۲۲۰٫۲k
 

زنگ تفریح :دی

نغمــــــــــــــــــه وکیلی
کاربر فعال | ۱۸۶ | ۵۴۳ | ۲۵ آبان ۱۳۹۲

ﯾﻪ ﻧﻔﺮ (!) ﺑﺎ ﺯﻧﺶ ﻣﯿﺮﻥ ﭘﯿﮏ ﻧﯿک
ﺯﻥ: ﺑﺸﯿﻨﯿﻢ ﺯﯾﺮ ﺍﻭﻥ ﺩﺭﺧﺖ
ﻣﺮﺩ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ! ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻣﻦﺗﺮﻩ ! ﺯﻭﺩ ﭘﺘﻮ ﺭﻭ ﺑﻨﺪﺍﺯ! ـ
ﺯﻥ: ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﻬﻤﻮﻥ !ـ
ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﭘﺘﻮ ﺭﻭ ﭘﻬﻦ ﻣﯽﮐﻨﻪ ﻭ ﻣﯽﺷﯿﻨﻨﺪ
ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ! ـ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﻪ ﮐﺎﻣﯿﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ ﻃﺮﻓﺸﻮﻥ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺑﻮﻕ ﻣﯿﺰﻧﻪ،
ﺍﻭﻧﺎ ﺍﺯ ﺟﺎﺷﻮﻥ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ، ﮐﺎﻣﯿﻮﻧﻪ ﻫﻢ ﻓﺮﻣﻮﻧﻮ ﻣﯿﭙﯿﭽﻮﻧﻪ
ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺩﺭﺧﺖ.
ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻣﻦﺗﺮ ! ﺍﮔﻪ ﺯﯾﺮ
ﺍﻭﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻻﻥ ﻫﺮ ﺩﻭﻣﻮﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
ﺷﻮﻫﺮﯼ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﺮﺩ:
ﺳﻼﻡ، ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺎﻡ ﺧﻮﻧﻪ. ﻟﻄﻔﺎً ﻫﻤﻪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﮐﺜﯿﻒ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺸﻮﺭ ﻭ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﻡ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻦ!
ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﻧﯿﻮﻣﺪ!
ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ:
ﺭﺍﺳﺘﯽ! ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺣﻘﻮﻗﻢ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻣﺎﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ!
ﻫﻤﺴﺮ:
ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ! ﻭﺍﻗﻌﺎً؟
ﺷﻮﻫﺮ:
ﻧﻪ، ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺸﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺍﻭﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺳﯿﺪﻩ!
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺍﺳﻤﺲ ﻣﯿﺪﻩ
ﺍﻻﻥ ﺯﺩﻩ:
ﺳﻼﻡ ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﻧﺎﻥ ﺑﺨﺮﯼ؟؟
ﻣﻨﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺯﺩﻡ:
ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﺎﻃﺮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻃﻠﺐ ﻧﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ ^___^
ﭘﺪﺭ ﭼﻨﺪ ﻋﺪﺩ ﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﺎﻃﺮ ﻃﻠﺐ ﮐﻨﻢ؟ ^___^
ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ :
ﭘﺪﺭ ﺳﮓ ﻣﻨﻮ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ . ﺍﮔﻪ ﺟﺮﻋﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻪ ...
ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﺧﺍﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻓﺖ؟

شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
دوستم اومده با عصبانیت می گه این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمی شه

بیا تو باهاش حرف بزن …

نفهمیدم داره به من فحش می ده یا به یارو !!!!
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
یارو و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای شوهرش می‌گذاره که: منو فردا ساعت 6 بیدار کن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه شوهرش براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو ساعت شیشه...!
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
سوالات رایج مربوط به موبایل:

سال ۷۶ : آنتن دهی ش چطوره؟

سال ۷۹ : چقدر شارژ نگه میداره؟

سال ۸۲ : دوربینم داره؟

سال ۸۵ : دوربینش چند مگا پیکسله؟

صداش چطوره؟

سال ۸۸ : تاچه؟یا از این معمولیاس؟

سال ۹۱ : اندرویده؟

. .

سال ۹۴ : هوشمنده؟ یا معمولیه؟

سال ۹۷ : اخلاقش چطوره؟!

سال ۱۴۰۰: درکت میکـنــه ؟! یا نه؟

سال ۱۴۰۳: به اندازۀ کافی بهت توجه میکنـه؟

یا میخوای باهاش به هم بزنی؟

والا…!
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۷ آذر ۱۳۹۲
پل هوایی ساختن که آدم جونش در امان باشه
ولی شب که میخوای رد شی انقدر سیبیل کلفت اون بالا خوابیده
که اگه از وسط اتوبان با چشم بسته رد بشی سالم تر میرسی مقصد
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۷ آذر ۱۳۹۲
یه پسر 12 ساله پست گذاشته:
امروز دستِ عشقم را در دستِ دیگری دیدم…
از عشق متنفرم و دیگر عاشق نمیشوم
کسی میدونه دسته ی پلی استیشن این بچه کجاست !؟
لیلا حاجی زاده
کاربر فعال | ۲۳ | ۴۷ | ۲۷ آذر ۱۳۹۲
مدرسه کلاب

شاهرخ . : 
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺍﺳﻤﺲ ﻣﯿﺪﻩ
ﺍﻻﻥ ﺯﺩﻩ:
ﺳﻼﻡ ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﻧﺎﻥ ﺑﺨﺮﯼ؟؟
ﻣﻨﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺯﺩﻡ:
ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﺎﻃﺮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻃﻠﺐ ﻧﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ ^___^
ﭘﺪﺭ ﭼﻨﺪ ﻋﺪﺩ ﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﺎﻃﺮ ﻃﻠﺐ ﮐﻨﻢ؟ ^___^
ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ :
ﭘﺪﺭ ﺳﮓ ﻣﻨﻮ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ . ﺍﮔﻪ ﺟﺮﻋﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻪ ...
ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﺧﺍﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻓﺖ؟

مدرسه کلاب

نغمــــــــــــــــــه وکیلی
کاربر فعال | ۱۸۶ | ۵۴۳ | ۲۷ آذر ۱۳۹۲
مدرسه کلاب

شاهرخ . : 
دوستم اومده با عصبانیت می گه این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمی شه

بیا تو باهاش حرف بزن …

نفهمیدم داره به من فحش می ده یا به یارو !!!!

مدرسه کلاب

شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۷ آذر ۱۳۹۲
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۷ آذر ۱۳۹۲
كلاس نهضت سواداموزي لرها:
براي صدمين بار بامن تكرار كنيد كشاورزان در مزرعه كار ميكنند،



لرها: خداقوت..:)))))))))
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۸ آذر ۱۳۹۲
ﻃﺮﻑ ﺭﻓﺘﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼﺑﺎﺑﺎﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺎ ﻟﭗ ﺗﺎﭖ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﻥ، ﻣﻦﺍﻫﻞ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻣﺤﻠﯽ ﻭ ﺍﯾﻨﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﯾﻮﺯﺭ ﭘﺴﻮﺭﺩﻓ ﯿ ﺴ ﺒ ﻮﮐ ﺖ ﺭﻭ ﺑﺰﻥ
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۸ آذر ۱۳۹۲
روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند. ناگهان خرسی در مقابل آنها ظاهر شد ..یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از خرس سریعتر بدود.مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از خرس سریعتر بدوم. فقط کافیست از تو سریعتر بدوم ..!:))و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۳۰ آذر ۱۳۹۲
دانشمندان لر کشف کردن که : خورشید، روزها بی جهت روشنه! در اصل باید شب ها که تاریکه روشن باشه!
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۳۰ آذر ۱۳۹۲
رفته بودم آمپول بزنم...
یه دختره اومد آمپولمو بزنه...معلوم بود تازه کاره!
همینجوری که سرنگو گرفته بود..
لرزون لرزون اومد سمتم و گفت:
"بسم الله الرحمن الرحیم”
از ترس گفتم: "اشهدان لااله الاالله”
انقدر خندید که نتونست آمپول بزنه
خداروشکریکی دیگه اومد زد
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۳ دی ۱۳۹۲
داداشم با بابام دعواش شد رفتم جداشون کنم بابام یه چک هم به من زد گفت تو هم دست کمی از اون نداری!!!!!
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۳ دی ۱۳۹۲
یه ﺭﻭﺯ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ

ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﻻﻡ ﺁﻗﺎ

ﻣﺘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﺳﻼﻡ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﻠﺖ ﺩﺍﺭﯼ . .!؟

ﻣﺘﺼﺪﯼ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﻠﺖ ﭼﯿﻪ . . !؟

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﻠﺖ ، ﺩﯾﻠﺖ ﺩﯾﻠﺖ ﺩﺍﻥ ﺩﯾﻠﺖ !

ﺩﻭﻥ ﺩﻭﻧﯿﻪ ! ﺩﻭﺭﺵ ﻧﻮﺍﺭه . .

ﺭﯾﯿﺲ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﻠﺖ ﭼﯿﻪ . .!؟

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﻠﺖ ، ﺩﯾﻠﺖ ﺩﯾﻠﺖ ﺩﺍﻥ ﺩﯾﻠﺖ

ﺩﻭﻥ ﺩﻭﻧﯿﻪ ! ﺩﻭﺭﺵ ﻧﻮﺍﺭ ﺁﺑﯿﻪ . .

ﺭﯾﯿﺲ ﻣﯿﮕﻪ : ﻭﺍﻻ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻢ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﯽ . .

ﺍﻣﺎ ﯾﻪ کارمندﻣﻮﻥ ﻫﺴﺖ ﺍﻭﻧﻢ ﻣﺜﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﺑﻮﻧﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ . .

ﺑﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﮐﻤﮑﺖ ﮐﻨﻪ . .!

ﺁﻗﺎ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﻪ ﮐﺎﺭمندش ﻣﯿﮕﻪ ﺑﯿﺎﺩ . .

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﻻﻡ

اونم ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﻻﻡ

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﻠﺖ ﺩﺍﺭﯼ . .!؟

ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﻠﺖ ﭼﯿﻪ ؟!

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﻠﺖ ، ﺩﯾﻠﺖ ﺩﯾﻠﺖ ﺩﺍﻥ ﺩﯾﻠﺖ

ﺩﻭﻥ ﺩﻭﻧﯿﻪ ! ﺩﻭﺭﺵ ﻧﻮﺍﺭ ﺁﺑﯿﻪ . .

ﻣﯿﮕﻪ : ﺁﻟﻪ ﺁﻟﻪ ﻣﻨﺪﻭﻟﺖ ﺩﯾﻠﺖ ﺑﻮﺩ !

ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎﻟﻢ ﺑﻼﺩ . .

ﻣﯿﺮﻩ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺍﻧﺒﺎﺭ

ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﯾﮑﯽ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﺮﺍﺵ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ ﺗﻮﯼ ﭘﻼﺳﺘﯿﮏ . .

ﻭ ﺑﺶ ﻣﯿﺪﻩ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪ . .!

ﺭﯾﯿﺲ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺪﻭﻥِ ﮐﻪ ﺩﯾﻠﺖ ﭼﯿﻪ . .

کارمندشو صدا میکنه و بهش ﻣﯿﮕﻪ :

ﺩﯾﻠﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﻪ ؟

ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﻠﺖ ، ﺩﯾﻠﺖ ﺩﯾﻠﺖ ﺩﺍﻥ ﺩﯾﻠﺖ

ﺩﻭﻥ ﺩﻭﻧﯿﻪ ! ﺩﻭﺭﺵ ﻧﻮﺍﺭ ﺁﺑﯿﻪ . .

ﺭﯾﯿﺲ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍَﺍﺍﺍﺍﻩ ، ﺑﺮﻭ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﺸﻮ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺑﯿﺎﺭ ﺑﺮﺍﻡ !

ﮐﺎﺭﮐﻨﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍِااا ﺗﻤﻮﻡ ﺗﻮﺩ ! همون یه دونه مونده بود
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۳ دی ۱۳۹۲
یه جوری کدو تنبل رو نامگذاری کردن
انگار قبلش کدو باپشتکار هم وجود داشته!
مثلا کدوئه پا میشده جفتک مینداخته ..!
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۴ دی ۱۳۹۲
اﮔﻪ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﻋﺮﺏ ﺑﻮﺩ،
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. ﺳﯿﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻭ ﻣﯿﮕﻔﺖ: < ﻫﺬﺍ="" ﻣﻦ="" ﻓﻀﻞ="" ﺭﺑﯽ="">>
 

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید