۳۷٫۴k
 

آموزش موسیقی

علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۳۱ خرداد ۱۳۹۳
آموزش موسیقی نیاز به حضور یک مربی کارکشته و با تجربه و عالم داره. اما اصول و قواعد آموزش موسیقی رو که دیگه می تونیم خودمون باهم مرور کنیم در نظر داشته باشید که آموزش موسیقی یکی از ملزومات یک زندگی پویاست. پس حتما این آموزش را جدی بگیرید و براش برنامه ریزی کنید. از من گفتن بووود




صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۱ تیر ۱۳۹۳
بسیار موضوع خوبیو مطرح کردید. مرسی
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۳ تیر ۱۳۹۳
اپرا چیست؟
در تاریخ اشتباهاتی رخ داده که سرنوشت ملت ها را تغییر داده است.اما خطاهایی هم وجود دارد که باعث کشف و اختراعات بزرگ شده است مانند اختراع پلی اتیلن و اختراع کاغذ خشک کن، کشف پنی سیلین و.... اپرا هم زاده یکی از آن اشتباهات تاریخی است.
اپرا (Opera ) جمع کلمه لاتینی اپوس (Opus) به معنای «اثر» است و به این تغییر باید اپرا را به طور تحت اللفظی به «آثار» ترجمه کرد.
اما اپرا به صورت کلمه مفرد مونث از آغاز قرن ۱۷ میلادی به نمایشی گفته می شد که به جای آواز خوانده شود و این اصطلاح تاکنون برای اینگونه نمایش های آوازی از قرن ۱۴ میلادی به شیوه مادریگال و ویلانلا توسط خوانندگان دوره گرد (تروبادور Troubadour) اجرا می شد.
اما اپرای واقعی به همت دوتن از اشراف ایتالیا، کنت باردی و دوک مانتوا به وجود آمد. پیشروان اپرا وینچسو گالیله (۱۵۹۱ ۱۵۲۰) (Vincenzo Galilei) پدر گالیله، فیزیکدان بزرگ، جولیو کاچینی (۱۶۱۸ ۱۵۵۰) (Giulio Caccini) و ژاکو پری Jacopo Peri) ۱۶۳۳ ۱۵۱۶) بودند. کاچینی و پری هر دو از خوانندگان معروف عصر خود بودند و آنها به دعوت گالیله در تصنیف اولین آثار اپرایی شرکت کردند.
گالیله رساله ای در موسیقی به نام «مکالمه موسیقی قدیم و جدید» نوشته بود. او در آثار نمایشی یونان قدیم سه حماسه یافته بود که به همراهی موسیقی اجرا می شد.
از آنجا نتیجه گرفت که تراژدی های یونانی به صورت رسیتاتیف یعنی کلامی که با موسیقی همراه می شود، خوانده می شده. این نظریه مورد توجه گروه نوازندگانی که در دربار کنت باردی جمع شده بودند، قرار گرفت.
کنت باردی برای احیای شیوه قدیم یونان که مورد توجه آن زمان بود موسیقیدانان را مامور کرد تا نمایشی همراه موسیقیDramma per Musica بسازند اما از آنجا که این گروه سه نفری هیچگونه نمونه ای از تئاترهای یونانی در دست نداشتند تصور کردند که نمایش های قدیم تماماً به آواز خوانده می شده است. در حالی که آواز یا ساز یا گفتار دسته جمعی فقط به طور فرعی در تئاتر اجرا می شده و ربطی به مکالمه تئاتری نداشته است.
به این جهت گروه مامور به خیال تقلید از درام یونانی، اپرا را به وجود آوردند.
نخست، پری به کمک رینو چینی شاعر، متن یک داستان قدیمی یونانی را به نام «دافنه» تهیه کرد و به موسیقی درآورد. این نمایش با استقبال زیاد مواجه شد طوری که در سال ۱۶۰۰ به مناسبت ازدواج هانری چهارم و ماریا دی مدیچی اپرای دیگری به او سفارش داده شد.
پری، داستان معروف «ارفه» را برای اپرای دوم خود انتخاب کرد که بار دیگر به نام «نوریدیچه» در فلورانس به روی صحنه آمد. نوریدیچه اپرایی بود به شیوه رسیتاتیف که در تمام مدت نمایش، لحن و بیان و مکالمه را از دست نمی داد.
دو سال بعد کاچینی درصدد برآمد همین داستان را به موسیقی درآورد. اگرچه کار او به مراتب ضعیف تر از پری بود اما برای نخستین بار «آریا» یعنی آواز اصلی اپرایی را در این نمایش به کار برد.با این حال هیچیک از این دو آهنگساز را موسس اپرا نمی دانند.
کسی که اپرا را به معنای واقعی بنیان گذاشت کلودیو مونت وردی (Claudio Monteverdi)، (۱۵۶۷ ۱۶۴۸) بود. مونت وردی در ابتدا با تصنیف قطعات کثیری به شکل مادریگال شهرت یافته بود. این شهرت باعث شد که دوک وینچنتسو گنزاگا (Vincenzo Gonzaga) او را به سمت رئیس ارکستر درباری برگزیند و به نوشتن یک اپرا تشویق کند.
اپرا از آغاز پیدایش، نمایش پرخرجی بود. فقط اشراف بزرگ و ثروتمند استطاعت سفارش چنین کار گرانبهایی را داشتند و به همین علت نیز اجرای یک اپرا در درجه اول، نماینده قدرت و ثروت و شخصیت فوق العاده کسی بود که آن را سفارش می داد. اگر خانواده مدیچی در فلورانس قدرت نمایش اپرا را داشتند برای خانواده گنزاگا در مانتورا نیز امکان داشت که چنین نمایشی را در مانتوا به روی صحنه بیاورند.
به خصوص که دوک گنزاگا خود را نمایش اپرایی نوریدیچه در شب عروسی ماریادی مدیچی حضور داشت و اهمیت اجرای این نمایش را درک کرده بود.مونت وردی سومین کسی بود که داستان «ارفه و اوریدیس» را به موسیقی درآورد اما این بار اثر، آزمایشی و تجربی نبود.
بلکه یک اپرای کامل بود که به نام «ارفئو» روی صحنه آمد (۱۶۰۷). مونت وردی برای نوشتن این اپرا سال های متمادی مطالعه کرد. در اپرای ارفئو تقریباً تمام اصول و قواعد اپرایی رعایت شده و از این حیث آن را اولین نمونه اپرای کلاسیک می دانند.
مقدمه اپرا با یک اورتور که توسط ارکستر نواخته می شود آغاز می گردد. علاوه بر خواننده تنها در مواردی نیز آواز دو نفری و سه نفری و دسته جمعی نیز وجود دارد. ارکستری که با خوانندگان همراهی می کرد در آن زمان ارکستر بزرگی شمرده می شد و شامل سازهای متنوع زهی، بادی و ضربی بود. ارکستر اپرای پری ۴ ساز داشت اما ارکستر در اپرای مونت وردی به ۳۴ ساز رسید.
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۳ تیر ۱۳۹۳
هارمونی در موسیقی چیست ؟
هارمونی چیست؟
هارمونی دانشی است برای چند بخشی کردن موسیقی بر پایه خصوصیتهای آکوردها و شایستگی وصلشان به یکدیگر به قصد ساختن ملودیهای زیبا.کسانی که قصد آموختن هارمونی را دارند باید به تئوری بنیادی موسیقی احاطه کامل داشته باشند در آغاز هارمونی یک دانش مقدماتی به نام – آکورد شناسی باید فرا گرفت.

