https://www.daftaroketab.com/fa/shop/
یک ساعت بعد از نصف شب بود که صدای در خانه بلند شد؛ با حریت از جا برخاسته و با خودم گفتم کیست که این وقت شب در خانه را میکوبید؟ پس از آن که در را گشودم دو نفر بلند قد وارد سر سرا شدند من آن ها را نمی شناختم و ابدا نمیدانستم که پیش آن ها چیست. مردانی بودند بلند قد و چهار شانه و قوی البنیه و چون در این وقت شب به خانه ی من آمده بودند حدس میزدم که باید از کارآگاهان اداره آگاهی باشند.پس از آن که آن ها را وارد اتاق پذیرایی کردم گفتم آقایان چه فرمایشی داشتید؟ یکی از آن ها گفت: آیا آقای دکتر (روبرت جاسون) شما هستید؟ گفتم: آری. اولی در اتاق را بست و صندلی را پشت در گذاشت و نشست و به این طریق راه من را مسدود کرد. و دیگری نظر عمیقی به اطراف اتاق انداخت و بعد چشمان خود را به من دوخت.
در حال بارگذاری...