۳۷٫۹k
 

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۸ دی ۱۳۹۲
 76% ثروتمندان ورزش میکنند. اما فقط 23% فقرا ورزش میکنند.
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۱۳ بهمن ۱۳۹۲
به نظر شما ثروتمندان ایران به طور معمول از چه راهی ثروت خود را به دست آورده اند؟ ۸۳ درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی اعلام کردند که ثروتمندان ایران ثروت خود را از طریق "رانت و رابطه" بدست آورده‌اند.برنامه زنده تلویزیونی پایش دیشب در سوال خود از خبرگان اقتصادی نحوه ثروتمند شدن ایرانیان را به نظرسنجی گذاشت. سوال نظرخواهی از خبرگان به این شرح بود : به نظر شما ثروتمندان ایران به طور معمول از چه راهی ثروت خود را به دست آورده اند ؟۸۳ درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی اعلام کردند که ثروتمندان ایران ثروت خود را از طریق "رانت و رابطه" بدست آورده‌اند. ۱۲ درصد نیز به "کار و تلاش" و ۵ درصد نیز به "بخت و اقبال" رای دادند.تعدادی از نمایندگان مجلس، مدیران ستاد اقتصادی دولت و وزارتخانه ها، مدیران شرکت‌های خصوصی و دولتی، استادان دانشگاه و خبرنگاران اقتصادی رسانه ها، در این نظرسنجی شرکت کردند.نظرسنجی عمومی این برنامه که نیم میلیون شرکت کننده داشت نیز به این شرح بود : اگر ثروتی افسانه ای داشته باشید، چه نوع خانه و خودرویی می خرید؟۱- اشرافی و لوکس ۲- در حد متعارف.در پایان این برنامه ۶۹ درصد از شرکت کنندگان گزینه دو را انتخاب کردند و ۳۱ درصد نیز به خرید خودروهای لوکس و اشرافی رای دادند.
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۱۳ بهمن ۱۳۹۲
ده تفاوت بیل گیتس و بابک زنجانی

