فرض کنید در جلسه اولیا، معلم میگوید دخترتان در املا و ریاضی «متوسط» است. سر تکان میدهید، اما در ذهن شما تصویر دیگری هم هست: دختری که شبها پشت سر هم میپرسد «چرا؟»، با چند جعبه خالی یک شهر کوچک میسازد و وقتی بچهها سر بازی دعوایشان میشود، حرف را به توافق میرساند. این دو تصویر با هم جور درنمیآیند. پرسش اینجاست که مدرسهای که فقط نمره میبیند، کدامیک را میشناسد؟

این پرسش فقط دغدغه مادرانِ کودکانی با نمرههای متوسط نیست. حتی والدین دانشآموزان نمرهخوب هم گاهی نگراناند که فرزندشان فقط برای «درست جواب دادن» تشویق شود و علاقهها و تواناییهای دیگرش دیده نشود. در این مقاله میخواهیم با هم ببینیم مدرسه چطور میتواند تواناییهای کودک را بشناسد و شما بهعنوان والد، هنگام انتخاب دبستان یا گفتوگو با معلم، چه چیزهایی را بپرسید و ببینید.
پاسخ کوتاه: مدرسه چه زمانی تواناییهای کودک را میشناسد؟
مدرسه وقتی تواناییهای کودک را میشناسد که سه چیز را کنار هم داشته باشد: فرصتهای متنوع (نه فقط آزمون و تکلیف)، مشاهده منظم معلم در طول زمان و بازخوردی روشن که به کودک و خانواده برگردد. نمره بخشی از این تصویر است، ولی تصویر کامل نیست. هر مدرسهای که میخواهد استعداد دانشآموزان دبستانی را کشف کند، باید جز نمره، رفتار و تجربههای دیگر کودک را هم ببیند.
چرا نمره بهتنهایی تصویر کاملی نمیدهد؟
نمره میگوید کودک در یک زمان مشخص، در یک قالب مشخص، چقدر از یک محتوای مشخص را نشان داده است. این اطلاعات ارزشمند است و نباید کماهمیت شمرده شود. موفقیت درسی پایهای برای ادامه مسیر یادگیری است و کودکی که خواندن و نوشتن و حساب را خوب یاد نگیرد، در سالهای بعد با مشکل روبهرو میشود. پس بحث ما کمارزش کردن نمره نیست.
اما نمره چیزهایی را نمیبیند: اینکه کودک وقتی چیزی را نمیفهمد چطور پیگیری میکند، در گروه چه نقشی میگیرد، با مواد و ابزار چطور رفتار میکند، یا پس از شکست دوباره امتحان میکند یا نه. ممکن است دانشآموزی در آزمون کتبی مضطرب شود و کمتر از توانش نمره بگیرد، یا اصلاً در قالب آزمون فرصتی برای نشان دادن تواناییاش پیدا نکند.
کودک در یک قالب مشخص، چقدر محتوای درسی را یاد گرفته و بیان کرده است.
پشتکار، نقش در گروه، خلاقیت در ساختن، شیوه مواجهه با خطا و علاقههایی که بیرون از کتاب شکل میگیرند.
نتیجه اینکه مسئله «نمره یا استعداد» نیست. مسئله این است که فقط با نمره نمیشود همه چیز را فهمید و مدرسهای که میخواهد کودک را بشناسد، به منبعهای اطلاعاتی بیشتری نیاز دارد.
معلم از چه رفتارهای روزمرهای میتواند تواناییها را ببیند؟
شناخت تواناییها معمولاً از جزئیات روزمره شروع میشود، نه از یک آزمون ویژه. معلمی که حواسش جمع باشد، چند نشانه را دنبال میکند. هیچکدام از این نشانهها بهتنهایی حکم نیستند، اما کنار هم و در طول زمان، تصویر روشنتری میسازند:
کودک جزئیات را میبیند؟ تفاوتهای کوچک را متوجه میشود؟ به ترتیب و نظم کار توجه دارد؟
سؤالهایش فقط برای جواب گرفتن است یا به عمق مسئله میرود؟ بعد از پاسخ هم کنجکاو میماند؟
در بحث کلاسی و کار گروهی چه نقشی میگیرد؟ ایدهپردازی، هماهنگی، رهبری یا گوش دادن؟
وقتی راهحل اول جواب نمیدهد، رها میکند، کمک میخواهد یا راه دیگری امتحان میکند؟
در کدام فعالیتها بدون یادآوری وقت میگذارد؟ چه چیزی را به شکل خودش درمیآورد؟
مثلاً کودکی که در هر فعالیت، اول قطعات را مرتب میکند و بعد شروع میکند، چیزی از شیوه فکر کردنش نشان میدهد. کودکی که همیشه آخرین نفر دست بالا میبرد، اما سؤالش از همه عمیقتر است، چیز دیگری. این مشاهدهها در کارنامه جایی ندارند، ولی در کلاس واقعی فراواناند و فقط باید کسی آنها را ببیند و ثبت کند.
وقتی دنبال یک نمونه واقعی گشتیم
وقتی دنبال یک نمونه واقعی گشتیم
برای نوشتن این مقاله نمیخواستیم فقط حرف کلی بزنیم. مدرسهکلوب با مدرسه اتحاد نوین گفتوگو کرد و در این گفتوگو بهدنبال مدلی بود که شناخت تواناییهای کودک را فقط در نمره خلاصه نکند.
در این گفتوگو، مدرسه اتحاد نوین توضیح داد که معلمها دقت، خلاقیت، پرسشگری، مشارکت در کلاس، حل مسئله و علاقه دانشآموز به فعالیتهای مختلف را مشاهده میکنند تا به تواناییهای متفاوت او پی ببرند. همچنین گفت رویکردش برای دانشآموزی که در درسهای نظری عملکرد متوسطی دارد اما در فعالیت عملی یا گروهی توانمند است، فراهم کردن فرصتهایی مانند فعالیتهای عملی، پروژههای گروهی و کارگاههای هنری و پژوهشی است.
نمونهای که اتحاد نوین مطرح کرد
مدرسه اتحاد نوین در همین رویکرد مورد نظر مدرسهکلوب، یک نمونه مطرح کرد: دانشآموزی که در درسهای نظری عملکرد متوسطی داشت، در فعالیت گروهی ساخت یک سازه ساده، خلاقیت و مهارت بالایی نشان داد. این تجربه به معلم کمک کرد توانایی عملی او و مهارتش در حل مسئله را بهتر بشناسد.
توجه: این نمونه روایتی است که خود مدرسه ارائه داده، نه پژوهش علمی و نه مدرکی برای اثبات اثربخشی یک روش.
نکته جالب این نمونه جزئیاتش نیست، منطق آن است: اگر کلاس فقط روی کاغذ و آزمون بماند، شاید این توانایی هرگز دیده نشود. فعالیت عملی «صحنهای» میسازد که در آن کودک چیز دیگری از خودش نشان میدهد. و معلمی که آن لحظه را ببیند و جدی بگیرد، تصویرش از کودک کاملتر میشود.
البته یک فعالیت موفق بهتنهایی دلیلی برای نتیجهگیری قطعی درباره استعداد کودک نیست. شناخت بهتر یعنی تجربههای متنوع، مشاهده در طول زمان و بازخورد مناسب. معلم باید ببیند آیا این توانایی در موقعیتهای دیگر هم تکرار میشود، و بعد به کودک فرصت بدهد آن را ادامه دهد و گسترش دهد.
فعالیتهای عملی، هنری و گروهی چه فرصتی فراهم میکنند؟
پروژه پژوهشی، کارگاه هنری، دستسازه و کار گروهی هر کدام زاویهای تازه برای دیدن کودک باز میکنند:
معلوم میشود کودک چطور سؤال میسازد، چطور دنبال پاسخ میرود و یافتههایش را چطور توضیح میدهد.
خلاقیت، مهارت دست، تصور فضایی و صبر در رسیدن به نتیجه بهتر دیده میشود.
همکاری، مذاکره، تقسیم مسئولیت و برخورد با اختلافنظر ظاهر میشود.
البته صرف داشتن این فعالیتها کافی نیست. فعالیتی که فقط برای نمایش یا عکس برگزار شود، اطلاعاتی درباره کودک به معلم نمیدهد. مهم این است که معلم در حین فعالیت مشاهده کند، یادداشت بردارد و بعد آنچه دیده را با کودک و خانواده در میان بگذارد. بدون این حلقه آخر، بهترین کارگاه هم فقط یک سرگرمی خوب است.
نکته دیگر این است که این فرصتها باید برای همه کودکان باشد. اگر فقط چند دانشآموز «شناختهشده» در پروژهها شرکت کنند، مدرسه همان تواناییهایی را میبیند که از قبل دیده بود. کودک آرامتر، کمحرفتر یا کمتر نمرهگیر، دقیقاً همان کسی است که به فرصتهای متنوع نیاز دارد.
«دیدن استعداد» با «برچسبزدن» چه فرقی دارد؟
وقتی میگوییم «این بچه هنری است» یا «او اصلاً اهل ریاضی نیست»، ممکن است تصویری ثابت بسازیم که کودک نتواند از آن بیرون بیاید. تواناییها در کودکان دبستانی هنوز در حال شکلگیریاند و با تمرین، تجربه و تشویق میتوانند رشد کنند یا تغییر مسیر بدهند.
«در فعالیتهای ساختوساز ایدههای خلاقانه داده؛ میتوان فرصتهای بیشتری در این زمینه برایش فراهم کرد.»
رفتار را توصیف میکند و راه را باز میگذارد.
«او فقط ساختن بلد است، درسخوان نیست.»
کودک را در یک عنوان ثابت میبندد و سایر تواناییهایش را نادیده میگیرد.
حتی یک برچسب مثبت هم میتواند فشار بسازد. کودکی که «باهوش» یا «خلاق» نامیده شده، ممکن است از امتحان کردن کارهایی که در آنها خوب نیست بترسد، چون نمیخواهد تصویر خوبش خراب شود. بنابراین بهتر است بهجای صفتهای کلی، رفتار مشخص را توصیف کنیم: «دیدم برای حل این مسئله سه راه امتحان کردی.»
والدین در خانه چه کاری میتوانند بکنند؟
شناخت کودک فقط کار مدرسه نیست. شما ساعتهای زیادی او را در موقعیتهایی میبینید که معلم هرگز نمیبیند: وقت بازی آزاد، سفر، آشپزی، خرید، یا لحظهای که از کاری خسته شده است. چند عادت ساده کمک میکند این مشاهدهها ارزشمند شوند:
- چند هفته به این نگاه کنید که او بدون یادآوری سراغ چه کارهایی میرود.
- بهجای پرسیدن «امروز چه نمرهای گرفتی؟» بپرسید «امروز چه چیزی برایت جالب یا سخت بود؟»
- وقتی کاری را خوب انجام میدهد، بپرسید چطور به این راهحل رسید؛ نه فقط «آفرین».
- مشاهدههایتان را با معلم در میان بگذارید و نظر او را هم بپرسید. گاهی تصویر خانه و مدرسه از هم متفاوت است و مقایسهشان مفید است.
- عجله نکنید. علاقهای که امروز پررنگ است ممکن است سال دیگر جایش را به چیز دیگری بدهد و این طبیعی است.
هنگام انتخاب دبستان چه سؤالهایی بپرسید؟
برای فهمیدن اینکه یک مدرسه واقعاً تواناییها را میبیند یا فقط ادعایش را دارد، از شعار و فهرست فعالیتها فراتر بروید و پرسشهای مشخص بپرسید. چند پرسش مفید:
معلمها مشاهداتشان از کودک را چطور ثبت میکنند و از آن چه استفادهای میشود؟
اگر دانشآموزی در درسهای نظری متوسط است ولی در فعالیت عملی یا گروهی خوب عمل میکند، چه فرصتی برایش فراهم میشود؟
بازخورد به خانواده فقط نمره است، یا توضیحی درباره رفتار، علاقه و رشد کودک هم میدهد؟
فرد مشخصی هست که با خانواده درباره مسیر رشد کودک گفتوگو کند؟ هر چند وقت یکبار؟
فعالیتهای عملی و پژوهشی چقدر منظم و برای همه دانشآموزان است، نه فقط برای چند نفر یا برای نمایش؟
مدرسه چطور از برچسبزدن به کودک پرهیز میکند و از چه زبانی در گزارشها استفاده میشود؟
پاسخ مدیر و معلم به این پرسشها، بهتر از هر بروشوری نشان میدهد مدرسه چقدر به شناخت کودک اهمیت میدهد. به مثالها دقت کنید: مدرسهای که واقعاً مشاهده میکند، معمولاً میتواند از موقعیتهای مشخص حرف بزند. اگر پاسخها کلی و بیمثال بود، خودش اطلاعاتی است. و اگر امکانش بود، از نزدیک از کلاسها و فعالیتها بازدید کنید؛ دیدن چند ساعت از فضای واقعی مدرسه چیزهایی میگوید که هیچ توضیحی نمیگوید.
این رویکرد در عمل چگونه اجرا میشود؟
دبستان دخترانه اتحاد نوین یک پیشدبستان و دبستان غیردولتی دخترانه در منطقه ۷ آموزشوپرورش تهران است، به نشانی خیابان خرمشهر، بین صابونچی و قنبرزاده، پلاک ۱۳۹. این مدرسه در معرفی خود بر «آموزش در بستر زندگی» و رویکرد پژوهشمحور تأکید میکند و مأموریتش را ایجاد علاقه و فراهم کردن شرایط رشد همهجانبه کودکان از طریق آموزش غیرمستقیم مفاهیم عنوان کرده است.
کارگاههای دستسازه، رباتیک، سازه ماکارونی، انیمیشن، دومینو، اوریگامی، هنرهای دستی، آموزش کامپیوتر و زبان انگلیسی، جشنواره علمی جابر بن حیان، نمودار پیشرفت درسی و ارتباط مشاوران با اولیا.
از نگاه همین مقاله، چنین فعالیتهایی میتوانند فرصتی برای مشاهده تواناییهای متنوع کودکان باشند؛ دستسازه و سازه ماکارونی با خلاقیت و تصور فضایی، رباتیک با حل مسئله، و جشنواره علمی با پرسشگری و پژوهش ارتباط دارند. اما اینکه در عمل چقدر و چگونه به شناخت هر کودک منجر میشوند، همان چیزی است که باید از نزدیک بپرسید. فهرست فعالیتها فقط نقطه شروع گفتوگوست.
این اطلاعات از معرفی منتشرشده مدرسه است و لزوماً برنامه قطعی سال تحصیلی جاری را نشان نمیدهد. اگر مدرسهای را در نظر دارید، پیش از تصمیمگیری برنامه فعلی را از خود مدرسه بپرسید.
پرسشی برای فکر کردن
اگر از معلم دخترتان بخواهند فقط یک جمله درباره او بگویند، ولی نه از نمرههایش، آن جمله چه میشود؟ و اگر پاسخ فعلی فقط شامل نمره باشد، چه فرصتهایی لازم است تا کسی چیز دیگری را هم ببیند؟
پرسشهای متداول
نه. نمره فقط عملکرد کودک را در یک قالب مشخص نشان میدهد و بسیاری از تواناییها، مثل خلاقیت، همکاری، پرسشگری یا حل مسئله، لزوماً در آن دیده نمیشوند. در عین حال، موفقیت درسی هم مهم است و نباید نادیده گرفته شود.
به رفتار او در موقعیتهای روزمره توجه کنید: چه چیزهایی را بدون یادآوری دنبال میکند، چطور سؤال میپرسد، هنگام ساختن یا بازی گروهی چه نقشی میگیرد و پس از شکست چه میکند. این مشاهدات را با نظر معلم مقایسه کنید.
خیر. شناخت بهتر توانایی کودک به تجربههای متنوع، مشاهده در طول زمان و بازخورد مناسب نیاز دارد. یک نمونه موفق میتواند نقطه شروع باشد، نه نتیجه نهایی.
برای این موضوع به تفضیل در مقاله تخصصی توضیح داده شده که دعوت می کنیم حتما مطالعه کنید.
دیدن استعداد یعنی توصیف دقیق رفتار و فراهم کردن فرصت برای رشد آن. برچسبزدن یعنی کودک را در یک عنوان ثابت محدود کردن. تواناییها با تمرین و تجربه میتوانند تغییر کنند.
فقط به فهرست فعالیتها بسنده نکنید. بپرسید معلمها چطور مشاهده و ثبت میکنند، بازخورد به خانواده چه شکلی است و دانشآموزی که در درسهای نظری متوسط است ولی در فعالیت عملی خوب عمل میکند، چه فرصتی دارد.
مدرسه در معرفی خود بر رویکرد پژوهشمحور و «آموزش در بستر زندگی» تأکید کرده است. برای اطلاع از نحوه اجرای آن در سال تحصیلی جاری، بهتر است مستقیم از مدرسه بپرسید.

۱۵٫۹m
۳٫۹m











