۲۲۰٫۱k
 

زنگ تفریح :دی

نغمــــــــــــــــــه وکیلی
کاربر فعال | ۱۸۶ | ۵۴۳ | ۲۵ آبان ۱۳۹۲

ﯾﻪ ﻧﻔﺮ (!) ﺑﺎ ﺯﻧﺶ ﻣﯿﺮﻥ ﭘﯿﮏ ﻧﯿک
ﺯﻥ: ﺑﺸﯿﻨﯿﻢ ﺯﯾﺮ ﺍﻭﻥ ﺩﺭﺧﺖ
ﻣﺮﺩ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ! ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻣﻦﺗﺮﻩ ! ﺯﻭﺩ ﭘﺘﻮ ﺭﻭ ﺑﻨﺪﺍﺯ! ـ
ﺯﻥ: ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﻬﻤﻮﻥ !ـ
ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﭘﺘﻮ ﺭﻭ ﭘﻬﻦ ﻣﯽﮐﻨﻪ ﻭ ﻣﯽﺷﯿﻨﻨﺪ
ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ! ـ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﻪ ﮐﺎﻣﯿﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ ﻃﺮﻓﺸﻮﻥ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺑﻮﻕ ﻣﯿﺰﻧﻪ،
ﺍﻭﻧﺎ ﺍﺯ ﺟﺎﺷﻮﻥ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ، ﮐﺎﻣﯿﻮﻧﻪ ﻫﻢ ﻓﺮﻣﻮﻧﻮ ﻣﯿﭙﯿﭽﻮﻧﻪ
ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺩﺭﺧﺖ.
ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻣﻦﺗﺮ ! ﺍﮔﻪ ﺯﯾﺮ
ﺍﻭﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻻﻥ ﻫﺮ ﺩﻭﻣﻮﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ
لیلا حاجی زاده
کاربر فعال | ۲۳ | ۴۷ | ۱۹ آذر ۱۳۹۲
مدرسه کلاب

نغمــــــــــــــــــه وکیلی : 
یه مغازه هست که روش نوشته اسنک اسنک کتلت...

کاش پول داشتم مغازه ی بغلش رو میخریدم و مینوشتم "کتلت به گوشم"

مدرسه کلاب

لیلا حاجی زاده
کاربر فعال | ۲۳ | ۴۷ | ۱۹ آذر ۱۳۹۲
مدرسه کلاب

علی  : 
مورد داشتیم به گرسنه سومالیایی ساقه طلایی دادن از تشنگی مرده!!!

مدرسه کلاب

لیلا حاجی زاده
کاربر فعال | ۲۳ | ۴۷ | ۱۹ آذر ۱۳۹۲

همشون جالب بود
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۰ آذر ۱۳۹۲
اصفهانیه تو اتوبوس بالا میاره. کیسه استفراغشو سوراخ سورخ میکنه از پنجره می گیره بیرون.
مسافرا اعتراض می کنن که چرا نمی ندازیش؟
میگه برنجاشو می خوام برا مرغامون


نغمــــــــــــــــــه وکیلی
کاربر فعال | ۱۸۶ | ۵۴۳ | ۲۰ آذر ۱۳۹۲
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۱ آذر ۱۳۹۲
بابام خیلی مرده سر ناهار دستم خورد به بطری آب همش ریخت تو غذاش هر کی بود یه چک میخوابوند زیرگوش بچه‌ش. ولی آقام نزد
.
.
.
.فقط بشقابشو باهام عوض کرد!!
سینا فرهمند
کاربر فعال | ۲۲۶ | ۴۸۵ | ۲۳ آذر ۱۳۹۲
 هنرنمایی در روزهای برفی


زنگ تفریح :دی
نغمــــــــــــــــــه وکیلی
کاربر فعال | ۱۸۶ | ۵۴۳ | ۲۳ آذر ۱۳۹۲

دم خونمون یه مهد کودک هست که یه ناظم زن غرغرو داره امروز صبح داد میزد:
امیرعلی نکن
امیرعلی ندو
امیرعلی یاشارو نزن
یهو بابام قاطی کرد سرشو از پنجره برد بیرون داد زد:
امیر علی توله سگ دهن ما رو سرویس کردی یه جا بتمرگ دیگه کره خر
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۴ آذر ۱۳۹۲
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺗﻮ ﻗﺸﻢ ﻣﻌﻠﻤﻪ، ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﺵ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﻧﺸﺎﺀ ﺩﺍﺩﻩ
ﮐﻪ : ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍهید ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻩ شوید؟

80 ﺩﺭﺻﺪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯾﻢ ﻗﺎﭼﺎﻗﭽﯽ ﮔﺎﺯﻭﺋﯿﻞ ﺑﺸﯿﻢ
|:
20 ﺩﺭﺻﺪ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯾﻢ ﭘﻠﯿﺲ ﺑﺸﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻗﺎﭼﺎﻗﭽﯽ ﻫﺎﯼ
ﮔﺎﺯﻭﺋﯿﻞ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﮐﻨﯿﻢ !! |:
مرضیه قربانی
کاربر فعال | ۲۰۲ | ۵۲۴ | ۲۵ آذر ۱۳۹۲
نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۲۵ آذر ۱۳۹۲
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۵ آذر ۱۳۹۲
یکی از استراتژی های مامانم
وقتی که گوشت خورشتاش کمه اینه که میگه:
گوشت زیاد ریختما،ولی گوشتش مال بره بوده آب شده!
حالا اون به کنار جالب تر از اون بابامه که میگه:
مهم خاصیتشه که رفته تو خورشت،عیبی نداره!
همینه ۲۵ ساله دارن به خوبی و خوشی با هم زندگی میکنن
خدایی الگوی مناسبی اند واسه زوج های جوان
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۵ آذر ۱۳۹۲
ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ ﺍﺳﺘﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﭘﺎﺭﻩ

ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ یا اتوبوس ﻫﺴﺖ ﺩﺭ هیچ عملیات مافوق سری نیست !
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
ولی من جای کیروش بودم، شب قبل بازی با آرژانتین چراغارو خاموش میکردم، میگفتم هرکی میخواد بره،بره.
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
برادر زادم هفت سالشه
داشته تکلیفشو انجام میداده قسمت جمله سازی نوشته : بابا باد داد
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
دیروز خواهرمو برده بودم پارک , برگشتنی اومدم سوار ماشینم شم دیدم 2 تا دختر 19-20 ساله پیش ماشینم وایستادن یکیشون داره تو آینه نگاه میکنه آرایششو درست میکنه ، یه ذره اونورتر وایستادم دیدم یه دفه دوستش منو دید گفت مهسا ماشینو که پارک کردی حالا بیا بریم دیگه!!!
مهسا دست کرد تو کیفشو گفت باشه فقط نمیدونم سوئیچ رو کجا گذاشتم!!!
من داشتم شاخ در میاوردم عجب فیلمی بازی میکردن، دزدگیر ماشینو زدم رفتم سوار شدم دیدم هردوتاشون قرمز شدن دارن میرن گفتم مهسا خانم کارم که تموم شد ماشینتونو میارم میزارم سر جاش
علی
کاربر فعال | ۱۷۷ | ۴۷۰ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
غضنفر برای بچش لالایی میخونده بچش میگه:
2دقیقه زر نزنی خودم خوابیدم
لیلا حاجی زاده
کاربر فعال | ۲۳ | ۴۷ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
مدرسه کلاب

علی  : 
دیروز خواهرمو برده بودم پارک , برگشتنی اومدم سوار ماشینم شم دیدم 2 تا دختر 19-20 ساله پیش ماشینم وایستادن یکیشون داره تو آینه نگاه میکنه آرایششو درست میکنه ، یه ذره اونورتر وایستادم دیدم یه دفه دوستش منو دید گفت مهسا ماشینو که پارک کردی حالا بیا بریم دیگه!!!
مهسا دست کرد تو کیفشو گفت باشه فقط نمیدونم سوئیچ رو کجا گذاشتم!!!
من داشتم شاخ در میاوردم عجب فیلمی بازی میکردن، دزدگیر ماشینو زدم رفتم سوار شدم دیدم هردوتاشون قرمز شدن دارن میرن گفتم مهسا خانم کارم که تموم شد ماشینتونو میارم میزارم سر جاش

مدرسه کلاب

شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۲۶ آذر ۱۳۹۲
اگه مجبورتون کنن بین عشقتون و یک میلیارد یکی رو انتخاب کنید؟!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
با اون یه میلیارد چیکار میکنین ؟!
 

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید