الگوی حل مسأله
اکثر متخصصان آموزشى معتقدند که براى جذب بهتر محتواى آموزشى لازم است که شاگردان به صورت فعال، ديدهها، شنيدهها و تجارب خود را دربارهٔ محيط به نحوى تنظيم کنند که يافتهها و اطلاعات جزئي، بخشى از ساخت شناختى پايدار آنان شود. اين امر امکانپذير نيست، مگر اينکه شاگردان نسبت به اطلاعات و معلومات مورد نظر احساس نياز کنند.شاگردان در يادگيرى از طريق حل مسأله، با بهرهگيرى از تجارب و دانستههاى پيشين خود، دربارهٔ رويدادهاى محيط خود مىانديشند تا مشکلى را که با آن مواجه شدهاند به نحو قابل قبولى حل کنند.