یک: بیل گیتس نابغه بود و از نوزده سالگی بدون سرمایه کارش را با برنامه نویسی کامپیوتر شروع کرد و بطور مداوم میلیاردر ماند. بابک زنجانی از دوره سربازی با صد میلیون تومان که همزمان با رانندگی رییس بانک با دلار فروشی به دست آورده بود شروع کرد و بعد از شش سال ورشکسته و زندانی شد و بعد دوباره خرید و فروش پوست کرد و ناموفق بود و بعد با جابجا کردن پول و طلای دولتی در عرض سه سال میلیاردر شد.دو: وقتی بیل گیتس میلیاردر شد، کشورش ثروتمندتر شد، وقتی بابک زنجانی میلیاردر شد، باعث شد ارزش پول کشورش پائین بیاید و فقیر شود.سه: همه می دانند بیل گیتس چگونه پولدار شده و هیچ کس هم مخالف ثروتمند شدن او نیست، اما هیچ کس نمی داند بابک زنجانی چگونه پولدار شده و هیچ کسی هم مدافع ثروتمند شدن او نیست.چهار: بیل گیتس در ۱۹ سالگی یک شرکت با سه کارمند ایجاد کرد و امروز ۱۰۰ هزار حقوق بگیر دارد، بابک زنجانی در ۱۹ سالگی کارش را به تنهایی شروع کرد و بعد از بیست سال ۷۰ شرکت را با پول خود دولت از دولت خرید و حالا ۱۷ هزار حقوق بگیر دارد.پنج: فروش محصولات بیل گیتس در همه جای دنیا آزاد است، حتی کشورهایی که با آمریکا رابطه تجاری ندارند، فعالیت بابک زنجانی در همه جای جهان ممنوع است، حتی کشورهایی که با ایران رابطه تجاری دارند.شش: وقتی بیل گیتس میلیاردر شد، مردم جهان آگاه تر و خوشبخت تر شدند، وقتی مردم ایران بدبخت تر شدند، بابک زنجانی میلیاردر شد.هفت: بیل گیتس راست راست راه رفت و میلیاردر شد، بابک زنجانی اقتصاد جهان را دور زد و میلیاردر شد.هشت: تنها خلافی که بیل گیتس در عمر چهل ساله تجاری اش انجام داده سرعت در رانندگی است، تنها خلافی که بابک زنجانی جز دادن رشوه، قاچاق، پولشویی، اختلاس، خرید و فروش غیرقانونی، خریدن دولت و مجلس انجام نداده تخلف رانندگی است، چون راننده دارد.نه: بیل گیتس در عرض سی سال صدها میلیون صد دلار جمع کرد تا میلیاردر شد، بابک زنجانی در سه سال صد تا یک میلیارد دلار پول دولتی جابجا کرد تا میلیاردر شد.ده: بیل گیتس سی سال است میلیاردر است و همیشه هم یک جور لباس می پوشد و با زن کارمندش ازدواج کرده و سه تا بچه دارد که هیچ کس نمی داند چه شکلی هستند و چه می کنند، بابک زنجانی سه سال است میلیاردر است و صد جور لباس پوشیده و با صد تا فوتبالیست و هنرپیشه با اسلحه و پشت موتور و جلوی هواپیما عکس گرفته و حتی کسی نمی داند اسم واقعی اش چیست.یازده: میلیاردر شدن بیل گیتس بخاطر اختراع و تولیدی بود که باعث شد صدها میلیون نفر کار پیدا کنند، میلیاردر شدن بابک زنجانی باعث شد صدها هزار نفر در ایران شغل شان را از دست دادند و اقتصاد صدها میلیون نفر در جهان با مشکل مواجه شد.دوازده: برای بیل گیتس فرق نمی کرد که رئیس جمهور یک نابغه باشد یا یک احمق، او در هر حال میلیاردر می شد، ولی بابک زنجانی فقط زمانی میلیاردر شد که یک احمق به قدرت رسید.نتیجه گیری اخلاقی:نزدیک ترین راه میلیاردر شدن این است که چند میلیارد پول دولت را بردارید و پس ندهید
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۱۳ بهمن ۱۳۹۲
هی وای خدایا
فریبا عمرانی
کاربر فعال | ۱۲۴ | ۳۱۹ | ۱۴ بهمن ۱۳۹۲
جالب بود!
نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۱۹ بهمن ۱۳۹۲
 تصاویری از خانه های میلیاردرهای تهران

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند

کاری که پولدارها هر روز انجام میدهند ولی فقیرترها انجام نمیدهند


لیلا -
کاربر فعال | ۱۳۴ | ۳۱۲ | ۲۱ بهمن ۱۳۹۲
6 نکته مهم برای کسانی که برنده قرعه کشی می شوند !


شاید باور نکنید که بسیاری از افرادی که برنده قرعه کشی ها شده اند به دلایلی که در زیر می آوریم ، نه تنها وضع زندگی شان بهتر نشده است ، بلکه بدتر هم شده است !
در شرایطی به سر می بریم که امکان ندارد تلوزیون را روشن کنید و یک شرکت یا بانک را در حال تبلیغ جوایزی چند میلیون تومانی نبینید ، صرفنظر از اینکه این روش غلط است یا درست ، ما با بررسی کسانی که برنده قرعه کشی ها شده اند ، این 6 توصیه مهم را گردآوری کرده ایم و امیدواریم با رعایت کردن آن دچار مشکلات عمده ای که برندگان قرعه کشی به آن دچار شده اند نشوید .

شاید باور نکنید که بسیاری از افرادی که برنده قرعه کشی ها شده اند به دلایلی که در زیر می آوریم ، نه تنها وضع زندگی شان بهتر نشده است ، بلکه بدتر هم شده است !
این واقعا سخت است که پولی را که هیچکدام از ما به خواب هم ندیده ایم ، یک شبه مالک شویم. برای اینکه بدانیم بعد از برنده شدن چه کنیم تا یک شبه آنرا نبازیم ، این 6 مورد را برای شما آماده کرده ایم.

قدم اول : شغل خود را رها نکنید
ما ایرانی ها متاسفانه کمی جوگیر هستیم ! بدترین کاری که یک نفر که یک شبه به دهها میلیون تومان دست یافته میتواند انجام دهد این است که تصمیم حساب نشده ای بگیرد و ماهها خود را گرفتار مسائل پیش پا افتاده کند.
اتفاق خاصی نیفتاده ، شما برنده قرعه کشی شدید و فعلا پول دارید ، ولی فعلا و ممکن است یکسال دیگر همه این پول خرج شده باشد. روز اول و هفته اول هیچ کاری انجام ندهید. خیلی از مردم کارشان را زمین میگذارند و حتی قبل از دریافت پول ، شروع به خرج کردن میکنند. اولین کاری که باید انجام دهید این است که کنار بنشینید و هیچ کاری نکنید تا جایزه به دست تان برسد.

قدم دوم : به کسی نگویید!
عاقلانه ترین کار برای یک برنده قرعه کشی این است که تا حد ممکن این موضوع را مخفی نگه دارد. وقتی به همه اعلام عمومی می کنید چه اتفاقی می افتد؟ همه بستگان و دوستان فکر میکنند که به پول زیادی رسیده اند و شما هم فکر میکنید نسبت به همه آنها مسئول هستید. سعی کنید قبل از هر چیز اولویت های خود را بسنجید.

یک هشدار بسیار مهم : اگر شرکت یا بانک از شما خواست در مصاحبه شرکت کنید و برنده شدن خود را اعلام کنید ، به هر نحوی شده از این کار سر باز بزنید و به بهانه های مختلف حاضر به مصاحبه نشوید

البته یک دلیل دیگر هم وجود دارد ، بسیاری از شرکت های سرمایه گذاری در صورتی که شما خود را معرفی کنید پاشنه در خانه شما را در می آورند. برای آنها شما یک فرد بی اطلاع از وضعیت سرمایه گذاری هستید که نمی دانید با پولتان چکار کنید ، و اتفاقا همه آنها از همین در وارد می شوند که می خواهند به شما کمک کنند تا از این سرگردانی دربیایید !

قدم سوم: شروع به مشاوره و تحقیق کنید
با گمنام ماندن ، میتوانید بی سروصدا و در حالت عادی ، به تحقیق بپردازید و با افراد خبره - بدون اینکه بگویید برنده شده اید - مشورت کنید. البته مهمترین اولویت شما باید این باشد که از چند مشاور قوی استفاده کنید و در نهایت خودتان جمع بندی کنید.
بستگی دارد چقدر بدانید ، اما حداقل یک سال زمان میبرد تا به این توان برسید که چگونه می شود بهترین استفاده را از پول کرد . هرگز برای خرج کردن پول یا سرمایه گذاری عجله نکنید ، می دانم خیلی سخت است ولی تلاشتان را بکنید.
فقط هرجایی بدنبال مشاور نگردید. از دوستان و آشنایان شروع کنید ببینید در اطراف آنها چه کسی به خوبی هم به قوانین کشور آشنایی دارد و هم سواد اقتصادی دارد. یک جلسه ملاقات با او بگذارید و از اینجا شروع کند.

قدم چهارم: حالا جایزه خود را نظم دهید
خب حالا وقت آن است که بین این موارد یک نظم مشخص برقرار کنید :
- بدهی ها
- سهم دوستان و نزدیکان
- انجام کار خیر یا حداقل یک دهم جایزه
- سرمایه گذاری
- انجام یک سری کارهای محدود که اگر هیچ کدام از 4 مورد بالا نبود انجام می دادید - تاکید می کنم محدود -

قدم پنجم : توی چشم نباشید
متاسفانه یکی از ویژگی های بد ما ایرانی ها چشم و هم چشمی است ، تا برنده می شود می خواهد چشم دخترخاله و پسر عمه و با جناقش را در بیاورد ! یک ماشین گران قیمت می خرد ولی نمی داند که ماشین گران قیمت ، خرج گران قیمت هم دارد و پژو و سمند و پراید نیست که عوض کردن روغن آن نهایتا 80-90 هزارتومان شود ، و همه زندگی اش را می دهد تا آن ماشین را حفظ کند و روز به روز بی پول تر و بدهکار تر می شود.
پس لطفا این اخلاق ها را کنار بگذارید و بدانید هر چه کمتر در چشم باشید و بخواهید چشم دیگران را دربیاورید ! بهتر می توانید از جایزه تان استفاده کنید.

