من فرزند همان آدمم
خدایا!
نه بهشت را می خواهم
نه آن حوری های زیبارویت
نه آن نهرهای روانت
نه آن جنگل های سرسبزت
نه آن میوه های شهوت ناکت
و نه هر چه را که وعده داده ای.
مدت هاست از خودم می پرسم
اگر بهشتت بی نظیر بود
چرا آدم به یک لبخند حوایش فروخت
خدایا!
خرده مگیر از من
من فرزند همان آدمم
نه بهشتت را میخواهم
و نه هر انچه را که وعده داده ای
چرا که پدرم دید و آنرا فروخت
آری فروخت بخاطر همان چیزی که تو در وجودش نهاده ای
عشق!
بخاطر حوایش فروخت
من فرزند همان آدمم
نه بهشتت را میخواهم
و نه هر انچه را که وعده داده ای
من فقط یک او می خواهم
یک او که لبخندش برایم بهشت است
حتی اگر به قیمت آتش سوزانت باشد
باز هم من فقط از تو یک او می خواهم
در حال بارگذاری...