد فعلا خارج از توان وزارت آموزش و پرورش است.
وي در حالي که به نقش معلمان در اين شيوه تاکيد ميکند، توضيح مي دهد: آشنايي معلمان با منابع آموزشي و فناوريهاي روز و شيوههاي استفاده از آنها يک ضرورت است که پيش از هر چيز به آموزش معلمان توجه دارد، اما متاسفانه در حال حاضر بسياري از معلمان ما با اين دانش فاصله زيادي دارند.
ورود مدارس به سيستم هوشمند، نيازمند وجود نرمافزارهاي استاندارد و مطابق با کتابهاي درسي و ايجاد بانکهاي قوي اطلاعاتي قوي به زبان فارسي است که نياز به تحقيق و برنامه سازيهاي بومي دارد که به نظر مي رسد ظرفيتهاي کامل آن در نظام آموزش و پرورش کشور ايجاد نشده است.
تاثير فناوري اطلاعات بر نظام آموزشي درباره تأثير فناوري اطلاعات و ارتباطات بر نظام آموزشي دو رويكرد متفاوت وجود دارد. برخي معتقدند، اثر فناوريهاي جديد تدريجي است و تنها انتقال برنامههاي درسي سنتي را كارآمدتر ميسازد و در واقع، دسترسي به اطلاعات سريعتر ميشود.
برخي ديگر نيز مي گويند، ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به مدارس، اهداف و ابزارهاي تعليم و تربيت را به طور اساسي تغيير ميدهد.
با اين كه موارد بالا از دستاوردهاي فناوري اطلاعات است، با اين حال ساده لوحانه است اگر تصور كنيم ورود فناوري اطلاعات، در جلوههاي متفاوت آن، اينترنت، رايانه و چند رسانهاي به تنهايي باعث انقلاب آموزشي مي شود. اگر فرهنگ ياد دهي – يادگيري در نظام آموزشي تحول نپذيرد، ورود فناوريهاي اطلاعاتي نه تنها تحولي ايجاد نخواهد كرد، بلكه به تقويت سنتهاي محافظه كارانه آموزشي منجر خواهد شد. بنابراين تغيير در مدرسه سنتي به سوي مدرسه هوشمند، نيازمند تغيير در نظام آموزش و پرورش كشور است و هيچ گاه راهاندازي مدارس هوشمند ميسر نخواهد شد، مگر ساختار نظام آموزش و پرورش تغيير يابد. اين امر نيازمند برنامهريزي حداقل بيست ساله است و اين تغييربايد قدم به قدم و با درايت و تفكر باشد.
پس از بررسيهاي دقيق و كارشناساني و با اتکا بر تجربههاي موفق آموزش و پرورش در نيم قرن اخير، بسياري از کارشناسان معتقدند در ايران با چهارگام ميتوان از مدارس سنتي به مدارس هوشمند رسيد. اين چهار گام عبارتند از: ايجاد مدارس چند رسانهاي، ايجاد مدارس پروژه محور، ايجاد مدارس مطلوب و ايجاد مدارس هوشمند که اين گامها بايد به ترتيب، با احتياط و دقيق برداشته شود.
فريده عباسي - سایت رسمی شورای عالی آموزش و پرورش کشور

۱۵٫۹m
۳٫۹m