قدم ششم : این یک اتفاق بود
یکی از موارد مهمی که در روحیه برندگان به آن برخوردم این بود که برندگان بعد از مدتی - مخصوصا بعد از خرج کردن پول - دچار افسردگی می شوند ، برای خودم خیلی جالب بود که چرا این اتفاق می افتد ، دلیل کاملا مشخص است ، آنها برنده می شوند ، شادی شان به سقف می رسد ! پول خرج می شود و غصه دار می شوند !
فراموش نکنید که قرعه کشی یک چیز همیشگی نیست ، عادت نکنید که زندگی تان روی قرعه کشی و برنده شدن بچرخد ، این را از ذهنتان پاک کنید که باز هم می توانید برنده شوید ، چون دچار افسردگی می شوید.
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۳ بهمن ۱۳۹۲
به محض اینکه قرعه کشی برنده شدم حتما این نکاتو رعایت میکنم
مهدی د
کاربر فعال | ۲۴۴ | ۴۹۸ | ۱۷ تیر ۱۳۹۳
10 کاری که افراد موفق برای رسیدن به آرزوهایشان انجام می‌دهند
کتابخانه‌هایمان را پر کرده‌ایم از انواع و اقسام کتاب‌های مربوط به موفقیت و عادات و رفتارهای افراد موفق. این کتاب‌ها را می‌خوانیم و سعی می‌کنیم در زندگی‌هایمان از آنها استفاده کنیم. بیشتر وقت‌ها این عادات کارایی ما را در زندگی بالا برده و زندگی‌مان را بهتر می‌کنند. اما مقاله امروز ما در این رابطه نیست. درمورد این نیست که افراد موفق چه می‌کنند، در مورد این است که این افراد قبلاً چه کرده‌اند.
در زیر به ۱۰ کاری اشاره می‌کنیم که افراد موفق برای رسیدن به موفقیتی که الان از آن بهره می‌برند انجام داده‌اند.
۱. بهانه نیاورده‌اند.
همه ما دو صدا داریم. یک صدایی که به شما می‌گوید سخت تلاش کنیم، روی کار کنونی‌مان تمرکز کنیم و قبل از اینکه به سراغ کار بعدی برویم اول این را تمام کنیم. یک صدای دیگر هم داریم که به ما می‌گوید دست کشیده، استراحت کنیم، تلویزیون نگاه کنیم یا در اینترنت بچرخیم.
ما در زندگی قربانی ناعدالتی هستیم، ممکن است ترفیعی باشد که شایسته آن هستیم ولی به ما نمی‌دهند. هر چه و در هر موقعیتی هم که باشیم زمان‌هایی هم اتفاق می‌افتد که با ما با بی‌عدالتی رفتار می‌شود. ممکن است برای خودمان دلسوزی کنیم و یا همه اینها را فراموش کرده، به جلو برویم و از آن فقط بعنوان یک محرک یا انگیزه‌دهنده استفاده کنیم.
نلسون ماندلا می‌توانست به زندان افتادن خود را بهانه‌ای کند برای مغلوب شدن دربرابر عصبانیت خود. اما درعوض از آن به عنوان فرصتی برای مطالعه، رشد، یادگیری و در انتها آزادی همه استفاده کرد.
به بهانه‌هایتان گوش دهید. درک کنید که چرا این بهانه‌ها را دارید و بعد فکر کنید که چطور می‌توانید از آنها در جهت خوب استفاده کنید.
۲. فقط به آنها مربوط نبوده است.
موفقیت افرادیکه واقعاً در زندگی خود موفق بوده‌اند به این دلیل بوده است که نه فقط در زندگی خود بلکه در زندگی دیگران هم ایجاد تغییر کرده‌اند.
اگر چیزی که به شما انگیزه می‌دهد چیزی بزرگتر از رسیدن به مقصد و هدفتان باشد مطمئناً سخت‌تر، طولانی‌تر و بیشتر تلاش خواهید کرد.
درست است، وقتی هدف اولیه پول درآوردن را داشته باشیم، پول درخواهیم آورد. اما بعضی ممکن است از آن پول در راه درست استفاده کنند که بسیار عالی است اما همین پول درآوردن به تنهایی هیچ دستاورد خاصی به شمار نمی‌رود.
۳. صبح‌های زود و شب‌های دیر.
کسانیکه در زندگی خود به موفقیت دست یافته‌اند برای آن زحمت کشیده‌اند. این ممکن است به قیمت از دست دادن بقیه قسمت‌های زندگی‌شان مثل خانوداه یا زندگی اجتماعی‌شان تمام شده باشد. اما ماموریت آن الزامی بوده است و تا زمانیکه به آن دست پیدا نکرده‌اند بقیه چیزها برایشان بی‌اهمیت می‌شود.
مطمئناً سخت‌کوشی هیچ جایگزین دیگری ندارد.
۴. بهترین وسیله.
انرژی وسیله‌ای بسیار وسیع است که معمولاً درمورد آن صحبت نمی‌شود. بله از انرژی به شکل سوخت و برق همه جا صحبت می‌شود اما منظور ما سطح انرژی انسان‌هاست.
واقعیت این است که هر چه انرژی بیشتری داشته باشیم، تمرکز کردن برایمان ساده‌تر خواهد شد و کیفیت کارمان بالاتر خواهد رفت.
یکی از رموز موفقیت ریچارد برانسون حفظ تناسب‌اندام عالی برای خود بود. اینکه از نظر جسمی متناسب باشیم، گردش‌خون ما به سمت مغز را بهتر کرده، هوشیاری‌مان را بیشتر کرده و تمرکزمان را بالاتر می‌برد. اینکه ورزش را بخشی از زندگی خود کنید، احتمال موفقیت شما را بالاتر خواهد بود.
۵. اصول.
چرچیل اصولی برای خود داشت. تفاوت او با بقیه آدمها این است که او به هر قیمتی که شده به اصول خود پایبند می‌ماند.
شما چه اصول و قوانینی برای خود دارید؟ هر کسی باید اصولی برای خود داشته باشد و بر طبق آنها زندگی کند.
یکی از اصول شرکت اپل این بوده است که دنیای تکنولوژی را تغییر دهد و با بیرون دادن هر کدام از محصولاتشان می‌بینیم که بر این اصل پایبند هستند.
برای خود قوانینی طراحی کنید که شما را در زمان‌های سخت هدایت کنند. این قوانین به هیچ قیمتی نباید تغییر کند.
۶. تردید، اما ایمانی ناگسستنی.
همه ما زمان‌هایی درگیر تردید می‌شویم. حتی بهترین ما شک می‌کنیم که به آرزویمان می‌رسیم یا نه. چیزی که افراد واقعاً موفق را از آنهایی که هیچوقت به قدرت واقعی خود نرسیدند متمایز می‌کند داشتن ایمانی ناگسستنی به این حقیقت است که کاری که می‌کنند درست است.
حتی اگر زمان‌هایی دچار تردید شوند، خیلی زود از این حالت بیرون می‌آیند، درحالیکه بقیه اسیر آن تردید شده و دست از ادامه راه می‌کشند.
شما هم می‌توانید لحظات تردید خود را داشته باشید، چون انسان هستید. اما نباید بگذارید آن تردید بر شما غلبه کند. باید بگذارید آن تردید به شما انگیزه دهد که ثابت کنید خوش‌بینی‌تان درست بوده است.
۷. یک دلیل.
بسیاری از دستاوردهای دنیا توسط مردان و زنانی صورت گرفته که امنیت نداشته و چیزی برای ثابت کردن به دیگران داشته‌اند و می‌خواسته‌اند از وضعیت کنونی خود ارتقاء یافته و بالاتر روند.
دلیل آبراهام لینکلن مربوط به نگاه دیگران به او و نگاه خودش به خود بود. وقتی بقیه او را پسری فقیر و بی‌سواد می‌دیدند، او در خود توانایی رسیدن به جایگاهی بالاتر را می‌دید، حتی بااینکه فقط با کمک خود می‌توانست به آن مرحله دست یابد. او نیاز به تغییر را هم می‌دید. ملتی که ادعای آزادی داشت ولی آزاد نبود. او اشکالی پایه‌ای در آن وضعیت می‌دید و می‌خواست آن را تغییر دهد. چرای او مربوط به خودش نبود به همین دلیل او را به یکی از مردان بزرگ تاریخ تبدیل کرد.
شما هم باید چرای خودتان را پیدا کنید. باید وقتی بقیه خوابند کار کنید، زندگی امن خود را به خطر بیندازید و آنقدر پیش روید که به مقصدتان برسید.
۸. زمانی تحمل کردند که بقیه ناامید شده بودند.
کسی که دست از دنبال کردن آرزوی خودش کشیده چطور می‌تواند بداند که برای رسیدن به موفقیت چه مقدار زمان نیاز داشته است؟ مطمئناً هیچکس چنین توانایی ندارد. ممکن است فردا باشد، ممکن است ده سال دیگر.
آنچه که افراد موفق را از دیگران جدا می‌کند این واقعیت است که آنها هیچگاه دست از آرزویشان نمی‌کشند. برای آنها ناامیدی هیچوقت یک انتخاب نیست. فقط زمانی متوقف می‌شوند که به مقصدشان رسیده باشند. و حتی در آن زمان هم یک ماموریت جدید برای خود ترتیب می‌دهند.
مثلاً نلسون ماندلا را در نظر بگیرید. در سال‌های ابتدای زندگی‌اش نبود که به موفقیت دست پیدا کرد. بعد از تلاش و گذشت سالهای بسیار به مقصد خود رسید. آن هم زمانی که بقیه دست از راه کشیده بودند. به این دلیل به مقصد نرسید که بهترین بود، بهترین بود چون صبر و تحمل بالایی داشت.
هیچکس نمی‌داند کی به موفقیت می‌رسد. پس با ناامید شدن و صرفنظر از ادامه راه شکستتان را تضمین نکنید. می‌توانید خودتان را سازگار کنید، تغییر دهید یا تکمیل شوید اما هیچوقت ناامید نشوید.
۹. مردم بزرگ به طور خستگی‌ناپذیری هنر و صنعت آنها را بررسی کردند.
تونی گوین و مایک تایسون به اندازه بقیه افراد روی کار خود مطالعه کردند. گوین ساعت‌ها وقت خود را صرف بررسی کار رقیبان خود کرده بود. الگوهای آنها را مطالعه می‌کرد. او ورزشکارترین فرد آن دوران نبود اما در کار خود، بیسبال، بهترین بود.
وقتی مردم به تایسون فکر می‌کنند، به یک حیوان فکر می کنند. چیزی که اصلاً نمی‌بینند مطالعات اوست. هیچکس به اندازه مایک تایسون درمورد بوکس مطالعه نداشت. هیچکس به اندازه او فیلم بوکس تماشا نکرده بود. او اول یک دانش‌آموز بود بعد یک بوکسر.
این ورزشکاران حرفه‌ای فیلم تماشا می‌کردند، ما برای تکمیل کار و صنعت خودمان چه باید بکنیم؟
خودم را مثال می‌زنم. بیشتر کار من مربوط به نویسندگی و تناسب‌اندام است. به همین دلیل روی این دو موضوع مطالعه می‌کنم. کتاب‌هایی درمورد اینکه چطور می‌توانم نویسنده بهتری شوم و راه‌های ارتباط با خواننده مطالعه می‌کنم و کتاب‌های نویسنده‌هایی را می‌خوانم که از من بهتر هستند. اگر موضوع کارتان فروش است باید کتاب‌هایی در این زمینه بخوانید. اگر بازاریاب هستید، زمینه مطالعه‌تان باید همین باشد.
اگر به دنبال موفقیت هستید، باید در زمینه کارتان مطالعه داشته باشید و آن را به طور کامل بررسی کنید.
۱۰. خطر کردن.
اگر خطر نکنید، هیچ پاداشی در انتظارتان نخواهد بود. آنهایی که به موفقیت واقعی دست پیدا کرده‌اند بیشتری از دیگران خطر کرده‌اند.
میلیاردها نفر در طول تاریخ بوده‌اند که توانایی رسیدن به موفقیت را داشته‌اند، چه هوش بوده یا استعدادشان، در هر حال این توانایی را داشته‌اند. چیزی که نداشته‌اند شجاعت لازم برای خطر کردن زندگی‌شان بوده است. همچنین اخلاق کاری لازم برای شناختن استعدادشان را هم نداشته‌اند.
«بدترین تراژدی زندگی یک استعداد هدررفته است.»
آرزوی بزرگ و شجاعانه شما ممکن است ازدواج با دختر آرزوهایتان و تشکیل خانواده با او باشد. خطری که باید بکنید ممکن است ترک کاری که عاشقش هستید برای حمایت از او و خانواده‌تان باشد. آرزوی شما ممکن است کمک به میلیون‌ها انسان برای داشتن زندگی بهتر و سالمتر باشد. آرزویتان هر چه که باشد باید فرصت کافی برای شناخته شدن به او بدهید.
اگر واقعاً می‌خواهید با پاداش روبرو شوید، باید ریسک کنید.
آرزویتان را پیدا کنید. بعد برای رسیدن به آن همه چیز را به خطر بیندازید.
مامان هانی
کاربر فعال | ۶۸ | ۸۸ | ۱۷ اسفند ۱۳۹۳
اِیمی مورین در کتاب «13 کاری که افراد قوی انجام نمی‌دهند» به برخی از این موارد اشاره کرده است. افرادی که از نظر ذهنی قوی هستند، اختلال خلقی مانند استرس و اضطراب ندارند:

1. آن‌ها زمان را صرف تاسف خوردن نمی‌کنند. آن‌ها برای شرایطی که دارند تاسف نمی‌خورند. در عوض، به دنبال راه‌های جایگزین می‌گردند.

2. قدرت خود را از دست نمی‌دهند. اجازه نمی‌دهند که دیگران آن‌ها را کنترل کنند.

3. از تغییر خجالت نمی‌کشند. آن‌ها در برابر تغییرات مثبت انعطاف‌پذیر هستند.

4. انرژی خود را صرف کارهایی نمی‌کنند که نمی‌توانند آن را کنترل کنند. چیزهایی مانند ترافیک، یا یک کیف گمشده ارزش صرف انرژی را ندارند.

5. نمی‌شود همه را خشنود نگه داشت. آن‌ها به خوبی می‌دانند که نمی‌توان همه را خشنود نگه داشت. آن‌ها سعی می‌کنند که مهربان باشند.

6. از ریسک‌هایی که در آن همه چیز تخمین زده شده ترسی ندارند. ریسکی که حساب نشده باشد ارزشی ندارد. اما اگر همه چیز را از قبل حساب کردید، نگران نباشید.

7. گذشته‌ها گذشته؛ نگویید که ای کاش الان وضعیت مانند قبل بود. می‌توان از گذشته درس گرفت، اما نمی‌توان وضعیت حاضر را کتمان کرد.

8. یک اشتباه را تکرار نمی‌کنند. کافی است از گذشته درس بگیرید.

9. از موفقیت دیگران ناراحت نمی‌شوند. افراد موفق از پیروزی‌های دیگران خوشحال می‌شوند. آن‌ها راه پیروزی آن شخص را بررسی می‌کنند.

10. پس از اولین شکست ناامید نمی‌شوند.

11. از تنهایی بیم ندارند. گاهی اوقات، سکوت و تنهایی بسیار مفید است. تنهایی هم می‌توان خوشحال بود.

12. فکر نمی‌کنند که جهان به آن‌ها بدهکار است. قرار نیست که دیگران در برابر او موظف به انجام کاری باشند.

13. منتظر نتایج فوری نیستند. شاید کاری انجام داده‌اند و منتظر نتیجه آن هستند. ممکن است یک بیماری باشد یا یک معامله تجاری. آن‌ها زمان و مهارت را به کار می‌گیرند تا نتیجه مشخص شود.
smh
کاربر فعال | ۰ | ۱ | ۲۵ خرداد ۱۳۹۴
چیکارست؟؟؟؟
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۲۶ خرداد ۱۳۹۴
مدرسه کلوب
smh : 

چیکارست؟؟؟؟
مدرسه کلوب
صفحه اول کامل نوشتم دیگه
 

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید