۹٫۱k

آموزش احترام گذاشتن به دیگران و عذرخواهی‌کردن به کودکان

عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

بسیاری از والدین هرگز به رفتارهای بد فرزندشان واکنش نشان نمی‌دهند و کم‌سن‌بودن او را توجیه کننده رفتارهایش می‌دانند. در مقابل، پدر و مادرهایی هستند که فرزندشان را در مقابل هر خطای کوچکی وادار به عذرخواهی می‌کنند. در‌این باره با دکتر محمدرضا خدایی، روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی گفت‌وگو کردیم.


از چه سنی باید به بچه‌ها آموزش دهیم که عذرخواهی کنند؟


هر انسانی باید از مراحل مختلف رشدی عبور کند تا به بزرگسالی برسد. این مراحل رشد شامل رشد جسمی، جنسی، روانی و اجتماعی است. اگر دوران شیرخوارگی را کنار بگذاریم، کودک از ۳ سالگی تا ۷ سالگی و بعد از ۷ تا ۱۱ سالگی در دوران کودکی به سر می‌برد. از ۳ تا ۷ سالگی یعنی سنین پیش از دبستان کودک تفکر شهودی دارد، فکرهای عمیق ندارد و در کارهای خود، بی‌منطق است. علاوه بر این خودش را مرکز عالم می‌داند و تصور می‌کند همه باید مطیع او باشند و همه‌چیز را از آن خود می‌داند. نکته مهم‌تر اینکه کودک خوب و بد را به صورت انتزاعی در نظر نمی‌گیرد و کارهایی را که انجام می‌دهد خطا نمی‌داند. اما از سن ۶ سالگی به مرور زمان خوب و بد را می‌شناسد و منطق کم‌کم در افکار و اعمالش شکل می‌گیرد. در سنین کودکی، بچه‌ها همه‌چیز را بزرگ‌تر از حد واقعی‌اش در نظر می‌گیرند و به بیان دیگر همه‌چیز در نظر بچه‌ها غلوشده است بنابراین والدین باید بدانند در این سنین بچه‌ها را زیاد تنبیه یا تشویق نکنند چون بسیار مضر است.


  با توجه به ویژگی‌هایی که از دوران کودکی ذکر کردید، کودکان بسیاری از کارهای خود را بد نمی‌دانند، بنابراین چگونه باید به آنها یاد بدهیم که عذرخواهی کنند؟


بچه‌ها در سنین کودکی بیشتر به رفتار پدر و مادرشان توجه دارند به عنوان نمونه اگر پدر پشت تلفن به دوستش دروغ بگوید، دروغ گفتن برای بچه‌ نهادینه می‌شود و احساس نمی‌کند اگر دروغ گفت باید عذرخواهی کند. والدین لازم است جلوی فرزندشان به صورت غیرمستقیم عذرخواهی کنند تا بچه یاد بگیرد اگر کار بدی انجام داد لازم است عذرخواهی کند. البته این عذرخواهی باید به صورت معقول باشد نه غلوشده.


  آقای دکتر! شما گفتید که والدین باید به صورت غیرمستقیم به بچه‌ها عذرخواهی را یاد بدهند. لطفا در این‌باره بیشتر توضیح دهید.


اگر کودک، کاری کرده که در جامعه عرف نیست و کار بدی تلقی می‌شود والدین باید بدون اینکه شخصیت بچه‌ را زیر سوال ببرند یا احساس منفی به کودک منتقل کنند به عنوان نمونه به?جای بیان الفاظی مانند «تو بچه‌ بدی هستی»، «دیگر دوستت ندارم» به کودک خود بگویند «تو خوبی ولی این کارت اشتباه بوده» یا «اگر من جای تو بودم، می‌گفتم ببخشید» علاوه بر این والدین باید در نظر داشته باشند همان‌طور که نباید شخصیت کودکشان را زیر سوال ببرند نباید نسبت به رفتار او بی‌تفاوت باشند و هر کاری کرد به رویش نیاورند. روش‌های غیرمستقیم دیگر که والدین باید از آن طریق به کودکشان عذرخواهی‌کردن را بیاموزند، «نقاشی کشیدن» و «داستان اسباب‌بازی‌ها» است. در روش نقاشی کردن، اتفاقی که سبب شده کودک کار زشتی انجام دهد را نقاشی می‌کنیم. به عنوان نمونه اگر کودک در مدرسه با دوستش دعوا کرده و او را کتک زده، این اتفاق را با کمک بچه نقاشی می‌کشیم و یک کودک گریان را ترسیم می‌کنیم و از کودک می‌پرسیم: «اگر بخواهیم دوستت لبخند بزند باید چه کار کنی؟» و آن زمان عذرخواهی را به او یاد می?دهیم. در روش داستان اسباب‌بازی‌ها نیز مشابه نقاشی کردن، از شخصیت‌های داستانی استفاده می‌کنیم و یک داستان تعریف می‌کنیم و از فرزندمان می‌خواهیم در مورد آن کار بد قضاوت کند. ممکن است پاسخ کودک، عذرخواهی نباشد. والدین باید به او کمک کنند تا به این نتیجه برسد.


