


در انتظار 3 مرداد و حضور دوباره در مدرسه بودیم و بلاخره روز طلایی فرا رسید. با کیف های پر از آرزوی خود و با شادی تمام در حالی که لبخندمان پشت ماسک ها پنهان شده اما چشم هایمان گویای همه چیز است در مدرسه حاضر شدیم.
پیش به سوی بازی های جدید.....
امروز با گوش هایمان فعالیت های بسیاری را انجام خواهیم داد.
این صدای چه حیوانی است؟ گوش هایمان را تیز کرده ایم و خوب دقت می کنیم..... بله شیر شیر.....گربه گربه.... و باز هم لبریز از هیجان هستیم.
این چه صدایی است؟؟ چه صدای آشنایی... صدای بارااااان........ صدای رودخانه.....
چه حیوانات جدیدی شناختیم...چقدر با طبیعت آشنا شدیم.... اکنون می توانیم تنها با گوش های خود دنیا را بشناسیم.
اکنون قرار است موزیسین شویم اما ابزار نوازندگی ما کجاست؟؟؟
لیوان های آب!!!! مگر همچین چیزی می شود؟؟؟ یعنی ما نوازندگان موسیقی آب هستیم؟؟
قطعا که در مهرآیین نشدنی وجود ندارد.
با دقت تمام به لیوان ها نگاه کردیم و با چوب های خود به روی آن ها ضربه زدیم.... چه صدایی.... خود را به دستان معلم و گوش هایمان سپرده و زیباترین صدا را نواختیم.
دوست نداریم از یکدیگر خداحافظی کنیم چون قرار است دوباره باز گردیم.
در حال بارگذاری نظرات...