فاصله چیست؟ مسافت بین دو نت را فاصله میگویند. فاصله همیشه بالارونده حساب میشود به عنوان مثال برای محاسبه فاصله بین نت Do و Mi باید گفت Do- Re – Mi (فاصله سوم ) در واقع نت بم قبل از نت زیر باید بیان شود.
فاصله ساده: فاصله بین دو نت که از یک اکتاو تجاوز نکند را فاصله ساده گویند.
فاصله ترکیبی: فواصلی که از یک اکتاو تجاوز کنند را فاصله ترکیبی گویند.

برای محاسبه فاصله های ترکیبی باید آنها را به فاصله ساده تبدیل کرد بدین صورت که نت بم را یک یا چند اکتاو به بالا برده و یا نت زیر را یک یا چند اکتاو به پایین ببریم، قطعه موسیقی را باید خوب بشناسید قبل از آنکه موسیقی مورد علاقه خود را در دستگاه پخش قرار دهید باید توجه داشته باشید که شما هرگز نمی توانید روی یک قطعه موسیقی بداهه نوازی کنید مگر آنکه ساختار هارمونی و ملودی آنرا خوب بشناسید.

بنابراین لازم است قبل از همراه با موسیقی روی کاغذ بدون آنکه نت یا نوشته ای داشته باشید سعی کنید ساختار هارمونی قطعه، ملودی و نیز ریتم اصلی را خیلی ساده بنویسید. دانستن هارمونی برای این مهم است که شما با توجه به آن خواهید توانست در هر میزان خیلی ساده تر بداهه نوازی کنید و بسادگی می توانید جهت حرکت ملودی خود را پیش بینی کنید و آنرا به سمت هارمونی مورد نظر هدایت کنید.

از طرف دیگر دانست ملودی قطعه موسیقی می تواند به شما یادآوری کند که قطعه در کدام میزانها شروع می شود و در کجا فرود می آید، با توجه به این می توانید به راحتی در زمانهایی که قطعه فرود آمده است با جسارت بیشتری خودنمایی کنید. بدون دانستن و درک ریتم و کشش نتهای ملودی، بداهه نوازی و همراهی شما باوجود آنکه به موقع است (فراز و نشیب ملودی را می شناسید) و مشکل بد صدایی ندارد (هارمونی را می دانید)، شما نمی توانید بداهه نوازی کنید. چرا که ممکن است ریتم همراهی شما با آنچه موسیقی اصلی می زند هماهنگ نباشد و نتیجه بد آهنگ و یا حتی منجر به تغییر ریتم قطعه اصلی شود.

بنابراین باید کشش نت ها یا ریتم هایی را برای همراهی انتخاب کنید که با ریتم اصلی هم آهنگی لازم را داشته باشد. بنابراین شما باید آنقدر با قطعه موسیقی مورد نظر آشنا باشید که بتوانید هر قسمت آن وارد موسیقی شده با آن همراهی کنید. به بیان دیگر باید بتوانید مثلآ هنگام استراحت بسادگی آنرا از لحاظ هندسی در ذهن خود مجسم کنید که ۸ میزان اول مقدمه است، با هارمونی x, y و z پس از آن ملودی ۴ میزان ادامه دارد و … اگر بخواهیم مثال ملموس تری بزنیم باید همانند آن باشد که یک فیلم را آنقدر دیده اید که با صحنه به صحنه آن آشنا هستنید و دیالوگ هنرپیشه ها را می دانید و قرار بر این است که نه به جای هنرپیشه ها بلکه بجای شخصیت جدیدی در فیلم ظاهر شده و صحبت هایی را انجام دهید که زیبا و تکمیل کنند فیلم اصلی باشد.

انتخاب صحیح ریتم هنگامی که همزمان با ملودی اصلی همراهی می کنید بسیار مهم است. ساز را برداشته و موسیقی را پخش کنید هراس به دل خود راه ندهید و سعی کنید در یک اتاق خلوت و تنها کار خود را آغاز کنید. از اینکه از موسیقی عقب بیفتید هم نگران نباشید، فراموش نکنید که باید آنقدر مهارت داشته باشید که پس از عقب افتادن از موسیقی، فوری موقعیت خود را تشخیص دهید و وارد همراهی با موسیقی شوید.

برای ابتدای کار نواختن عین ملودی قطعه موسیقی اصلی می تواند مفید باشد، بنابراین عینآ با موسیقی بصورت یونسون بنوازید. بتدریج که ترس خود را از دست دادید می توانید بخصوص در فضاهای خالی یا هنگامی که خواننده می خواند ملودی های دیگری را بنوازید. نواختن آکوردها هنگام پخش موسیقی نیز می تواند شروع خوبی برای غلبه بر ترس باشد. فراموش نکنید که در هیچ سبک موسیقی – بخصوص Jazz – چیزی بنام نت اشتباه نداریم، بلکه تنها ممکن است انتخاب شما یک نت ضعیف باشد.

هارمونی,هارمونی چیست؟,هارمونی در موسیقی


بنابراین پس از مدتی انجام تمرینات بالا – نواختن ملودی اصلی و گرفتن آکورد – شروع به همراهی کنید. برای شروع بداهه نوازی یا همراهی سعی کنید در زمانهایی که ملودی اصلی یا خواننده فرود می آید و سکوت اختیار می کند وارد موسیقی شده بداهه نوازی کنید. از هارمونی این قسمت از موسیقی کمک بگیرد، اگر ملودی اصلی خاموش است در انتخاب ریتم ملودی بداهه، آزادی بیشتری دارید. اما اگر ملودی در حال نواخته شدن است سعی کنید ریتمی را انتخاب کنید که با موسیقی هماهنگی داشته باشد و به نوعی تکمیل کننده ریتم اصلی باشد.

(به شکل دوم دقت کنید.) هرگز همانند ریتم ملودی اصلی، همراهی نکنید چرا که این ضعیفترین نوع همراهی است که می توان اجرا کرد. در ابتدای کار سعی کنید در دو یا سه قسمت از موسیقی داخل شده با آن همراهی کنید. پس از آنکه با مهارت و اعتماد بنفس کافی توانستید این کار را انجام دهید، بتدریج مدت زمان حضور خود در میان قطعه موسیقی را افزایش دهید.

نکات مهمی که همواره باید بخاطر داشت
۱ – خود را به همراهی در ابتدای شروع جملات ملودی با یک حرکت و ریتم خاص محدود نکنید. روشهای دیگر در مکانهای مختلف را آزمایش کنید.

۲ – خود را به قسمت میانی ساز یا بخشهایی از ساز که به آن تسلط بیشتری دارید محدود نکنید. از همه وسعت ساز خود استفاده کنید. اتفاقآ کاملآ برعکس است قسمتهایی از ساز که اغلب کمتر استفاده می شود زیبایی بیشتری به همراهی شما با موسیقی می دهند.

۳ – گام یا گامهای (احتمالآ اگر مدولاسیونی وجود دارد) قطعه موسیقی مورد نظر خود را باید بدانید و بتوانید خوب آنرا اجرا کنید. چرا که شناخت گام باعث می شود فرد بتواند راحت تر حرکات رفت و برگشت که برای همراهی لازم است را اجرا کنید.
۴ – دینامیک همراهی خود را ثابت نگاه ندارید و همواره با احساس های متفاوت و منطبق با قطعه همرای را اجرا کنید.

۵ – از آرتیکولاسیون (Articulation) یکنواخت استفاده نکید. بسیاری از مبتدی ها همواره یا لگاتو می زنند یا استکاتو و … که این بر یکنواختی کار شما می افزاید. از تمام روشهای ممکن برای تغییر لحن نوازندگی و بیان ملودی استفاده کنید.
۶ – به دستگاه پخش خوب باید گوش کنید و موزیک را بشنوید بعد اقدام به نواختن کنید. ضعف بزرگ بسیاری از افراد آن است که آنقدر حواسشان را متوجه نواختن خود می کنند که به کل، گروه و موسیقی آنها را فراموش می کنند.

۷ – به موسیقی نواخته شده توسط خود هم توجه داشته باشید. ببینید که آیا فراز و نشیب های ملودی شما با ساختار قطعه موسیقی اصلی هم خوانی دارد یا خیر.
۸ – برای یک مبتدی بسیار مهم هست که در ضرب های قوی میزان از نت های آکورد استفاده کند. پس اگر خواستید در ابتدای ضرب قوی نتی را بزنید حتی المقدور آنرا از نتهای آکورد آن قسمت انتخاب کنید.

۹ – مغز شما ماهرتر از زبان شماست و زبان شما ماهر تر از دست شما است. شما با گوش دادن به یک موسیقی در ذهن بسادگی می توانید با آن همراهی کنید و پس از آن با زبان خود می توانید با آن بخوانید. بنابراین اگر برای شما امکان دارد بداهه نوازی خود را ضبط کنید و سپس با موسیقی اصلی گوش دهید. اینکار به پیداکردن اشکال ها و نیز ظهور ایده های جدید در بداهه نوازی کمک می کند.
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۳ تیر ۱۳۹۳
معنی هر علامت در موسیقی


آموزش موسیقی
نغمــــــــــــــــــه وکیلی
کاربر فعال | ۱۸۶ | ۵۴۳ | ۱۵ تیر ۱۳۹۳
نغمــــــــــــــــــه وکیلی
کاربر فعال | ۱۸۶ | ۵۴۳ | ۱۵ تیر ۱۳۹۳
منتظر ادامه ی آموزشات شما هستیم
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۱۶ تیر ۱۳۹۳
آموزش موسیقی
موسیقی امبینت
امبینت Ambient: سبکی از موسیقی است که ارتباط نزدیکی با سبکهای آهنگین موسیقی دارد و از این رو آن را میتوان از زیر دسته های سبک New Age،که تمرکز زیادی بر روی ویژگی Timbral از صدا دارد به حساب آورد.

این سبک کیفیتی اغلب سازمان یافته،دیداری،فاقدجسارت وبه عبارتی Atmosphericدارد و بر همین منوال اجرا می شود.آمبینت از اویل قرن ۲۱ با تئوری impressionists ،نمو پیدا می کند و آهنگسازانی چون John Cage و Morton Feldman و minimalist- composers و آهنگسازان بدوی الکترونیک از ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ تا Rockبازهایی چون Brian Eno،کسی که مبدع عبارت آمبینت بود از این سبک پیروی میکردند.

وی در تبلیغات یکی از خطوط هوایی ، و آلبومی که در ۱۹۷۹ که منتشر کرد نوشته بود: Ambient: Music for Airports

آمبینت و New Age ،تاثیر زیادی روی دیگر سبکهای موسیقی داشته اند.تاثیر قابل ملاحظه ای روی برخی اشکال موزیکهای ریتمیک مانند Chill Out Rooms و Ravesها و دیگر رویدادهای مبتنی بر رقص.این تاثیرات به منظور خلق یک اتمسفر آرام و Realax و گرفتن حالت رقص از Raverها بود.



موزیک آمبینت را میتوان در یک صورت کلی به شکل زیر از نظر گذراند:

سرچشمه های ادبی آنرا میتوان در موزیک کلاسیک قرن ۲۰،موسیقی الکترونیک، Psychedelic rock،Kraut Rock ،Space Rockو New Age دانست. سرچشمه های فرهنگی آن را در انگلستان و از دهه ی ۷۰ می دانند. از ابزارهای موسیقی مرتبط با آن را می توان به ابزارهای موسیقی الکترونیک،موسیقی الکترو آکوستیک و هر وسیله ایی که ارتباط با صدا داشته باشد (شامل تمام ابزارهای موجود در موسیقی که پردازش الکترونیکی داشته باشد).

آثار هنرمندان کلاسیک/آوانگارد مانند اریک ساتی و کلود دبوسی نیز تاثیر مهمی در بسط ساختار موسیقی اَمبینت داشتند. مفهومی که ساتی از نوشتن قطعه‌های ساده برای تکنوازیپیانو یا اجرا توسط نوازندگان محدود در نظر داشت، همجنسی شگفت‌آوری با تعریف اِنو از موسیقی اَمبینت دارد: «ایجاد فضای خوشایند موسیقایی که صداها به‌جای این‌که به زور محیط را احاطه کنند، به شیوه‌ای دلپذیر در آن پراکنده شده‌اند.»
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۱۶ تیر ۱۳۹۳
مدرسه کلاب
نغمــــــــــــــــــه وکیلی : 

منتظر ادامه ی آموزشات شما هستیم
مدرسه کلاب

هانیه قربانی
کاربر فعال | ۱۱۶ | ۳۰۲ | ۱۵ مرداد ۱۳۹۳
می دونی موزیک چیه؟ یادآوری کوچک خدا که چیزی دیگه
بغیر از ما در این جهان وجود داره..
یک اتصال موزون بین تمام موجودات زنده است.
در همه جا..حتی ستاره ها..
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۶ مرداد ۱۳۹۳
میزان
هر آهنگ یا قطعه ای دارای دوره های مساوی است. هر یک از این دوره ها با یک ضرب قوی شروع می شود و سپس ضرب ضعیف ( و نیمه قوی ) می شود. مثلا در دوره های صدای "تیک تاک" ساعت که دارای دوره های دوتایی (تیک+تاک) است ، ضرب "تیک" قوی و ضرب "تاک" ضعیف است.
در نت نویسی این دوره ها را از هم جدا می کنند. مثلا اگر سرودی دارای دوره های دوتایی باشد (مانند صدای ساعت)، هر دوره دارای یک واحد ضرب قوی ( مانند یک نت سیاه قوی) و یک واحد ضرب ضعیف (مانند یک نت سیاه ضعیف) می باشد.

هر دوره بوسیله خطی عمودی که حامل را قطع می کند (اما از خطوط حامل بیرون نمیرود بلکه کاملا از بالاترین خط حامل به پایینترین کشیده می شود) از دوره های قبل و بعد از خود جدا می شود که به آن "خط میزان" (barline) می گویند. محتوای میان دو خط میزان را "میزان" (measure) می گویند.
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۶ مرداد ۱۳۹۳
سکوت
در یک اجرای ارکستر یا در خواندن یک سرود هیچگاه همه سازها یا خوانندگان یک نفس و از اول تا آخر نمی نوازند بلکه در قطعه هایی نیاز به این هست که سازی ننوازد یا خواننده صدا را قطع کند و در واقع سکوت برقرار شود. برای اینکه در نت نویسی نشان دهند که در آن قسمت نوازنده نباید چیزی بنوازد و یا خواننده نباید بخواند ، نمی توان جای نت را خالی گذاشت بلکه سکوت هم مثل دیرندهای دیگر علامتهایی دارد. مثلا برای سکوت سفید (دو ضرب) علامتی خاص وجود دارد و برای سکوت سیاه (یک ضرب) علامتی دیگر.
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۱ شهریور ۱۳۹۳
موسیقی امبینت
امبینت Ambient: سبکی از موسیقی است که ارتباط نزدیکی با سبکهای آهنگین موسیقی دارد و از این رو آن را میتوان از زیر دسته های سبک New Age،که تمرکز زیادی بر روی ویژگی Timbral از صدا دارد به حساب آورد.

این سبک کیفیتی اغلب سازمان یافته،دیداری،فاقدجسارت وبه عبارتی Atmosphericدارد و بر همین منوال اجرا می شود.آمبینت از اویل قرن ۲۱ با تئوری impressionists ،نمو پیدا می کند و آهنگسازانی چون John Cage و Morton Feldman و minimalist- composers و آهنگسازان بدوی الکترونیک از ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ تا Rockبازهایی چون Brian Eno،کسی که مبدع عبارت آمبینت بود از این سبک پیروی میکردند.

وی در تبلیغات یکی از خطوط هوایی ، و آلبومی که در ۱۹۷۹ که منتشر کرد نوشته بود: Ambient: Music for Airports

آمبینت و New Age ،تاثیر زیادی روی دیگر سبکهای موسیقی داشته اند.تاثیر قابل ملاحظه ای روی برخی اشکال موزیکهای ریتمیک مانند Chill Out Rooms و Ravesها و دیگر رویدادهای مبتنی بر رقص.این تاثیرات به منظور خلق یک اتمسفر آرام و Realax و گرفتن حالت رقص از Raverها بود.

موزیک آمبینت را میتوان در یک صورت کلی به شکل زیر از نظر گذراند:

سرچشمه های ادبی آنرا میتوان در موزیک کلاسیک قرن ۲۰،موسیقی الکترونیک، Psychedelic rock،Kraut Rock ،Space Rockو New Age دانست. سرچشمه های فرهنگی آن را در انگلستان و از دهه ی ۷۰ می دانند. از ابزارهای موسیقی مرتبط با آن را می توان به ابزارهای موسیقی الکترونیک،موسیقی الکترو آکوستیک و هر وسیله ایی که ارتباط با صدا داشته باشد (شامل تمام ابزارهای موجود در موسیقی که پردازش الکترونیکی داشته باشد).

آثار هنرمندان کلاسیک/آوانگارد مانند اریک ساتی و کلود دبوسی نیز تاثیر مهمی در بسط ساختار موسیقی اَمبینت داشتند. مفهومی که ساتی از نوشتن قطعه‌های ساده برای تکنوازیپیانو یا اجرا توسط نوازندگان محدود در نظر داشت، همجنسی شگفت‌آوری با تعریف اِنو از موسیقی اَمبینت دارد: «ایجاد فضای خوشایند موسیقایی که صداها به‌جای این‌که به زور محیط را احاطه کنند، به شیوه‌ای دلپذیر در آن پراکنده شده‌اند.»
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۱ شهریور ۱۳۹۳
در دنیای موسیقی امروز اصطلاح ترنس (Trance) شامل محدوده وسیعی از موسیقی می شود.

در قسمتی از این طیف به کارهای مطرح و فوق العاده تیستو (Tiesto) , آرمین فان بیورن (Armin Van Buuren) , پاول فان دیک (Paul Van Dyk) باید اشاره کنیم . که در بین طرفداران موسیقی ترنس این ۳ را در راس قله این سبک موسیقی میدانند .

در قسمتی دیگر از این طیف همانند کارهای یان ون دال (Ian Van Dahl) یا حتی ATB شاهد موسیقی ای هستیم که بیشتر شبیه به موسیقی رقص مردمی (Pop Dance) است و شما می توانید آنها را در منزل، اتومبیل یا هنگام پیاده روی با دستگاه پخش موسیقی خود گوش کنید و احساس کنید که دقیقا” در یک مهمانی بزرگ هستید.



در قسمت دیگر از طیف موسیقی ترنس به افرادی مانند ساشا و ویلیام اربیت (Sasha & William Orbit) بر میخوریم که موسیقی الکترونیک مردمی را به سمت موسیقی ترنس سوق داده اند.

ترنس در اوایل دهه ۹۰ از انواع موسیقی تکنو (Techno) و رقص (Dance) منشعب شد. در این سبک از موسیقی شما تکرار ریتم و ملودی را بوضوح احساس می کنید و شاید تنها چیزی که بصورت متناوب عوض می شود سازهای یا گونه های صوتی ای است که ملودی و ریتم را اجرا می کنند.

انجام این کار امروزه با وجود سینتی سایزر ها بسیار ساده است. کافی است با قرار دادن فــیلـتر روی صدا و تغییر پارامترهایفــیلـتر مانند فرکانس قطع (Cut Off) کیفیت صدا را تغییر دهیم، بازی با فرکانس قطع فــیلـتر باعث می شود شما رنگ صدا را در طیف وسیعی از حالت شفاف و تیز تا حالت مات، کند و کشیده تغییر دهید



موسیقی ترنس در حال حاضر جزء انواع پر طرفدار موسیقی های الکترونیکی می باشد و باید اذعان کرد که پایه و اساس آن سکانسر (Sequencer)، سینتی سایزر (Synthesizer) و افکت های الکترونیکی است.

پر استفاده ترین دستگاهی که برای ساخت این نوع از موسیقی بکار می رود خانواده دستگاه های رولند TR-808 ، TR-909 و سری های TB-303 است.

باوجود آنکه حدود ۲۰ سال از عمر این دستگاه های الکترونیکی می گذرد اما صدای زیبای بیس و درام آنها از جذابترین صداها برای این سبک موسیقی است.

استفاده از دستگاه های رولند آنقدر در این سبک از موسیقی رایج شده است که بسیاری آنها را ستون فقرات این نوع از موسیقی می دانند.

ناگفته نماند که ممکن است در تهیه این نوع از موسیقی از سایر سینتی سایزها هم استفاده شود که در این حالت اغلب بعنوان Lead یا برای ایجاد تنوع به هنگام میکس بکار می روند.



علاوه بر پر انرژی بودن، محبوبیت موسیقی ترنس نزد مردم را می توان مدیون دی-جی (DJ) هایی مانند تیستو (Tiesto) و آرمین فان بورن (Armin Van Buuren) ، ساشا ، پاول ون دایک (Paul Van Dyk) و پاول اوکنفولد (Paul Okenfold) دانست. آنها توانستند با ترکیب موسیقی تاریک تکنو و صداهای موسیقی الکترونیک رقص اروپایی به این سبک از موسیقی دست پیدا کنند.

اواخر دهه ۹۰ موسیقی ترنس پیچیده تر شد و هنرمندانی چون BT توانستند با استفاده از سیستم های کامپیوتری و نمونه های صدا (Samples) و حتی ارکسترهای بزرگ آکوستیک روح و احساسات بیشتری را در این موسیقی القاء کنند.



هم اکنون بنظر می رسد که موسیقی ترنس با عبور از هزاره دوم بالغ شده و مسیر اصلی خود را پیدا کرده است. دامنه استفاده از موسیقی ترنس امروزه به آسیا و خاور میانه نیز گسترش پیدا کرده است و در اثر ترکیب با سازها و ریتم های محلی گونه های زیبایی از این موسیقی بوجود آمده است.

در حال حاضر آلمان، هلند و انگلیس از جمله کشورهایی هستند که موسیقی ترنس در آنها بسیار فراگیر می باشد.



از دیگر مواردی که راجع به این موسیقی باید به آنها اشاره کرد آنکه :

- تمپوی موسیقی معمولا” بین ۱۲۵ تا ۱۵۰ است.

- برای بالا بردن تاثیر موسیقی روی انسان، اجرای آن معمولا” توام با افکت های نوری است.

- مدت زمان اجرای کنسرت های ترنس می تواند از ۲ ساعت تا حتی ۳ روز به درازا بینجامد.



موسیقی ترنس یک شروع امیدوارکننده در اوایل دهه ۹۰ در اروپا بود و در حال حاضر یکی از امیدوارکننده ترین و تأثیرگذارترین سبک های موسیقی است. خود ترنس هدف وسیعی داشته است. ترنس سرزمین های زیادی را با فضای زیادی اشغال می کند و تأثیر عمیقش را در آنسوی مرزها اعمال می کند، به طوری که کاملاً مبهم به نظر می رسد. در حال حاظر بسیاری از گروه ها و هنرمندان محبوب و عنوان های اصلی موسیقی در حال شروع آمیختن صدای ترنس در آثارشان هستند. در آغاز ترنس به صورت تجارتی نبود اما امروزه ترنس به سوی تبلیغاتی شدن در کانال های تلویزیونی مانند Viva و MTV و … می رود.


ترنس با کمک DJ ها و Producer های مستعد، Label های موسیقی ترنس و کمپانی های ضبط در حال هرچه بیشتر مورد پسند شدن است. ستاره های Pop وRock هم در حال همکاری با Producer های ترنس هستند. یک مثال عالی در این مورد آلبوم نیمه ترنس Maddona به نام Ray Of Life در سال ۱۹۹۸ است که تقریباً نیمی از Track های این آلبوم، آشکارا ترنس می باشد.

به عنوان ابهام آمیز ترین سبک موسیقی Dance شاید ترنس را به عنوان یک سبک Melodic و کم و بیش آزاد موسیقی و استنتاج شده از House بتوان معرفی کرد. با این که تعریف صریح و روشنی برای ترنس وجود ندارد، آهنگ های این سبک معمولاً با در دسترس بودن و داشتن خصوصیات Anthemic، Epic، Rifting و Psychedelic مشخص می شوند. به عنوان یک نقطه شروع، یک Track ترنس اساسی شامل یک ملودی منحصر به فرد که بر روی یک لاین Bass قرار دارد، یک پشت زمینه Drum (که اغلب شامل Snare ها و Kick ها برای وجه بخشیدن به لحظات مهم می شود)، و شاید یک یا دو صدای صوتی برای تأمین بافت و بالابردن کیفیت ریتم، می شود.

بهترین تعریف برای موسیقی ترنس، موسیقی Dance مبتنی بر Anthem ها و Rift ها که میتواند پر انرژی تر هم باشد. مشابه با موسیقی Classical Organ یک Track ترنس اغلب شامل Chord های Minor و Major برای ایجاد صدای حماسی(Epic) است. بیشتر آهنگ های ترنس مبنی بر Beat های ۴/۴ ساخته می شوند و همچنین اکثر آهنگ های ترنس رو به تعالی می روند.
امروز تو کشور خودمون هم مینونیم به چهره ایی همچون مهران عباسی،آرون حسینی ،کوشان حداد و...اشاره نمود.
آمنه صدری
کاربر فعال | ۲۳ | ۷۴ | ۲ شهریور ۱۳۹۳
چه جوری میشه فهمید که استعداد نواختن کدوم سازو بهتر و بیشتر داریم؟
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۴ شهریور ۱۳۹۳
مدرسه کلاب
آمنه صدری : 

چه جوری میشه فهمید که استعداد نواختن کدوم سازو بهتر و بیشتر داریم؟
مدرسه کلاب
برای انتخاب کلاس، ابتدا توجه کنید که به چه نوع موسیقی علاقمند هستید. موسیقی ایرانی بیشتر می پسندید یا کلاسیک؟ برای انتخاب کلاس می توانید به آموزشگاه بیایید، با مربیان صحبت کنید و در کلاس های آموزشی آنان سازها را از نزدیک ببینید.

بهر صورت هزینه تهیه ساز نیز در این انتخاب بسیار مهم است. سازهای ایرانی عمدتا از سازهای کلاسیک ارزان تر هستند.
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۴ شهریور ۱۳۹۳

1- از چه سنی کودکان می توانند موسیقی را شروع کنند؟
یادگیری موسیقی از سنین 4 سالگی به وسیله "آموزش موسیقی کودکان (ارف)" امکان پذیر است. کودکان از 6 سالگی به بعد قادر هستند که مستقیما سر کلاس های ساز رفته و آموزش ببینند. با توجه به انرژی زیاد کودکان و عدم تمرکز آنان در انجام کارهایی که تمرکز زیاد نیاز دارد، نبایستی انتظار پیشرفت فوری از آنان داشت.

2- یادگیری موسیقی برای من دیر نیست؟
یادگیری در هیچ سنی دیر نیست. تمرین مرتب روزانه و کمی صبر فراموش نشود!

3- چه مقدار تمرین روزانه لازم است؟
مقدار تمرین برای هر شخص بسته به زمان آزاد وی دارد. اما بطور میانگین روزی نیم ساعت تا یک ساعت تمرین، بهترین بازدهی را دارد.

4- آیا استعداد برای پیشرفت در موسیقی به من کمکی می کند؟
استعداد به مجموعه آموزش های ناخود آگاه که شخص قبلا داشته است، گفته می شود. (آموزش ناخودآگاه: شنیدن موسیقی در خانواده، نوازندگی یا خوانندگی توسط اعضای خانواده). برای یادگیری موسیقی معلم خوب و تمرین کافی و دقیق مهم است. آموزش ناخودآگاه یا استعداد درصد بسیار پایینی در فراگیری موسیقی دارد. به عبارت دیگر حتی اگر بسیار با هوش باشید و تمرین نکنید، پیشرفت نخواهید کرد..

5- آیا گواهینامه در پایان ترم می دهید؟
در پایان دوره با نظر مربی از طرف آموزشگاه گواهینامه داده می شود.

6- چه وقت دوره آموزشی موسیقی تمام می شود ؟
موسیقی (یا هر هنر دیگری) مانند نردبان بی انتها است. هر مقدار که پیشرفت می کنید، مقدار بیشتری از پله ها را می بینید. اگر منظور دوره مبتدی است، بطور میانگین دوره ابتدایی برای ساز یا آواز معمولا 8 ماه تا 1 سال است. (این زمان بسته به مقدار تمرین هر هنرجو متفاوت است)

7- آیا سنتور یا پیانو از ویلن سخت تر است؟
خوب نواختن هر سازی به دو عامل زمان و تمرین نیاز دارد. سازهایی مانند پیانو یا سنتور از آنجا که از قبل کوک شده اند، در ابتدا صدایی بسیار دلنشین تر دارند. اما سازی مانند ویلن که هنرجو خود بایستی صدای مورد نظر را ایجاد کند کمی سخت تر بنظر می رسد.

8- فراگیری چه سازی آسان است؟
هیچ سازی آسان یا سخت نیست و برای نواختن هر کدام بایستی روزانه تمرین کنید.

9- به موسیقی بسیار علاقمند هستم اما نمی دانم که چه سازی را برای فراگیری انتخاب کنم؟
برای انتخاب کلاس، ابتدا توجه کنید که به چه نوع موسیقی علاقمند هستید. موسیقی ایرانی بیشتر می پسندید یا کلاسیک؟ برای انتخاب کلاس می توانید به آموزشگاه بیایید، با مربیان صحبت کنید و در کلاس های آموزشی آنان سازها را از نزدیک ببینید.
بهر صورت هزینه تهیه ساز نیز در این انتخاب بسیار مهم است. سازهای ایرانی عمدتا از سازهای کلاسیک ارزان تر هستند.

10- فرزند من تمرین نمی کند. چه کنیم؟
کودکان همواره بازیگوش هستند و نباید از آنان انتظار داشت که بتوانند ساعات زیادی را صرف تمرین ساز کنند. می توانید با نشستن کنار وی بهنگام تمرین یا فراگیری همزمان با فرزند خود، او را برای نواختن بیشتر تشویق کنید. زمان تمرین را به زمان های کوتاه تر و چندین نوبت در روز تقسیم کنید.

11- آیا کلاس های موسیقی شما تضمینی است؟.
ما فقط معلمین خوب را تضمین می کنیم. تمرین روزانه با شما است.

12- نحوه برگزاری کلاس های موسیقی به چه صورت است؟ آیا خصوصی است؟ هفته ای چند جلسه می باشد؟
ساعت کلاس های موسیقی بطور معمول هفته ای یک روز است. بصورت خصوصی (تک نفره) و هر جلسه نیم ساعت است. کلاس های آموزشگاه پارت بطور معمول هفته ای 1 جلسه است. بصورت خصوصی و هر جلسه نیم ساعت است. در این 30 دقیقه مدرس درس های قبلی داده شده و نحوه نواختن شما را کنترل می کند و در صورت صحیح بودن و تمرین مناسب شما، درس جدیدی به شما می دهد. در طی هفته می بایست روزی نیم ساعت تا 1 ساعت در منزل تمرین کنید.
شهریه کلاس ها 220000 تومان برای هشت جلسه می باشد. کلاس های ارف بصورت ترم های سه ماهه، هفته ای یک جلسه 1 ساعت و شهریه آن 270000 تومان برای 12 جلسه است
می توانید در کلاس های شناخت موسیقی که در دو جلسه 2 ساعته برگزار می شود، شرکت کنید و قبل از ثبت نام، در مورد انتخاب ساز با اساتید مشاوره کنید.

13- شیوه آموزش برای ساز یا آواز چگونه است؟ آیا در طی دوره آموزشی ناگهان درس ها سخت می شود؟ شیوه آموزشی برای همه سازها به تدریج و از آسان به دشوار می باشد. در صورت تمرین مرتب روزانه و فراگیری کامل درس ها ، درس های جدید بسیار ساده خواهند بود.
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۵ شهریور ۱۳۹۳
هر سازی با توجه به مشخصات ساختمانی و فیزیکی خود، دارای یکسری از توانایی هایی اجرایست که وجود همین توانایی ها درهرسازباعث بوجود آمدن تکنیک های مختلف در نواختن آن ساز می گردد و البته هر چه این توانایی ها و تکنیک های مرتبط با آنها در ساز بیشتر باشد، دوره یادگیری سازطولانی تر، مشکل تر و پرهزینه ترمی گردد. نمونه بسیار آشکار این مورد ویولن است که تمامی این موارد برای آن صدق می کند.
براي آنکه از امکانات اجرايي سازها آگاهي يابيد، سعي کنيد به قطعات تکنيکي سازهاي مورد علاقه خود گوش دهيد وبا تکنيک هاي مختلف نوازندگي آنها حتي بصورت سطحي و نه بصورت کاملا دقيق، آشنا شويد.

- از ديگر مواردي که در انتخاب سازها بايد به آن توجه داشت، نقش وميزان حضورسازها درگروه نوازي ها وهمينطورارکستر است. بطور کلي در گروه نوازي ها مي توان ازسازهاي مختلف استفاده نمود، اما بعضي از سازها با توجه به خصوصياتشان، مورد استفاده بيشتري در گروه نوازي ها يا ارکستر دارند.

اين امر درانتخاب ساز يکي از موارد مهم مي باشد، زيرا به عنوان" يک امکان" براي نوازنده مطرح مي گردد، سازي که در ارکستريا گروه نوازي بيشتراستفاده مي گردد، داراي طيف وسيعتري از قطعات مي باشد که در آنها از آن ساز استفاده شده واز جنبه ديگر نيز، بدليل وجود همين امکان، نوازندگان اين دسته ازسازها مي توانند در فضاي گسترده تري جوياي شغل وکسب درآمد ثابت از طريق نوازندگي درارکسترها و گروه هاي موسيقي گردند.

از طرف ديگر تعداد نوازندگان هرگروه ساز که بطورثابت، به استخدام ارکستر در مي آيند جزو مسائل تاثير گذار درانتخاب سازهاست، زيرا هرچه در يک ارکستر به تعداد بيشتري از نوازندگان يک ساز نياز باشد احتمال و امکان کاريابي براي آنها بيشتر است.

زيلوفون معمولآ کاربرد کمتري در اجراها دارد.
براي مثال اکسيلوفون بسيار بندرت و کم در ارکستر استفاده مي گردد وهمچنين دراغلب مواقع استفاده از آن در ارکسترنيز، به بيش از يک نوازنده آن در موسيقي مورد اجرا، نيازي نيست.

به هر حال بايد توجه داشت، که مسائل درآمدي و معيشتي نوازندگان و هنرمندان جزو"امورلاينفک" زندگي آنهاست و به سادگي نمي توان از کناراين دسته از مسائل گذشت و آنها را ناديده گرفت، در غير اينصورت وضعيتي پيش مي آيد که هنرمند براي تامين معيشتي زندگي خود به کارهاي فرعي وغيرهنري روي مي آورد و اين امر باعث افول وضعيت هنري او مي گردد.

- بسياري از اوقات قيمت پايه سازها، ازعوامل بسيارتاثير گذار در انتخاب سازتوسط هنرجويان مي باشد. عملا سازهايي که داراي قيمت پايه بالايي هستند، کمتر توسط افراد با وضعيت مالي کم در آمد يا متوسط خريداري مي گردند و آنها توان خريد اين دسته از سازها را ندارند وتازه به علت وجود قيمت پايه بالا اين دسته سازها، اگر خريداري نيز از طرف اين دسته از افراد با وضعيت مالي گفته شده نيز صورت پذيرد، آنها نمي توانند ساز با کيفيت بالايي را تهيه کنند و اين امر باعث مي شود تا بسيار از افرادي که استعداد نوازندگي دارند از يادگيري آن محروم بمانند.

از طرف ديگر، همانطور که امروز شاهديم، انتخاب و خريد اين دسته از سازها توسط قشر مرفه اي از جامعه ما بصورت يک ژست در آمده و باعث گرديده تا اين سازها بعد از مدت کوتاهي، بصورت يکي از اجزاي دکوراسيون خانه در آيند.

براي مثال مي توان پيانو را در نظر گرفت که نمونه بسيار خوبي براي اين قضيه است. افراد بيشماري که داراي علاقه و استعداد دراين ساز هستند يا از نواختن آن محروم شده اند يا مجبور به تمرين با ارگ هاي الکتريکي شده اند.

- وجود و تعدد آموزشگاهها ومراکزآموزشي وهمچنين هنرآموزاني که ساز مورد علاقه شما را تدريس مي کنند، در طول زمان دوره آموزش ساز، ميزان اطلاعات و مهارت هاي فراگرفته شده نوازندگي بسيار موثر است. براي مثال،" درحال حاضر" نوازنده، مدرس و مرکزي که در آن ساز هارپ تدريس گردد درکشور ما نادر است و وجود يک يا دو مدرس در يک ساز نيز، براي يادگيري در سطوح بالا وهمچنين پاسخگويي به نيازها نيز ناکافي است
آیلین مظفری
کاربر فعال | ۱۴۲ | ۲۷۵ | ۸ شهریور ۱۳۹۳
لطفا در مورد آواز ایرانی هم صحبت کنید
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
باشه، حتما
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۲ شهریور ۱۳۹۳
آواز ایرانی
آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:

آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم)
آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم)
آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم)
آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)
آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون، (درجه چهارم)
 

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید