اطرافیان کودک دروغگو باید به کودک کمک کنند تا واقعیت را از تخیل تشخیص دهد.
مثلا اگر کودکی نقاشی روی دیوار کرده و خودش تنهاست و شهادت می دهد که عروسکش یا دوست خیالی اش خط خطی ها را روی دیوار کشیده است، یعنی واقعیت را از تخیلش تشخیص نداده است.
مثال 2 : کودکی می گوید که در سال نو دایناسور زنده و بزرگی را هدیه گرفته است از بابا نوروز، او به درکی از تفاوت تخیلاتش و واقعیت نرسیده است.
اطرافیان مخصوصا پدرو مادر باید با آرامش در مورد این که " واقعا تو دلت می خواسته که نقاشی ها را عروسکت بکشد " یا " واقعا تو دلت می خواسته عمو نوروز به تو همچین هدیه ای بدهد ! " و اینکه در حقیقت عروسک جانی ندارد که بتواند نقاشی روی دیوار بکشد و اینکه دایناسورها دیگر زنده نیستند و بابا نوروز هم در داستان هست و نمی تواند دایناسوری را که دیگر منقرض شده است را برای تو هدیه بیاورد ، برایش توضیح بدهند.
