هوش معنوى سازه هاى معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب مى کند.
درحالی که معنویت با جستجو و تجربه عناصر مقدس، هوشیارى اوج یافته، تعالى و معنا درارتباط است،
هوش معنوى مستلزم توانایى هایى است که از چنین موضوعات معنوى براى تطابق و کنش اثربخش و تولید محصولات و پیامدهاى با ارزش استفاده می کند.
به طورکلى مى توان پیدایش سازه هوش معنوى را به عنوان کاربرد ظرفیتها و منابع معنوى درزمینه موقعیتهاى عملى در نظر گرفت.
به نظر میرسد که هر بحثی درباره هوش معنوی بدون شناخت دامنه وسیع تجارب معنوی ناکامل خواهد بود.
هوش معنوى بر خلاف هوش-منطقی که رایانه ها هم داراى آن هستند و بر خلاف هوش هیجانى که در پستانداران عالی نیز وجود دارد،
منحصراً خاص انسان است که اساسى ترین و اصلى ترین نوع هوش است
ابعاد هوش معنوی از دیدگاه سیسک و آمرام در موارد زیر خلاصه میشود
دانش درونى، شهود عمیق، شناخت خود و یکى شدن با طبیعت و جهان، توانایی حل مسئله، هدایت باطنی و استفاده از سبک های تعالی مثل شهود برای حل مسائل، پذیرش و عشق به حقیقت، زندگی کردن در تعادل همراه با روحانیت و دیدگاه سیستمی کل گرا برای دیدن ارتباط درونی میان هر چیزی و غیره
در حال بارگذاری...