  در چه زمانی باید از کودک به صورت مستقیم بخواهیم عذرخواهی کند؟


اگر کودک با روش‌های غیرمستقیم که در بالا ذکر شد، عذرخواهی کرد لازم است او را تشویق و یک هدیه کوچک برایش تهیه کنید. اما اگر کودک واکنش مثبتی نشان نداد یا سن کودک در حدی بود که خوب و بد را تشخیص بدهد و کارش خیلی بد بود به صورت مستقیم از او بخواهید که عذرخواهی کند. اما والدین باید توجه داشته باشند که این تقاضا همراه با خشم و خرد کردن شخصیت کودک نباشد. به عنوان نمونه «تو بچه خوبی هستی ولی انتظار من از تو این نبود» یا «من تو را دوست دارم اما این رفتارت خیلی زشت بود باید عذرخواهی کنی» یا «حتما خسته بودی یا حواست نبوده که چنین رفتاری را مرتکب شدی» بعد از کودک بخواهید که عذرخواهی کند و سپس بگویید از دوستت می‌پرسم عذرخواهی کردی یا نه!


  گاهی اوقات بچه‌ها در میهمانی، کار خطایی را انجام می‌دهند و والدین در جمع از آنها مصرانه می‌خواهند که عذرخواهی کنند. آیا این رفتار صحیح است؟


نکته مهم در مورد عذرخواهی‌ این است که نباید غلو شده یا کم باشد. پدر و مادر باید توجه داشته باشند برای یک اشتباه کوچک فرزندشان نباید از او بخواهند یک عذرخواهی جدی انجام دهد و او را سرزنش کنند. یا برعکس اگر کودک کار بسیار بدی انجام داده، بی‌تفاوت باشند و هیچ واکنشی نشان ندهند. بنابراین اگر کودک در میهمانی‌ یک کار بدی انجام داد و این کارش عمدی بود باید خیلی محکم و نه با احساس خشم و تنفر، از او بخواهید که عذرخواهی کند. اما اگر کار کودک غیرعمدی بود و درک درستی از آن کار نداشت باید به صورت غیرمستقیم از او بخواهید که عذرخواهی کند. به عنوان نمونه بگویید: «خاله، من به جای پویا می‌گویم ببخشید، حواسم نبود» اما گاهی اوقات بچه‌ها متوجه کاری که می‌کنند نیستند یا سن آنها به درک خیلی مسایل نمی‌رسد. به‌عنوان نمونه اگر یک کودک ۴ یا ۵ ساله پایش را در جمع دراز کرد نباید او را دعوا کنید و از او بخواهید از همه افراد حاضر در جمع با یک احساس منفی عذرخواهی کند. این کار باعث می‌شود اعتماد به نفس او کم شود و احساس حقارت کند و حالت وسواس‌گونه در رفتارش به وجود ‌آید. در برخی از موارد نیز پدر و مادر عذرخواهی‌کردن را به فرزندشان یاد نمی‌دهند اما در جمع برای اینکه دیگران نگویند چه پدر و مادر بی‌تفاوتی، از کودکشان سوءاستفاده می‌کنند و در مورد هر اشتباه کوچک فرزندشان او را وادار به ‌عذرخواهی می?کنند. این کار نیز اشتباه است و کودک را دچار عقده می?کند.


  آیا باید تفاوتی بین عذرخواهی کودک از والدین خود با دیگر افراد وجود داشته باشد؟


در وهله اول کودک باید احترام گذاشتن را یاد بگیرد و بداند هر شخص چه جایگاهی دارد. پدر و مادر باید به فرزند خود بیاموزند که پدر و مادر یک حرمتی دارند، دوست یک حرمتی دارد، معلم جایگاه ویژه?ای دارد، خواهر و برادر نیز از جایگاهی برخوردارند و این احترام را کودک از والدینش می‌آموزد. زمانی که کودک جایگاه اشخاص را درک کرد، نحوه برخوردش با افراد مختلف نیز تفاوت می‌کند. بنابراین والدین باید در کنار رفتار مناسب خود، با بیان مثبت و دوستانه، احترام گذاشتن و عذرخواهی کردن از دیگران را به فرزندشان یاد بدهند.


  آقای دکتر! بسیاری از کودکان به رغم رفتار مناسب والدین‌شان اصرار دارند که کار بدشان را تکرار کنند و عذرخواهی نمی‌کنند. در چنین مواقعی والدین چگونه باید رفتار کنند؟

در چنین مواقعی والدین باید نه واکنش مثبت نشان دهند و نه منفی. بی‌توجهی شاید کارساز باشد. اما اگر بچه‌ها باز هم اصرار به خطا داشتند، تنبیهاتی که جنبه جسمی ندارد، مناسب خواهد بود. این تنبیه‌ها نباید مسائل اولیه زندگی مانند غذا خوردن را دربرگیرد بلکه باید قول‌هایی را که والدین به فرزندشان داده‌اند، محدود کند.


آموزش احترام گذاشتن به دیگران و عذرخواهی‌کردن به کودکان
زهرا احمدی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۴۲۲ | ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۱۲ شهریور ۱۳۹۳







آموزش احترام به کودکان


راه های مختلفی وجود دارد تا از طریق آن به کودکان یاد بدهیم که چطور به سایرین احترام بگذارند. والدین عادت دارند همه چیز را به فرزندانشان امر کنند: "همانطور که من می گویم باید رفتار کنی"، "باید به مادرت احترام بگذاری." و .... در واقع، والدین میتوانند دستورات خود را به کودکان تحمیل کنند، اما نمی توانند آنها را به احترام گذاشتن امر کنند. ما می توانیم فرزندانمان را وادار کنیم آنطور که ما می خواهیم رفتار کنند، اما نمی توانیم مجبورشان کنیم که به ما و بقیه مردم احترام بگذارند. احترام را باید به دست آورد.


احترام فقط با خوب و مهربان بودن به دست نمی آید. البته خوب بودن هیچ اشکالی ندارد، اما پدر یا مادری که با خوبی و مهربانی بیش از حد با فرزندانش رفتار می کند، مطمئناً فرزند یکدنده و سخت گیری بار خواهد آورد. کسب احترام به چیزی فرای خوب و مهربان بودن صِرف نیاز دارد.


ترفند دیگری برای کسب احترام وجود دارد: والدین سعی می کنند با گوشزد کردن خطاهای فرزندانشان باعث شوند آنها بهتر رفتار کنند. این اصلاً روش مناسبی نیست. کودکان وقتی احساس میکنند از آنها انتقاد شده و طرد شده اند، هیچ انگیزه ای برای بهتر شدن ندارند. وقتی کودکان مورد انتقاد قرار می گیرند، به جای اینکه بهبود یابند، سعی می کنند خودشان یا دیگران را محکوم کنند.


کودکان یاد می گیرند به کسانی احترام بگذارند که به آنها احترام می گذارند. افرادی که بیشتر مورد احترام هستند، از ترکیبی منحصر به فرد از دوست داشته شدن و ایجاد محدودیت به طریقی محکم اما مهربانانه استفاده می کنند. بااینکه کودکان تصور می کنند هیچ نیازی به پند و اندرز ندارند، اما اگر این نصیحت ها در قالب یک رابطه ی محبت آمیز و حمایت کننده باشد، می تواند آنها را به داشتن رفتارهای مناسب و خوب تحریک کند. کودکان به محدودیت نیز احتیاج دارند، اما این محدودیت ها هم می تواند با نرمی، مهربانی و احترام برای آنها گذاشته شود.


مثلاً اگر کودکی شروع به آزار و اذیت و زدن خواهرش می کند، پدر یا مادر می تواند به طرق مختلف عکس العمل نشان دهد. می تواند کودک را زده و بگوید: " چه کار داری می کنی؟ ول کن خواهرت را...". مطمئناً این روش به کودک احترام گذاشتن را یاد نمی دهد. از طرف دیگر، پدر یا مادر فهمیده می تواند دست کودک را بگیرد و به او بگوید: "ما هیچوقت نباید به کسی صدمه بزنیم و بقیه را آزار بدهیم. می شه به من بگی چه چیز تو را ناراحت کرده است؟" والدین عاقل و فهمیده برای فرزندانشان محدودیت ایجاد میکنند اما این کار را بدون کتک زدن و آزار دادن کودک انجام می دهند.


کودکان زمانی یاد میگیرند به سایرین احترام بگذارند که افرادی که برایشان مهم هستند، الگویی از احترام گذاشتن باشند. اگر کودکان ببینند که ما که نزدیک ترین افراد به آنها هستیم، به دیگران و ارزشهایمان احترام می گذاریم، به نفعشان خواهد بود. ما می توانیم مدام درمورد چنین الگوهایی با کودکانمان صحبت کنیم و این نمونه های اخلاقی را تحسین کنیم. و برعکس می توانیم افرادی را که اذیتمان می کنند یا با ما فرق دارند ـ مردمانی از کشوری دیگر، با اعتقادات یا باورهایی متفاوت- را پیش آنها نکوهش کنیم. احترام گذاشتن ما به افرادی که با ما فرق دارند خود می تواند نمونه ای برای الگوپذیری کودکان باشد.


این به آن معنا نیست که با آنچه بقیه مردم انجام می دهند یا باور دارند هم عقیده ایم. باید برای آنها توضیح دهیم که هر انسانی می تواند باور خاص خود را داشته باشد، و با اینکه کاملاً متضاد باور ماست ما باید به او و اعتقاداتش احترام بگذاریم.


برای یاد دادن طریقه ی احترام گذاشتن، ما باید عیوب و اشتباهات خود را به راحتی قبول کنیم. اگر بی دلیل کودکمان را تنبیه کردیم، یا اگر کوتاهی در حق او انجام دادیم، از او معذرت خواهی کنیم و بخواهیم که ما را ببخشند.


احترام مبنای رابطه های مستحکم و پردوام است و می تواند نتیجه طبیعی برخورد و رفتار صحیح والدین با کودکانشان باشد.


افرادی که بیش از همه به آنها احترام میگذارید چه کسانی هستند؟ چه کرده اند تا توانسته اند احترام شما را جلب نمایند؟


به چه راه هایی به کودکانتان احترام می گذارید؟ (آیا به حرف هایی که می زنند با احترام گوش می دهید؟ آیا سعی میکنید با آنها وقتتان را بگذرانید؟ آیا سعی می کنید به علایق آنها احترام بگذارید؟)


 


بهترین راه نشان دادن احترام به فرزندتان چیست؟


وقتی مردم بیش از آنچه هستند ادعا میکنند که خوب هستند، ما اشکالات آنها را بیشتر می بینیم. وقتی به قصور و اشتباهاتشان اعتراف می کنند، ما بیشتر از آنها چشم پوشی می کنیم، به خصوص وقتی میدانیم سعی میکنند بهتر باشند. آیا شما هم کوتاهی ها و اشتباهاتتان را با کودکانتان درمیان می گذارید و از آنها درخواست کمک می کنید؟ مثلاً ممکن است بگویید: "من وقتی خسته ام خیلی زود عصبانی میشوم و  سرت داد می زنم و آنطور که باید و شاید به تو محبت نمی کنم. امیدوارم تو من را ببخشی و کمی تحملم کنی."

گاهی برخی والدین آنقدر فهمیده اند که مشکلاتشان را نیز با فرزندانشان مطرح میکنند. "من روز بدی داشتم، کاش کمی مراعاتم کنی تا من چیزی نگویم که ناراحت شوی." اما والدین نباید کودک را از وضعیت سلامتی خود نگران کنند. پس بهتر است بعد آن بگویند: " اگر چند ساعت استراحت کنم حالم خوب می شود و با هم به کارها می رسیم."
محمد صابری
کاربر فعال | ۱۲ | ۲۲ | ۲۱ تیر ۱۳۹۴
:معذرت خواهی از کودک

براي سلامت فرزندتون روزي يكبار بهشون بگيد نميدونم ميرم سوال ميكنم بهت ميگم، و هفته يي يكبار ازش معذرت بخوايد تا كودك به اين نتيجه برسه تنها نادان ناتوان اشتباه كار عالم من نيستم والدين من كه خدايان من هستند هم گاهي نميدونند يا نميتونند.

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید